سرویس: دین و اندیشه » حدیث روز ۱۱:۲۱ - سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳

مهدی نجفی:

شاخصه های کلیدی در تحقق اتحاد امّت اسلامی

مهم ترين تهديدات امنيتي براي کشورهاي اسلامي که توسط عوامل خارجي (آمريكا، انگلستان و اسرائيل..) صورت می گیرد،اختلاف افکنی و ایجاد تفرقه در جهت تضعيف حاكميت سياسي و فرهنگي است.

اصفهان شرق- مهدی نجفی طلبه سطح خارج حوزه علمیه قم

مقولۀ وحدت اسلامي در شرايط کنوني از جمله مهمترین ضرورت انکارناپذير و اولویت نخست دنياي اسلام است،بدیهی است ضرورت پرهيز از تفرقه از دستورهاي اکيد قرآن کريم و پيشوايان ديني است، و دستور اعتصام به ريسمان الهي در سوره آل عمران و برادري مؤمنان در سوره حجرات و مشترک بودن اعتقادات ديني مسلمانان و يکي بودن کتاب آسماني و قبله گاه آنان همگي بيانگر لزوم تحقق وحدت حقيقي در میان مسلمانان است.
در تبیین این امر باید گفت ، بدون شک از جمله مهم ترين تهديدات امنيتي براي کشورهاي اسلامي که توسط عوامل خارجي (آمريكا، انگلستان و اسرائيل..) صورت می گیرد،اختلاف افکنی و ایجاد تفرقه و استفاده ابزاري وتهديدآميز از آنان در جهت تضعيف حاكميت سياسي و فرهنگي است كه کشور هاي اسلامي را با چالش مواجه مي كند.
از این رو حصول این راهکارها و کاربردی نمودن آن برای تحقق اتحاد اسلامی در جوامع اسلامی می تواند برای رویارویی اختلاف افکنان، بسترهای مناسب را برای اتخاذ نقشۀ راه مشترک و ارتقای هم افزایی امنیتی،سیاسی،فرهنگی…امت اسلامی به همراه داشته باشد، که این دستاورد می تواند بسیاری از آثار سویی که مروجان اختلاف میان مذاهب اسلامی در ساختارهای استراتژیک برخی کشورهای اسلامی بر جای گذاشتند را مرتفع نماید. لذا مهمترین شاخصه های اتحاد اسلامی را می توان در این امور برشمرد:

 

 

اشاعة فرهنگ گفتگو
باید اذعان نمود گفتگوي رهبران مذاهب اسلامي،تفاهم و همدلي علماي برجسته مذاهب اسلامي و کاستن از سوء تفاهمات و تشويق پيروان مذاهب به همدلي و وحدت و در نهایت اتحاد امت اسلامی را به همراه خواهد داشت .
قطعاً راهبرد «گفتگوي بين مذاهب اسلامي» موجبات تحکیم و تقویت همگرائی امت اسلامی و در نهایت طرد تفرقه اندازان را موجب خواهد شد زیرا اشاعه و گسترش فرهنگ گفتگو و تحكيم و تقويت تسامح ميان مسلمانان می‌تواند از شدّت و حدّت اين اختلاف‌ها بكاهد.
لذا نياز به تحكيم و تقويت فرهنگ گفتگو و همزيستی متناسب با تشديد مشكلات برخاسته از “سوء تفاهم” يا “عدم اعتماد”ی كه بر روابط ميان پيروان مذاهب و فرقه‌های گوناگون اهالی يك قبيله [مسلمانان] حاكم است، به شدت احساس می گردد،از این رو كوشش در راه “تقريب مذاهب اسلامی” نوعی رویکرد “گفتگو محوری است ، زیرا اختلاف‌ها از نظر بسياری از پيروان مذاهب و فرقه‌های اسلامی ربطی به عقايدی كه خداوند ايمان به آنها را واجب ساخته و در قرآن كريم و حديث نبوی صحيح آمده و خروج از آنها به مثابۀ خروج از دين است، ندارد.

