سرویس: سیاسی » بین الملل ۱۵:۳۶ - دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳

واکاوی رفتار ماه نوامبر2014 عربستان:

آیا رفتار عربستان “معادله نفت در برابر امنیت” است؟

“نگرانی های امنیتی “بخش مهم سیاستگزاری ها و رفتار سیاست خارجی عربستان سعودی است. این کشور با ابزار نفت و در سایه حمایت های غرب به ویژه آمریکا تلاش دارد تا با “هژمونی نفتی” خود تبدیل به یک “هژمون منطقه ای و جهانی” شود. برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه ای ایران بزرگترین رقیب این کشور است.

اصفهان شرق- محسن منصوری کارشناس ارشد روابط بین الملل

این روزها عربستان سعودی و تحولات این کشور بسیار در صدر اخبار جهان قرار می گیرد . سفر وزیر امور خارجه این کشور سعود الفیصل به وین در دور پایانی مذاکرات هسته ای ایران و 1+5( 3 آذر) و دیدار با همتای آمریکایی اش جان کری و یا کاهش قیمت نفت در اجلاس کشورهای اوپک ، علیرغم مخالفت بسیاری از کشورهای عضو از جمله ایران این سوال را در ذهن متبادر می کند که معنای این رفتار عربستان چیست؟. این موضوع فرصت مناسبی را پیش آورد تا رفتار سیاست خارجی این کشور همسایه را واکاوی نماییم.
مقدمه:

 
رقابت دائمی در فضای سیال جهانی که تحولات آن هر روز شتاب گسترده تری به خود می گیرد گویای آن است که ثبات و بی تحرکی و عدم تلاش برای افزایش قدرت در بلند مدت و حتی در میان مدت به تنزل جایگاه کشور در نظام بین المللی می انجامد. بدین ترتیب حتی حفظ جایگاه یک کشور در نظام بین الملل مستلزم تلاش مستمر آن متناسب با امکانات و محذورات آن کشور است. عربستان از جمله کشورهایی است که دائما در تلاش است تا جایگاه خود را در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و نهایتا در نظام بین الملل ارتقا بخشد که البته ابزارهایی نیز در دست دارد. منابع عظیم نفت از یکسو و حمایت های بی دریغ غرب به ویژه امریکا از سوی دیگر از ان دسته اند ضمن این که این کشور نگاهی نیز به رقیب خود در منطقه دارد یعنی ایران. عربستان برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در حال حاضر تنها ایران را در پیش رو دارد .

 
اصول سیاست خارجی عربستان :

 
در سیاست خارجی عربستان 2 واژه کلیدی وجود دارد: 1- امنیت 2- انرژی
امنیت و انرژی دو مقوله ای هستند که بازیگری عربستان سعودی را در منطقه و تعامل با سایر واحدها تعیین می کند. البته موارد دیگر از جمله وجود حرمین شریفین ،وجود فرقه وهابیت در بین حاکمان عربستان و … نیز در تصمیم گیری سیاستگزاران تاثیر دارد اما از آن جا که در تحلیل فوق چندان بکار نمی آیند از بررسی آن ها صرفنظر می نماییم .

 
امنیت :

 

به جرات می توان گفت مهمترین اصل در سیاست خارجی عربستان امنیت است. این موضوع از رشد اقتصادی ، توسعه سیاسی، رشد فرهنگی و … بسیار مهم تر است .عربستان بویژه از زمان به قدرت رسیدن “فهد” همواره دغدغه امنیتی داشت. بعبارتی این کشور همواره بر مبنای نگرانی های امنیتی به سیاستگزاری پرداخته و نحوه تعامل خود را در منطقه و جهان تعیین کرده است. زمانی نگرانی از ناسیونالیسم عرب، زمانی نگرانی از خاندان هاشمی، زمانی نگران از قدرت عراق عصر صدام، زمانی از تحرکات داخلی و زمانی نگران از قدرت ایران اسلامی و…
سعودی ها بویژه با بیداری اسلامی در منطقه بیشتر این نگرانی را احساس کردند. بویژه آن که برخی تحرکات در شرق این کشور از سوی شیعیان نیز اتفاق افتاد . در همین راستا نیز می توان به بازداشت شیخ نمر النمر رهبر شیعیان عربستان اشاره کرد . از سویی این کشور عربی، امنیت خود را در سایه حمایت های غرب بویژه آمریکا تعریف و تضمین می کند.اگر نگاهی گذرا بر تاریخ رابطه نظامی آمریکا و عربستان سعودی بیندازیم به وضوح سطح این وابستگی روشن می شود .

 

Untitled11

رابطه آمریکا و عربستان : معادله نفت در برابر امنیت

 
محور سیاست آمریکا در خلیج فارس از زمان به قدرت رسیدن خاندان فهد حمایت از خانواده ی سلطنتی عربستان سعودی بوده است. در سال 1945 فرانکلین روزولت در ملاقات با موسس پادشاهی عربستان بنای وحدتی را گذاشت که امروز بسیار واجد اهمیت است بر مبنای این اتحاد و به منظور دسترسی آزاد به نفت عربستان سعودی، آمریکا خانواده پادشاهی را در مقابل هر دشمنی چه داخلی و چه خارجی مورد حمایت قرار می دهد از سویی عربستان نیز با تضمین امنیت خویش راه وصول غرب را به انرژی تسهیل می کند.

 
در تاریخچه این رابطه سه نقطه عطف وجود دارد:

 
1- نقطه عطف اول : زمان اعلام دکترین دو ستونه نیکسون، کسینجر : تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، عربستان سعودی و ایران پهلوی دکترین دو ستونه نیکسون را تشکیل می دادند .

