سرویس: دین و اندیشه ۱۰:۱۰ - دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴

به مناسب ایام شهادت شیخ الائمه

اساس تفکر سیاسی شیعه در کلام امام صادق (ع)

اَبان ابن تغلب شیعه را اینگونه معرفی می کند: شیعیان کسانی هستند که اگر در روایت از رسول خدا(ص) اختلاف شود سخن علی ابن ابیطالب(ع) را می پذیرند و اگر در روایت علی(ع) اختلاف کنند آنچه را که جعفربن محمد(ع) می گوید می پذیرند…

به گزارش اصفهان شرق/ مهران آدرویش

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین (کریمه توبه – شریفه ۱۱۹)

در رجال نجاشی: اَبان ابن تغلب (م۱۴۱ه.ق) صحابی امام صادق(ع)، شیعه را اینگونه معرفی می کند: شیعیان کسانی هستند که اگر در روایت از رسول خدا(ص) اختلاف شود سخن علی ابن ابیطالب(ع) را می پذیرند و اگر مردم در روایت علی(ع) اختلاف کنند آنچه را که جعفربن محمد(ع) می گوید می پذیرند.

اطلاعات شناسنامه ای:

نام: جعفر (جعفر در لغت به معنی رود پر آب است. آری وجود نازنین آن حضرت که محل اسرار و علوم الهی است همچون رودخانه ای پر آب به عالم اسلام حیاتی صادقانه، طاهرانه و جاودانه بخشید)

نام پدر: امام باقر(ع)

نام مادر: ام فروه دختر قاسم ابن محمد ابن ابی بکر

القاب: صادق، طاهر، فاضل، صابر، کامل، منجی، کلمه الحق، لسان الصدق، مصدق، محقق، کاشف الحقایق و…

کنیه: ابا موسی، ابا اسماعیل، اباعبدالله

زمان تولد: دوشنبه ۱۷ ربیع الاول ۸۳ه.ق

مکان تولد: مدینه

زمان شهادت: ۲۵ شوال ۱۴۸ه.ق در سن ۶۵ سالگی بواسطه زهری که منصور دوانیقی (لعنه الله علیه) به حضرت خوراند.

مدت امامت: ۳۴سال (حضرت در سن ۳۱ سالگی به امامت رسیده اند. لذا  مدت ۱۲ تا ۱۵ سال را با امام سجاد(ع) و مدت ۱۹ سال را با امام باقر(ع) سپری نموده).

همسر: حمیده دختر صاعد مغربی

فرزندان: ۷پسر و سه دختر

شمایل حضرت:

 میانه بالا، افروخته روی، سفید، بینی کشیده، موهای سیاه و مجعد، چشمان آبی و خالی سیاه بر گونه داشتند (به نقل از کتاب مغز متفکر جهان شیعه)

خلفای عصر امام:

 هشام ابن عبدالملک ۱۱ سال

ولید ابن یزید ابن عبد الملک ۱سال

یزید ابن ولید ابن عبدالملک ۵ماه و دوشب

ابراهیم ابن ولید ابن عبدالملک ۷۰روز

مروان ابن محمد ۶ماه

سفاح (اولین خلیفه عباسی) ۵سال

منصور دوانیقی حدود ۱۱سال

عصر امام صادق(ع): عصر امام صادق(ع) عصر نوآوری و شکوفایی است. در این دوران معارف نوینی از اسلام و قرآن مجید به جهان اسلام عرضه شد. محور این نوآوری وجود پربرکت امام صادق(ع) بود و به قول جابرابن حیان (شاگرد امام(ع) و پدر علم شیمی): همگان در هر رشته ای محتاج او بودند (تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴)

 دوران امام(ع) دوران برخورد اندیشه هاست. شیوع افکار انحرافی جبریه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه، مجسمه، تناسخیه و… از یک طرف و مشغول شدن ظالمین (بنی امیه و بنی العباس) به یکدیگر فرصت مناسبی را جهت تبیین و ترویج اسلام ناب محمدی(ص) در اختیار امام(ع) قرار داد. شاگردان، سیل آسا از سراسر جهان اسلام برای فراگیری رشته های گوناگون علمی رهسپار مدینه النبی شدند. تا جایی که شیخ مفید(ره) فقط شاگردان ممتاز حضرت را بالغ بر۴۰۰۰ نفر دانسته است. کرسی تدریس حضرت از سال۱۱۴ه.ق تا ۱۴۰ه.ق به مدت ۲۶ سال دائر بود. اما با به قدرت رسیدن بنی العباس بار دیگر کلاس های حضرت تعطیل و حضرت برای مدتی به اطراف کوفه تبعید شدند و جهان اسلام تا پایان عمر حضرت (به مدت ۸سال) از آن رودخانه خروشان علم و تقوی محروم شد.