timthumb.php
بدین ترتیب گفتگوی مذاهب اسلامی در بعد فقهی و مذهبی‌در چارچوب دين واحدی كه همۀ امت را در بر می‌گيرد و در سطح تقريب مذاهب اسلامی در ابعاد مختف سیاسی، اقتصادی و تقویت چارچوب همبستگی اسلامی و تحكيم همكاری‌های مبتنی بر احترام دو طرفه و اعتماد دوجانبه و نیز تقويت بافت اجتماعی و تعميق وابستگی‌های فرهنگی و به مصلحت امت اسلامی است،آموزه های وحدت بخش که بر مبنای ايمان به خداوند متعال و به پيامبر اکرم (ص) و به كتاب خدا يعنی قرآن كريم و سیرۀ نبوی (ص) استوار گشته است، لذا می¬توان اینچنین گفت گفتگوی علمي و منطقي و به شيوۀ بهتر، گامي عملي در راستاي تحقق اتحاد امت اسلامی است، زیرا اسلام در مفهوم تشريعي خود، گفتگوي نيكو و جدال قانع كننده با كفار و مشركان را واجب گردانیده است، لذا خداوند در قرآن کریم فرمود : «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ»[1] (مردم را به راه پروردگارت با حكمت و پند نيكو فراخوان و با آنان با روشي كه بهتر باشد، چالش ورز!…).
شايسته است كه مأموريت گسترش فرهنگ گفتگو با الهام از پيشوايانی که سمبل فروتني و احترام به ديدگاههاي ديگر بودند و شاگردان خود را از تعصّب نهي و آنان را به اجتهاد و تلاش تشويق مي‌كردند و يادآورشان مي‌شدند كه نظراتشان همواره در معرض خطا و صواب است مورد استناد قرار گیرد. در اين رابطه امام جعفرصادق [ع] مي‌فرمايد : «در هر آنچه نمي‌دانستي از علما بپرس و مبادا كه از روي گستاخي و لجبازي از ايشان سؤال كني و مبادا كه به رأي خود عمل كني و در تمامي آنچه مي‌توان احتياط كرد، احتياط پيشه كن.»[2].
لذا گسترش فرهنگ گفتگوي منطقي، در فهم حقايق،‌ضرورت “تقريب” و چنگ‌زدن تمامي امت به پرچم وحدت اسلامي همراه با احترام به مذاهب و معذور داشتن يكديگر در مسايل اختلافي”‌خلاصه مي‌شود،از این رو بر مبنای کلام وحی در قرآن کریم، « وَلَينصُرَنَّ اللَّهُ مَن ينصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِي عَزِيزٌ»[3] (… و بي‌گمان خداوند به كسي كه وي را ياري كند، ياري خواهد رساند كه خداوند توانمندي پيروز است.) می تواند افق و دور نمای کاردکردهای بی بدیل گفت و گوی میان علمای مذاهب اسلامی را تبیین سازد.

