طی یک پژوهش علمی مشخص شد؛
همه دلایل علمی برای ابطال طرح بن – بروجن/آیا دولت به وضعیت زاینده رود واقف است؟!
پروژه بن ـ بروجن به دلیل بارگذاری جدید بر حوضه زایندهرود مغایر با مصالح عمومی کشور است. این پروژه پیامدهای اجتماعی، سیاسی، امنیتی و زیست محیطی گسترده دارد و فاقد توجیه است.
به گزارش اصفهان شرق، در سفر مردادماه 1393 ریاست محترم جمهوری به استان چهارمحال و بختیاری، عملیاتی شدن طرح تأمین و انتقال آب بن ـ بروجن اعلام عمومی شد. بررسی مشخصات فنی و ارزیابی کارشناسی پروژهی بن ـ بروجن موضوع این بررسی است. از آنجا که پیش از مطرح شدن پروژهی بن ـ بروجن، تأمین آب شرب و صنعت بروجن، فرادنبه، سفید دشت و روستاهای مسیر از طریق انتقال آب سبزکوه به تصویب رسیده بود و اجرای آن آغاز شده بود، ضمن بیان مشخصات کلی طرح تأمین و انتقال آب سبزکوه به بروجن و شهرها و روستاهای دیگر، این دو طرح مورد مقایسه قرار میگیرند.
پروژهی بن ـ بروجن
ظرفیت طرح :(لیتر در ثانیه)1800
حجم سالیانهی آب انتقالی : (میلیون متر مکعب) 41
محل تأمین آب :رودخانهی زایندهرود، پائین دست سد زایندهرود
سامانهی انتقال : خط لوله و پمپاژ
ارتفاع پمپاژ :545 متر در 3 مرحله:
ـ مرحلهی 1 : (متر) 49
ـ مرحلهی 2 : (متر) 290
ـ مرحلهی 3 : (متر) 215
طول خط انتقال اصلی و فرعی : (کیلومتر) 255
طول خط انتقال اصلی : (کیلومتر) 115
قطر خطوط اصلی : (میلیمتر) 1400 تا 500
طول خط انتقال فرعی : (کیلومتر) 140
قطر خطوط انتقال فرعی : (میلیمتر) 1000 تا 200
ارزیابی پروژهی تأمین و انتقال آب بن ـ بروجن
تأمین آب شرب همواره اولویت دارد ولی در شرایطی که گزینههای جایگزین وجود دارد، ارزیابی هر گزینه و مقایسهی آن با گزینههای دیگر و نهایتاً انتخاب بهترین گزینه ضرورت دارد. پیش از مطرح کردن دیگر گزینههای قابل عمل مبانی کلی پروژهی بن ـ بروجن مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد.
ارزیابی پروژهی بن ـ بروجن از دیدگاه مدیریت کلان منابع آب:
منبع تأمین آب پروژهی بن ـ بروجن رودخانهی زایندهرود است. به دلایل زیر پروژهی بن ـ بروجن به لحاظ مدیریت منابع آب دارای ایرادات جدی است:
الف: بارگذاری بر زایندهرود
رودخانهی زایندهرود در اثر بارگذاریهای بیش از ظرفیت با بحران اجتماعی ـ زیست محیطی روبهرو است. ابعاد این بحران آن چنان فراگیر است که پیامدهای عظیمی به شرح زیر داشته است:
ب : پیامدهای زیستمحیطی بارگذاریهای بیش از ظرفیت بر زایندهرود:
– خشک شدن رودخانه در بخشهای میانی و شرقی حوضه در چند سال پی در پی
– عدم تأمین حقابهی زیست محیطی تالاب گاوخونی و خطر تبدیل شدن آن به کانون تولید ریزگردهای نمکی
– روند نابودی آبخوانها در حوضهی زایندهرود در پی خشک شدن رودخانه و فرو نشست سراسری دشتها؛
با توجه به بحران زیستمحیطی موجود در حوضهی زایندهرود، اجرای پروژهی بن ـ بروجن به منزلهی بارگذاری جدید بر روی رودخانهی زایندهرود است و بنابراین بحران زیستمحیطی حوضه را تشدید میکند.