علت قیام نکردن حضرت با وجود شیعیان و شاگردان بسیار: عدم خلوص و فرمانبرداری شیعیان، تا جایی که حضرت فرمودند: اگر ۱۷ نفر یاور راستین داشتم قیام می کردم اما جز ۵ نفر یاور راستین ندارم (کتاب زندگی نامه امام صادق(ع)– حجت الاسلام اشتهاردی).

ویژگی های امام(ع): او را جز در حال روزه، نماز، ذکر و تدریس نمی دیدند (رزقنا الله انشاالله).

علم امام(ع) دلیل بر حقانیت شیعه:

یونس ابن یعقوب گوید: سالی خدمت امام صادق(ع) در منا بودیم یک مرد شامی وارد شد و خواستار مناظره با امام شد. امام(ع) به هشام فرمود با او مناظره کن.

 هشام گفت: آیا به نظر تو خداوند بر مردم حجتی اقامه کرده یا نه؟

شامی گفت: بله و آن حجت رسول خدا(ص) است.

هشام گفت: رسول خدا(ص) که در میان ما نیست. بعد از او حجت کیست؟

شامی گفت: قرآن.

هشام گفت: آیا قرآن می تواند رافع اختلاف در میان امت باشد؟

شامی گفت: بله.

هشام گفت: چطور می تواند رافع اختلافات باشد در حالیکه الآن تو با من اختلاف نظر داری؟

مرد شامی که جوابی نداشت گفت: پس الآن حجت کیست؟

هشام رو به امام(ع) کرد و گفت: این مردی که اینجا نشسته. همو که از اکناف عالم بار سفر می بندند و رو به او می آورند. کسی که ما را از اخبار آسمان و زمین خبر می دهد و وارث پدر و جدش رسول خداست.

شامی گفت: به چه دلیل او حجت خداست؟

هشام گفت: این تو و این دریای ژرف و عمیق علم و حکمت و فضل و کمال. آنچه می خواهی از محضر اقدسش سوال کن.

شامی گفت: راست گفتی بهترین راه همین است.

پس تا خواست سوال کند امام(ع) فرمود: من به تو خبر می دهم از وقتی که از شام بیرون آمدی تا به اینجا رسیدی در راه چه حوادثی بود و با که بودی.

شامی با کمال تعجب گفت: بفرمایید!!

امام(ع) آغاز به گفتن کرد و او با تعجب گوش می کرد و مرتب می گفت: صدقت یابن رسول الله!! گویا شما با خود من همراه بوده اید!!

 سپس مرد شامی گفت: اسلمت لله الساعه

 امام(ع) فرمود: نه مسلمان بودی بل آمنت بالله الساعه

شامی گفت: اشهد ان لااله الاالله و اشهد انّ محمداً رسول الله و انّک وصی الاوصیا (اصول کافی ج۱ ص۱۷۱)

اساس تفکر سیاسی شیعه در کلام امام صادق(ع):

 عمر بن حنظله مى‏ گوید از امام صادق(ع) درباره دو نفر از دوستانمان (یعنى شیعه) که نزاعى بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات براى رسیدگى مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟ فرمود: هر که در مورد دعاوى حق یا دعاوى ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنى قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده باشد و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام مى‏ گیرد؛ گرچه آن را که دریافت مى‏ کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأى طاغوت و آن قدرتى گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خداى تعالى مى‏ فرماید: یُریدُونَ انْ یَتَحاکَمُوا إلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یَکْفُرُوا به. پرسیدم چه باید بکنند. فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسى است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است… بایستى او را به عنوان قاضى و داور بپذیرند؛ زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‏ام. (وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۹۸). (این روایت بسیار مهم اساس تفکر سیاسی شیعه را رقم زده و حداقل ۴۰ نفر از فقهای بزرگ شیعه بر اساس همین روایت، ولایت فقیه را در سه حوزه فتوی، قضا و حکومت ثابت می دانند؛ برای توضیح بیشتر می توانید به کتاب ولایت فقیه امام(ره) و کتاب حکومت اسلامی در ۳۲درس تألیف حوزه علمیه قم مراجعه فرمایید).

دو روایت زیبا از امام صادق(ع):

الف) کمال مومن در سه خصلت است: آشنایی با معارف دینی، صبر در برابر شداید و ناملایمات، زندگی همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزی (میزان الحکمه- آیت الله ری شهری)

ب) «ولایتی لعلی ابن ابطالب(ع) احب من ولادتی منه لانّ ولایتی له فرض و ولادتی منه فضل» (بحار الانوار ج ۳۹ ص ۲۹۹)

اینکه  ولایت علی(ع) را قبول کرده ام نزد من محبوبتر است از این که ولادتم از اوست. زیرا قبول ولایت علی(ع) بر من فرض است و واجب، در حالی که ولادت من از او یک فضیلت است.

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.