139104241529183a1
پرهيز از دامن زدن به اختلافات
وجود اختلاف بين پيروان مذاهب گوناگون امري طبيعي است، بحث و تبادل نظر علمي درباره آنها هم مسأله اي عادي است، اما اختلافات بيش از آن که در اصول باشد، در فروع است و نمي تواند و نبايد مانع وحدت امت اسلامي شود. مطرح کردن مسائل اختلافي و دامن زدن به آنها در بين پيروان مذاهب و در فضاهاي غير علمي، نه تنها مشکلي از مشکلات امروز مسلمانان را حل نخواهد کرد، بلکه روز به روز فاصله آنها را از يکديگر بيشتر خواهد نمود که ایجاد واگرائی و اختلاف میان امت اسلامی از جمله مهمترین تهدیدات در این مقوله محسوب می گردد.
متأسفانه برخی عالمان دینی با تکرار برخی مباحث که به هیچ عنوان در تراز مقولۀ وحدت اسلامی نمی گنجد و تنها به چنددستگي و تفرقه بيشتر آنها و درگيري‌هاي فرقه‌اي فزونتري مي‌انجامد اصرارمی ورزند، به عنوان نمونه تفرقه افکنان با ایجاد موج رسانه ای در شبکه های وابستۀ ماهواره ای مولفه ها ی وحدت بخش را ‌پوششي براي گسترش مذهب تشیع در ميان اهل سنت عنوان می کنند، و با اتخاذ ژست دلسوزانه برای برادران اهل سنت نسبت به این مسأله هشدار می دهند، و علمای اهل سنت را به مقابله با آموزه های وحدت بخش شیعه فرا می خوانند، هم چنین برخی تکفیری های شیعه نیز که به اختلاف افکنی مبادرت می ورزند، با طرح هفتۀ برائت به جای هفتۀ وحدت و…در راستای دامن زدن به اختلافات اقدام می کنند، که نتیجۀ این امور تنها به زیان امّت اسلامی و به نفع قدرت های استکباری تمام خواهد شد.
هم چنین برخی عالم نمایان با تهاجم حساب شده به تشیع اینگونه القاء می کنند که شعیان به صحابه دشنام می دهند و یا به همسران پیامبر از جمله بانو عایشه تهمت‌هايي مي‌زنند كه به عنوان همسر پيامبراكرم(ص) شايستۀ او نيست، و اينكه قاتل “عمربن‌الخطاب” در ايران داراي آرامگاهي است كه مورد زيارت قرار مي‌گيرد. با طرح این دروغ ها علیه شیعه برای بی نتیجه بودن تقریب(اهل سنت) با تشیع تلاش می کنند، متأسفانه طرح اینگونه تهمت ها علیه آموزه های شیعی، چهرۀ رحمانی و وحدت بخش آموزه های تشیع را خدشه داری می سازد و تنها منجر به شیعه هراسی در جوامع اسلامی میشود،قطعاً اینگونه مواضع بی پایه و اساس از سوی برخی قلم به دستان مزدور وابستۀ به قدرت های استکباری، تنها به سود دشمنان اسلام و در راستای شعله ور نمودن دامنۀ اختلافات میان مذهبی و افزایش پدیدۀ اختلاف میان امت اسلامی صورت می گیرد،در صورتی که با پرهیز از شلعه ور نمودن برخی اختلافات در امور فرعی می توان اتحاد و اسنجام روز افزون امت اسلامی و جوامع اسلامی را در میان دیگر جوامع بشری به نظاره نشست.
تکيه بر اشتراکات مذهبي
باید اذعان نمود مسلمانان داراي يک کتاب آسماني، يک پيامبر و يک قبله گاه هستند و اعتقادات ديني آنان يکسان است. عقل و شرع اقتضا مي کنند که بر مشترکات فراوان تکيه شود،و از برجسته کردن اختلافات جزيي پرهيز گردد.
مسلمانان از هر فرقه و مذهبي با شعار توحيد و زير پرچم «لا اله الا الله» گرد هم آيند و در عين کثرت و تعدد، وحدتي مثال زدني خلق نمايند.
تأکید بر اشتراکات مذهبی می تواند به عنوان مهمترین راهبرد در حصول اتحاد امت اسلامی مورد توجه قرار گیرد،
زيرا به لحاظ علمي ثابت شده كه منبع و سرچشمۀ همۀ مذاهب ـ به رغم اختلاف عناوين و نام اين منابع ـ يكي است و جملگي به نص و اجتهاد بازمي‌گردند، به همين دليل موارد مشترك و توافقي، ميان مذاهب فقهي بيشتر و گسترده‌تر از موارد اختلافي آنهاست.
لذا تدبیر تأکید بر اشتراکات مذهبی از جمله مهمترین، موثرترین و کاربردی ترین راهکار برای رویارئی با مذهب گرائی افراطی در امّت اسلامی است.
تعامل میان فرهنگی
امت اسلامی یه عنوان یکی از حقایق ایمانی و حقیقتی تاریخی است، و بر اساس مشیّت خداوند بر مبنای امّت آویخته به ریسمان الهی شکل گرفته است.
خداوند متعال مسلمانان را با ريسمانی گسست ناپذير يعنی ريسمان برادری ايمانی، پيوند داده است؛ در قرآن مجيد آمده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[4] ، ‌(جز اين نيست كه مؤمنان برادرند).
معنای اين آيه آنست كه ايمان، جز با برادری تحقق نمی‌يابد و برادری نيز تنها هنگامی معنا می‌يابد كه برادر درد و رنج برادرانش را احساس كند؛ بنابراين تعامل میان فرهنگی میان مذاهب اسلامی از مهمترین شاخصه های اتحاد امت اسلامی است.

