سرویس: تولیدی » مقاله و یادداشت ۱۱:۱۳ - شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳

نقد یا تخریب:

نهادینه سازی فرهنگ انتقاد و نقد پذیری؛ ضامن پویایی نظام اسلامی

لذا در وهلۀ نخست باید گفت رواج فزایندۀ انتقاد در نظام اسلامی را باید به فال نیک گرفت که به نوبۀ خود منجر به پویایی و نشاط کشور درعرصه های مختلف می گردد.

اصفهان شرق- مهدی نجفی طلبه سطح خارج حوزه علمیه قم

نظام شکوهمند اسلامی در راستای رشد و سعادت مردم مسلمان ایران و دیگر جوامع بشری به منصۀ ظهور رسید، لذا ضرورت پویایی ارکان مختلف این نظام برای ارائۀ اسلام ناب محمدی(ص) به جامعۀ جهانی غیر قابل انکار است، لیکن چگونگی تحقق این مهم نیازمند مولفه های گوناگون از جله بسط و گسترش فرهنگ انتفاد صحیح و لزوم فرهنگ نقد پذیری در همۀ عرصه ها و در قالب هر عنوان و مقام می باشد،زیرا وقتی امام صادق(ع) می فرماید: « أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَی إِلَیَّ عُیُوبِی[1] » ؛ ( محبوب ترین برادران من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند)، دیگر تکلیف پیروان رئیس مکتب جعفری در اهتمام به فرهنگ نقد پذیری مشخص می شود، لذا اینچنین است که امام خمینی (ره)بنیانگذار انقلاب اسلامی در باب ضرورت نقد پذیری و لزوم  اعتراف به اشتباه و خطا توسط مسئولان  فرمودند: «اگر يك چيزي را ديديد كه واقعاً خلاف كرديد، اعتراف كنيد و اين اعتراف شما را در نظر ملتها بزرگ مي كند، نه اينكه اعتراف به خطا، شما را كوچك مي كند[2]».

 ****************************

لذا در وهلۀ نخست باید گفت رواج فزایندۀ انتقاد در نظام اسلامی را باید به فال نیک گرفت که  به نوبۀ خود منجر به پویایی و نشاط کشور درعرصه های مختلف می گردد به ویژه اگر طرح انتقاد  با قبول اشتباه و به عبارت دیگر نقد پذیری همۀ مسئولان و آحاد جامعه همراه گردد، از این رو است که رهبر معظم انقلاب اسلامی  نقد منصافه و نقد پذیری منصفانه را از جمله شاخصه های تقویت نظام برشمردند و فرمودند: «معتقدیم که نقد منصفانه و پاسخگویی منصفانه به نقد، به تقویت دستگاه و نظام کمک میکند.[3]»

 ****************************

حال که ضرورت اصل طرح انتقاد منصفانه  و نیز لزوم نقد پذیری منصفانه در آموزه های اسلامی و دینی مورد تأیید قرار گرفت، در ادامه باید به برخی چالش ها دراین زمینه اشاره نمود، زیرا طرح شائبه و مواجهه سلبی و امنیتی با انتقادات و نیز عدم تمکین برخی از مسئولان کشور از انتقادات سازنده ،ضرورت ورود به این مسأله را دو چندان می کند.

باید اذعان نمود  به علت عدم بازتولید معارف اسلامی متأسفانه اموزه های نظام اسلامی در مسألۀ انتقاد و نقد پذیری، آنچنان که باید و شاید به صورت  اصول ثابت در جامعه جاری و ساری نشده است، لذا  به تبع آن در برابر انتقادات سازنده ، عملکرد مطلوبی از برخی مسئولان اجرایی کشور مشاهده نمی شود.

در تبیین این مدعا باید به همۀ صاحبان قلم و اصحاب رسانه و.. عرض نمود؛ بی شک انتقاد صحیح به عنوان عامل کلیدی در اصلاح برخی نابسامانی ها و به عنوان شاخصۀ کلیدی رشد و تعالی کشور مطرح است؛ زیرا طرح انتقادات سازنده موجب همه سونگری و واقعیت گرایی برای برنامه ريزان، سياستگذاران و مديران و مجريان کشور خواهد شد و از تکرار بسیاری از ريزشها و دوباره كاري­ها و تكروي­ها جلوگیری خواهد کرد،لذا بنيانگذار جمهوري اسلامي، امام خميني رحمه الله ، در موضوع ضرورت طرح انتقاد در نظام اسلامی فرمود: «انتقاد بايد بشود! تا انتقاد نشود، اصلاح نمي شود يك جامعه. عيب هم در همه جا هست؛ سر تا پاي انسان عيب است و بايد اين عيبها را گفت و انتقادها را كرد؛ براي اينكه اصلاح بشود جامعه.[4]»

