وزیر ارشاد یا وزیر فیس بوک؟
با وجود شبکه های اجتماعی داخلی که چند سالی است مخاطب خاص خود را نیز جذب کرده است پس چرا دولتمردان و سیاستمداران اصلاحاتی ترجیح می دهند در شبکه های اجتماعی خارجی از نوع فیس بوکی آن فعالیت کنند؟!
به گزارش اصفهان شرق به نقل از دانا، با شروع به کار دولت یازدهم، علاوه بر اینکه فعالیت حامیان دولت در شبکه مجازی فیس بوک شدت بیشتری گرفت، دولتمردان نیز از این حرکت استقبال کرده و به عضویت این شبکه اجتماعی درآمدند. روحانی، ظریف، مرضیه افخم، جنتی و … از جمله کسانی هستند که صفحه ای در شبکه ی اجتماعی فیس بوک به خود اختصاص دادند. این روند به گونه ای پیش رفت که رفع فیلتر فیس بوک جزء دغدغه های اصلی دولتمردان از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد و جنتی را بر آن داشت تا کمیته ای برای بررسی رفع فیلتر فیس بوک تشکیل دهد.
اندک تأملی بر فعالیت دولتمردان در شبکه اجتماعی فیلتر شده فیس بوک، بیانگر پافشاری ناخواسته این سیاستمداران برای رفع فیلتر این شبکه و تشویق عموم مردم و جوانان برای استفاده از این شبکه اجتماعی غیر قانونی است. مصاحبه ها و دفاعیات وزیر ارشاد از فیس بوک گویا تنها برنامه وی در این وزارتخانه است که جزء این دیگر دغدغه ای وجود ندارد.
این گفته وزیر ارشاد که «فیس بوک جزء مصادیق مجرمانه نیست» خوراک مناسب رسانه های بیگانه از جمله رادیو زمانه، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی و … شد که پرداختن و پر رنگ نشان دادن این مقوله از طرف رسانه های بیگانه و اصلاح طلبان بیانگر ارزش نهادن به رسانه ها و شبکه های اجتماعی غربی است.
عبدالصمد خرمآبادی، مشاور قضایی دادستان کل کشور و دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه می گوید: مشکل فیسبوک قبل از اینکه به محتوایش باشد مربوط به ماهیت و عملکرد آن است، چرا که این سایت بزرگترین و گستردهترین ابزار جمع آوری اطلاعات برای سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل به شمار میرود.
خرمآبادی تصریح کرد: در مراسمی که سازمان سیا برای تقدیر از زاکربرگ (رئیس شبکه اجتماعی فیس بوک) برگزار کرده بود، معاون سازمان سیا اظهار داشته که فیسبوک برای ما رویایی بود که به حقیقت پیوست.
وی افزود: زاکربرگ در جشن شصتمین سال تأسیس رژیم غاصب صهیونیستی به عنوان میهمان ویژه مورد تقدیر قرار میگیرد و شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی شخصاً از دفتر موسسه فیسبوک در کالیفرنیا بازدید کرده و اظهار داشته که «فیسبوک بهترین ابزار گسترش صلح به شیوه صهیونیستی است و رویدادهای اجتماعی خاورمیانه هیچگاه بدون کمک اینترنت و فیسبوک آن طور که ما میخواستیم روی نمیداد».
در حالی فیس بوک موضوع داغ رسانه ای جنتی شده است که رسانه های مطبوعاتی اصلاحات زمان و مکان! را مناسب دیده اند و اهانت به ارزش های دینی و انقلابی مردم را تیتر رسانه های خود قرار دادند و گویا هیچ نظارتی بر مطبوعات اصلاحات از سوی وزارت ارشاد صورت نمی گیرد.