 
در تبیین این مدعا باید گفت به رغم شدت گرفتن اختلاف فکري علماي پيروان مذاهب گوناگون، لیکن تعامل میان فرهنگی با چاشنی محبت و همدلی به وفوردر نزد علمای اسلامی مشاهده می شود، برخي از ايشان فقه مذاهب ديگر را تدريس مي‌کردند و روش‌هاي مذاهب ديگر را به مذهب خود تعميم مي‌دادند و برخي نیز از يکديگر اجازه [نقل حديث و روايت] طلب مي‌کردند؛ در اين راستا مجموعه آثار بسيار غنی و غیر قابل انکار در عرصۀ فقه مقايسه‌اي و نقل ديدگاههاي ديگران وجود دارد.
در اين ميان از “شيخ صدوق” روايت شده که او به سرزمين‌هاي گوناگون به گشت و گذار مي‌پرداخت و در محضر علمايي با مذاهب مختلف از جمله مثلا با “الحاکم ابومحمدبکر بن علي حنفي شافعي”[5] و “ابومحمد محمد بن ابي عبدالله شافعي فرغاني”[6] حضور بهم مي‌رساند.
تعامل میان فرهنگی در قالب داد و ستد علمی از قبیل آموزش، تدريس، گفتگو، مباحثه و بهره گيري از منابع و پژوهش‌ها و نقد ديدگاههاي يکديگر و ديد و بازديد و جلساتي که در مناسبت‌هاي مختلف برگزار مي‌شد، صورت مي‌پذيرفت.
عالم بزرگ شیعی جناب شيخ مفيد در بغداد به گفتگو و مباحثه و نشست و برخاست با علمايي از همه مذاهب مي‌پرداخت[7]و همواره در صدد آموختن بود.
کتاب “الخلاف” شیخ طوسی مملو از ديدگاههاي ديگر مذاهب از جمله مذهب شافعي در کمال بی طرفی است به نحوی که “السبکي” گمان برده او از علماي مذهب شافعي است و او را در رديف علماي ايشان نام برده و با اينکه خود اعتراف کرده که وي فقيه شيعه و از مصنفان آنهاست ولي مي‌گويد : “به مذهب شافعي گرايش داشت.”[8]
هم چنین تعاملات میان فرهنگی در تعامل سازندۀ دیگر علمای مذاهب اسلامی با علمای شیعی نیز به دفعات و در طول تاریخ مشاهده می شود،به عنوان نمونه “ابن فوطي” از علمای اهل سنت ـ به عنوان ” شيعه حنبلي” شناخته شده است.[9]
“الخطيب البغدادي” نيز يادآور شده که سيرۀ سلف اهل سنت، بهره‌گيري از روايات شيعيان “ثقة” است.”[10]
و…
آیا ذکر این موارد که نمونه ای از هزاران مورد از مصادیق تعاملات میان فرهنگی علمای مذاهب اسلامی است، نمی تواند مبیّن خیانت و قباحت و زشتی اختلاف افکنان را هویدا سازد؟ آیا وقت آن فرانرسیده است که عموم علمای مذاهب اسلامی با طرح و تبیین عقبۀ درخشان و بی نظیر تعاملات میان فرهنگی میان علمای مذاهب گوناگون اسلامی بر مروجان اختلاف افکنی میان شیعه و سنی مهر بطلان و نیستی و نابودی بزنند؟
لذا به نظر می رسد تعاملات میان فرهنگی در عصر حاضر و بازگشت علمای مذاهب اسلامی به رویکرد تسامح محور علمای پیشین ، می تواند بسیاری از توطئه های دشمنان اسلام مبنی بر عدم اتحاد امت اسلامی را بی اثر نماید.
امید است سردمداران دولت های اسلامی و نیز علمای امت اسلامی با دغدغه مندی برای ارتقای مقولۀ وحدت اسلامی در جهان اسلام تلاش نمایند تا بیش از این شاهد جنایات ددمنشانۀ قدرت های استکباری و گروه های تروریستی تکفیری همچون داعش در عراق،سوریه و…نباشیم.

 

[1]سوره النحل ـ آيه 125
[2] “الامام جعفرالصادق”، “استاد عبدالحليم الجندين”، “صفحۀ 314، چاپ: “دارالمعارف” ـ قاهره
[3]سوره الحج ـ آيه 40
[4]سوره الحجرات ـ‌آيه10
[5]معانی الاخبار” (شیخ صدوق) ، صفحه 43.
[6]معانی الاخبار” (شیخ صدوق) ، صفحه 59
[7]التهذیب”، جلد 17.
[8]طبقات الشافعیه الکبری” (شیخ تاج الدین تقی الدین السبکی) ، جلد سوم ، صفحه 51.
[9]مصادر التشریع” ، صفحه 80.
[10]مصادر تشریع “، صفحه 80

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.