 ****************************

لیکن انتقادات باید به دور از حب و بغضهای سیاسی و تنه با هدف اصلاح و ترمیم معایب موجود در همۀ ساختار نظام اسلامی صورت گیرد در این صورت تلخي نخستين نقد و انتقاد، با دستآوردهاي شيرين آن از ميان مي رودو پيامدهاي سازنده و سودمند نقد، سبب مي شود كه آدمي همواره خود را در ديد نقد ديگران بگذارد و هيچ گاه كاركرد خويش را از آن بي نياز نداند.

لازم به ذکر است مسئولان نظام اسلامی ایران به علت پیشرفت فراوان و قابل تحسین  جوانان در ابعاد علمی جهانی  طبیعا باید منتظر طرح ها، پیسنهادات و نیز ناتقادات از این طیف فعال و کنجکاو در جامعه باشند و از طرح انتقادات همۀ احاد جامعه به ویژه کارشناسانت و متخصصان در ختلف استقابل نمای لیکن متأسفانه  برخی مسئولان پس از خبط و خطای در  مسئولیت  محول شده در مواجهه با نقد ها ،ب برچسب  مخرب بودن اینگونه انتقادات مخرب را مطرح می کنند و اینگوه از بار مسئولی شانه خالی می کنند در حالی که آموزه های اسلامی برخلاف این رویکرد را به مسلمانان گوشزد کرده است ؛به عنوان نمونه امام جواد عليه السلام مي فرمايد: «الْمُوءْمِنُ يَحْتاجُ إِلي تَوْفِيقٍ مِنَ اللّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ؛ «مؤمن، به توفيق الهي و پند دهنده دروني و پذيرش نصيحت ناصحان نيازمند است» ، هم چنین امیر مو منان علی(علیه السلام) با وجود مقام عصمت به یاران خود می فرمود: «من از نقد شما فراتر نیستم هرآنچه را لازم می دانید با من بگوئید و بیم و هراسی نداشته باشید».

لذا باید این پرسش را مطرح نمود ، به راستی اگر این آموزه های ناب اسلامی در مسأله نقد پذیری در بین برخی مسئولان و آحاد جامعۀ اسلامی به صورت فرهنگ غیر قابل تغییر در می آمد آیا بسیاری از نابسامانی ها در کشور مرتفع نمی گردید؟ آیا طرح انتقاداتی از جنس مطالبات رهبری و منطبق با آرمان های نظام اسلامی در جامعه را باید انتقادات مخرب و ویرانگر نامید؟! به نظر می رسد در تبیین چرایی این آسیب یعنی  عدم پذیرش بسیاری از  انتقادات سازنده  باید گفت: استبداد رأي و احساس محوريت در كارها و مطلق انديشي؛از عوامل مهم در عدم نقد پذیری برخی مسئولان است؛  چنان كه امام علي عليه السلام در مورد آثار استبداد به رأي مي فرمايد: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ[5]»؛ آن كه استبداد در رأي به خرج دهد، به يقين نابود خواهد شد.

بدیهی است نهادینه کردن  فرهنگ نقد و نصیحت به رهبران و حاکمان دولت اسلامی به عنوان مهمترین حقوق ملت و ترسیمی از مردم سالاری دینی در جامعۀ اسلامی است، لذا از همۀ مسئولان انتظار می رود در مواجهه با نقد و نظر روی نگردانند، چهره درهم نکشند، به اصل مشورت به ویژه با عالمان و فرهیختگان و تجربه آموختگان سخت پایبند باشند تا تصمیمات پخته تر، سنجیده تر و بی عیب تر باشد،که تحقق این مهم به نوبۀ خود تبعیت عملی از ولایت فقیه و اجرای منویات شخص مقام معظم رهبری را به همراه خواهد داشت.

 ****************************

[1] (بحار الانوار ج75 ص249)

[2] صحيفه امام، ج 14، ص 92 و 93

[3]  بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت 4/ ۰۶/1383

[4] صحيفة امام، ج 14، ص 401.

[5] نهج البلاغه حکمت 161

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.