ج: پیامدهای حقوقی، اجتماعی،امنیتی بارگذاریها بر زایندهرود
مطابق طومار منسوب به شیخ بهایی آبدهی زایندهرود طبیعی متعلق به حقابهبران طوماری است. مطابق مصوبهی هیأت وزیران به شمارهی 4322 مورخ 5/3/1333، آب الحاقی تونل اول کوهرنگ متعلق به حقابهبرانی طومار شیخ بهایی است. بنابراین کل آبدهی زایندهرود طبیعی و آب الحاقی اول به ترتیب با میانگین حجم 845 و 293 (جمعاً 1138) میلیون متر مکعب متعلق به صاحبان حق به شرح زیر است:
– حقابهبران طوماری ؛
– حقابهی زیستمحیطی رودخانه و تالاب گاوخونی ؛
– سهم آبه بران تا مقطع تصویب قانون توزیع عادلانهی آب (سال 1361) ؛
– شرب تا سال 1361 به میزان 30 میلیون متر مکعب ؛
این مبنای تقسیم حقوقی آب که به تصویب شورای عالی آب رسیده است نشان میدهد دولت تنها اختیار دار منابع آب حاصل از تونل دوم کوهرنگ با میانگین حجم 224 و تونل چشمه لنگان و خدنگستان با میانگین حجم 130 (جمعاً 354) میلیون متر مکعب است.
این در شرایطی است که حجم تعهدات و تخصیصهای داده شده دولت در استانهای اصفهان، یزد، چهارمحال و بختیاری به بخشهای شرب، صنعت، کشاورزی بدون احتساب تخصیص داده شده به پروژهی بن ـ بروجن بالغ بر 1013 میلیون متر مکعب است.
در واقع دولت با دادن تعهدات و تخصیص آب مازاد بر حجم منابع آب در اختیار خود، کمبود آب را از محل تصرف حقابهی زیستمحیطی رودخانه، تالاب و نیز حقابهی حقابهداران، سهم آبهبران و حق اشتراکیها تأمین کرده است. نتیجهی این رویه بحران عمیق و فراگیری است که در ابعاد اجتماعی ـ سیاسی ـ امنیتی ـ حقوقی گریبانگیر حوضهی زایندهرود شده است. با عنایت به اینکه پروژهی بن ـ بروجن به معنی بارگذاری جدید بر زایندهرود است بدون آنکه دولت منابع آب لازم در اختیار داشته باشد نتیجهای جز نقض بیشتر حقوق قانونی حقابهداران، سهم آبه بران و حق اشتراکیها توسط دولت و تشدید بحرانهای اجتماعی ـ امنیتی ـ حقوقی موجود نخواهد بود.
ارزیابی پروژهی بن ـ بروجن از دید اقتصاد مهندسی و مصالح ملی:
بخشهای مهمی از مناطق هدف پروژهی بن ـ بروجن از جمله شهرهای بروجن ـ فرادنبه ـ سفید دشت و برخی دیگر از مناطق و روستاهای زیر پوشش آن در حوضهی آبریز کارون قرار دارند. در واقع اجرای پروژهی بن ـ بروجن به مفهوم انتقال بین حوضهای آب از حوضهی زایندهرود به حوضهی کارون است.!!
انتقال بین حوضهای آب از حوضهی بحران زده و دچار کمبود شدید آب زایندهرود به حوضهی پرآب و دارای آب مازاد بر مصارف کارون، مغایر با منطق کارشناسی، مصالح ملی و اصول و مبانی مدیریت منابع آب و اقتصاد مهندسی است. اجرای پروژهی بن ـ بروجن به مفهوم آن است که آبهایی که با هزینهی سنگین از حوضهی کارون به حوضهی زایندهرود منتقل شدهاند با صرف هزینهی سنگین به حوضهی مبدأ یعنی حوضهی کارون بازگردانده شوند.!! هیچ منطق کارشناسی و مدیریت اصولی منابع آب چنین اقدامی را موجه نمیشناسد، مگر آن که پروژههای جایگزین و قابل عمل وجود نداشته باشد و تأمین و انتقال آب از زایندهرود ناگزیر و الزام آور باشد. در ادامهی پروژههای جایگزین معرفی میشود و نشان داده خواهد شد پروژهی بن ـ بروجن از هر نظر فاقد توجیه است.
پروژههای جایگزین پروژهی بن ـ بروجن
سد چغاخور
سد چغاخور با حجم سالیانهی 35 میلیون متر مکعب که مصرف کشاورزی دارد قابلیت تأمین آب شرب شهر بروجن با نیاز حداکثر 7 میلیون متر مکعب در سال را دارا میباشد.