روزنامه بهار، سرمقالهای را به قلم سید علیاصغر غروی منتشر کرد که رونوشتی برابر اصل از ادعاهای وهابیون در خصوص انتصابینبودن جانشینی پیامبر اکرم(ص) است. نشر اعتقادات خرافی و پوسیدۀ این عضو فعال نهضت آزادی در آستانه عید غدیر، حکایت از افراد پشت صحنهای دارد که منتظرند تا چنین نظریهپردازانی برایشان جاده صاف کنند تا ایشان هجوم آورده میراث اسلام و انقلاب را تاراج برند. از این اهانت به ساحت امیر مؤمنان هرگز نمیتوان به این سادگی و با یک عذرخواهی عادی و چاپ چند نقد در روزنامه، بدون اظهار توبه نویسنده هتاک آن، گذشت؛ چه آنکه این وهابیمسلکان اگر راه را برای این قبیل شبههافکنیها و هتاکیها باز ببینند دیگران را نیز به ترویج افکار شوم و مسموم خود تحریک خواهندکرد. ما نهتنها به این جماعت اطمینان نداریم و صداقتی در آنها نمیبینیم بلکه از آن بیم داریم در مورد واقعه عاشورا باز هم مرضهای قلبی خود را به نحوی دیگر بروز دهند و از شمر و یزید هم حمایت کنند؛ چنانکه پیش از این نیز در روزنامههای خود چنین اعمالی را مرتکب شدند.
یادداشتی با عنوان «آتشی زیر خاکستر» در مجله چشمانداز ایران (نزدیک به نهضت آزادی) منتشر شد که نویسنده به گفته خودش با نیت دلسوزی برای حکومت، اقلیتهای مذهبی را آتشی زیر خاکستر سرد دانسته است. نویسنده به بهانه محور قرار دادن وحدت شیعه و سنی در کشور دچار لغزش شده و خواسته یا ناخواسته به ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت زهرا(س) توهین کرده است. در این مطلب درباره توجه بیش از حد شیعیان به حضرت زهرا(س) آمده است: «بعد از جنگ (تحمیلی) توجه به ایشان نسبت به سایر ائمه برجستهتر شد و رویکرد به ایشان نیز متفاوت شد. به تدریج مهمترین فاز زندگی ایشان در روزهای اول پس از وفات پیامبر اعلام شد و برخورد خلیفه دوم با ایشان برای گرفتن بیعت از ساکنین منزل ایشان و حوادث گفته شده در این مورد پررنگ شد. پیش از آن درگذشت آن حضرت به عنوان وفات یاد میشد که به تدریج عنوان شهادت جایگزین شد و در رسانهها هم رایج شد. متاسفانه مساله حضرت زهرا(س) را چنان احساسی و عاطفی عنوان میکنند که شنونده و بیننده به جای تامل و تفکر در شخصیت و منش ایشان، صرفا حس انتقامجویی و کینهتوزی پیدا میکند!»
با وجود شبکه های اجتماعی داخلی که چند سالی است مخاطب خاص خود را نیز جذب کرده است پس چرا دولتمردان و سیاستمداران اصلاحاتی ترجیح می دهند در شبکه های اجتماعی خارجی از نوع فیس بوکی آن فعالیت کنند؟!
آیا وزارت ارشاد نمی تواند بستری برای فعالیت هم مسلکان خود در شبکه های اجتماعی داخلی فراهم کند؛ چه بسا که این امر نه تنها موجب ارزشگذاری به علم و توانمندی جوانان ایرانی است بلکه باعث معرفی این شبکه ها توسط نخبگان کشوری در سطح بین الملل و جهان خواهد شد.
هرچند می توان مصاحبه های وزیر ارشاد در مورد فیس بوک و عدم جلوگیری دربرابر اهانت های مطبوعات اصلاحات را سهل انگاری غیرعامدانه وزارتخانه دانست امّا خواسته یا ناخواسته این خط و مشی را القاء می کند که سیاست پیش روی این وزارتخانه ایجاد و بازگرداندن فضای نقد و تخریب در رسانه ها علیه ارزش های مردمی و آرمان های مقدس نظام جمهوری اسلامی ایرانی است.