پروژهی انتقال آب سبزکوه
پروژهی انتقال آب سبزکوه مشخصاً برای تأمین و انتقال آب شرب و صنعت به بروجن ـ فرادنبه ـ سفیددشت و دیگر روستاهای منطقهی تصویب و عملیات اجرایی آن آغاز شده است. این پروژه دارای مشخصات زیر است:
حجم آب قابل انتقال : (میلیون متر مکعب) 56
طول تونل انتقال :(کیلومتر) 7/10
قطر تونل: (متر) 6/3
سامانهی انتقال : ثقلی و بدون نیاز به پمپاژ
پروژهی انتقال آب سبزکوه آب را به طور ثقلی به مخزن سد چغاخور انتقال میدهد و از آنجا به صورت ثقلی به تونل موجود چغاخور (حلوایی) انتقال مییابد. از نکات بارز پروژهی سبزکوه آن است که با اینکه آب به صورت ثقلی و بدون پمپاژ انتقال مییابد تراز آب قابل تأمین در این پروژه حدود 200 متر بالاتر از تراز آب قابل تحویل به بروجن در پروژهی بن ـ بروجن است.
بنابراین به لحاظ مبانی کارشناسی ـ اقتصاد مهندسی ـ مبانی مدیریت منابع آب و مصالح ملی این پرسش به طور جدی مطرح است که چرا با وجود پروژهی انتقال سبزکوه به بروجن، پروژهی انتقال آب زایندهرود در قالب طرح موسوم به بن ـ بروجن در دستور کار قرار گرفته است؟
چه دلیلی دارد پروژهی ثقلی و با کمترین هزینهی اجرا و بهرهبرداری سبزکوه که از طریق آن آب حوضهی کارون در خود حوضهی کارون به مصرف میرسد به کناری گذاشته شده است و به جای آن پروژهای با 545 متر ارتفاع پمپاژ، حدود 255 کیلومتر خطوط انتقال اصلی و فرعی و با بارگذاری بر حوضهی بحران زدهی زایندهرود جایگزین آن شده است؟!!
پروژهی انتقال آب از سد سورک
سد سورک در غرب شهر بروجن و در فاصلهی حدود 20 کیلومتری آن قرار دارد. تأمین بخشی از آب مورد نیاز صنعت از سد سورک امکانپذیر است. بنابراین با وجود این منبع آب در خود منطقه، انتقال آب از زایندهرود با 10 برابر طول خط انتقال و 10 برابر ارتفاع پمپاژ قابل توجیه نیست.
پروژههای انتقال آب از دیگر سر شاخههای کارون
به دلیل آن که بروجن، فرادنبه و سفید دشت در حوضهی کارون واقع هستند امکان انتقال آب از سرشاخههای کارون از جمله رودخانهی ونک، آقبلاغ، و… قابل بررسی است. مزیت عمدهی این راهکارها آن است که آب تخصیص یافته از سرشاخههای کارون در خود حوضهی کارون مصرف میشود و مستلزم انتقال بین حوضهای آب از حوضهی زایندهرود به حوضهی کارون نخواهد بود و اجرای آنها بحران فراگیر موجود در حوضهی زایندهرود را تشدید نمیکند.
جمعبندی و نتیجهگیری:
پروژهی بن ـ بروجن به دلیل 545 متر ارتفاع پمپاژ در 3 مرحله و همچنین بالغ بر 255 کیلومتر خطوط انتقال اصلی و فرعی پروژهای غیر اقتصادی و غیر کارشناسی است.
پروژهی بن ـ بروجن به دلیل بارگذاری جدید بر حوضهی زایندهرود مغایر با مصالح عمومی کشور است. این پروژه پیامدهای اجتماعی ـ سیاسی ـ امنیتی ـ زیست محیطی گسترده دارد و فاقد توجیه است.
پروژهی بن ـ بروجن مستلزم انتقال بین حوضهای آب از حوضهی کم آب زاینده رود به حوضهی پرآب و دارای مازاد آب کارون است. این پروژه موجب میشود آبهایی که با هزینههای سنگین از حوضهی کارون به حوضهی زایندهرود منتقل شده است با صرف هزینههای سنگین اجرا و بهرهبرداری ،به حوضهی مبدأ بازگردانده شود.
پروژهی مصوب و در دست اجرای انتقال آب سبزکوه به بروجن ، فرادنبه و سفید دشت با تأمین حجم آب بیشتر، بدون نیاز به پمپاژ و با خط انتقال به مراتب کوتاهتر، پروژهی منطقی و کارشناسی برای تأمین آب شرب و صنعت مورد نیاز شهر بروجن ، فرادنبه ، سفید دشت و … است.
انتهای پیام/تابناک
دیدگاهتان را بنویسید