01011

نیکسون و کسینجر

با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از شرق کانال سوئز و منطقه خلیج‏فارس( آذر ۱۳۵۰ هـ. ش ،1971)و عدم آمادگی آمریکا جهت حضور فیزیکی و تأمین امنیت ‏کشورهای کوچک و تازه استقلال یافته حاشیه جنوبی خلیج فارس و نیز حراست وحفاظت از منابع انرژی منطقه بویژه از آن جا که آمریکا درکیر جنگ ویتنام بود و خود مستقیم نمی توانست ورود پیدا کند به همین علت بود که سیاستی معروف به «دو ستونه نیکسون ، کیسینجربرای حفظ امنیت خلیج فارس در نظر گرفته شد که ایران و عربستان هر کدام یکی ازستونهای آن را تشکیل می‏دادند. ایران ستون نظامی و عربستان ستون مالی ان را تشکیل می داد. که بعدها با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از بلوک غرب و اتخاذ مشی مستقلانه با شعار نه غربی و نه شرقی این سیاست، سیاست تک ستونه با تکیه صرف بر عربستان سعودی گردید.

 
2- نقطه عطف دوم:

 

پایان جنگ سرد و تهاجم عراق به کویت بود. اقدام صدام حسین برای حمله به کویت در سال 1990 سردمداران آمریکا را به این نتیجه رساند که سیستم “موازنه قدرت” آن ها در منطقه پاسخگو نیست (موازنه قدرت بر این اصل استوار است که امنیت بین‌المللی زمانی افزایش می‌یابد که قدرت نظامی به نحوی توزیع شده باشد که هیچ دولتی به اندازه‌ای که توانایی تفوق آمدن بر دیگر دولت‌ها را داشته باشد، قدرتمند نباشد). این اقدام عراق سیاست عربستان را نیز دچار تغییر کرد و نگرانی امنیتی عربستان از سیاست خارجی ایران و صدور انقلاب اسلامی ایران جای خود را به نگرانی از بابت عراق داد. استراتژی امریکا نیز تغیر یافت و جای خود را به “مهار دو جانبه” دا.د سیاست فوق پس از طرح و تصویب در شورای امنیت ملی دولت کلینتون ، در آوریل 1994 در مقاله‌ای به قلم آنتونی‌لیک در مجله سیاست خارجی به عنوان سیاست رسمی دولت آمریکا منتشر گردید. سیاست مهار دوجانبه که شامل تحریم‌های اقتصادی گوناگونی علیه ایران و عراق می‌شد، هدف اصلی خود را مهار هم‌زمان ایران و عراق از طریق محاصره اقتصادی و تکنولوژیک و تسلط کامل آمریکا بر منطقه استراتژیک خلیج فارس از طریق انزوای بین‌المللی ایران و عراق قرار داده بود. این سیاست که انزوا و تضعیف دو کشور ایران و عراق را مد نظر داشت، درصدد ممانعت ازکنترل منطقه توسط ایران و عراق به سود اسرائیل و کشورهای محافظه‌کار عرب بود. این جریان، بیانگر سیاست‌های جدیدی بود که بر اساس آن، محدودیت‌های اعمال شده علیه ایران تشدید می‌شد. از این رو اعمال سیاست مهار منجر به تشدید محدودیت‌های ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران گردید. در این راستا آمریکا تلاش کرد تا هر چه بیشتر عربستان را تجهیز نماید این کار از طریق فروشهای تسلیحاتی، احداث پایگاه هوایی و عقد قراددادهای دو جانبه انجام گرفت .

Untitled785757527
سیاست مهار دو جانیه از سوی کلینتون مطرح گردید.

3- حادثه 11 سپتامبر:

 

روابط این دو کشور طی دهه‌های گذشته و از آغاز شکل‌گیری عربستان سعودی روابطی استراتژیک و مستحکم بوده است. این روابط تا زمان حوادث یازده سپتامبر درسال2001، با روندی کم‌وبیش مشابه ادامه داشت، وقوع این حادثه و وجود تعدادی تبعه عربستانی در نیروهای دستگیر شده القاعده و طالبان ، روابط این دو کشور رو به تیرگی رفت اما مجموعه تحولات بعد از یازده سپتامبر از جمله طرح خاورمیانه بزرگ، مبارزه با تروریسم و جنگ عراق
و تلاش عربستان برای زدودن این اتهام و البته روی کار آمدن اوباما در آمریکا مجددا از سردی روابط کاسته شد . سفر مقامات وزارت خارجه و دفاع آمریکا به عربستان و طرح فروش تسلیحات و گفت‌وگو درخصوص سایر مسایل منطقه‌ای از نشانه‌های نگرش جدید به روابط از سوی این دو کشور تلقی شد.
اگر نگاهی به اخبار منتشر شده در رسانه های مختلف در این چند هفته بیندازیم همین دغدغه در سخنان سعود الفیصل وجود داشت آنجا که از نوعی رقابت هسته ای بین کشورهای حاشیه خلیج فارس در صورت موافقت با ایران هسته ای از سوی جامعه جهانی سخن می گوید فیصل معتقد است این امر باعث “بی ثباتی در منطقه” می شود شاید مفهوم حرف فیصل این بود که از رقابت با ایران عقب می ماند. و می بایست هر چه بیشتر عربستان را تجهیز کنید.

Untitled7875757

سعود الفیصل در این دیدار به اطلاع همتای امریکایی خود رسانده است که توافق نهایی با ایران در مقام اول اهمیت بسیاری برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارد.کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس بر این اعتقادند که اجازه دادن به ایران برای برخورداری از پژوهش و ادامه فعالیت های هسته ای اش سبب افزایش بی ثباتی در منطقه خواهد شد و کشورهای خاورمیانه را مجبور خواهد کرد که وارد رقابت تسلیحات هسته ای در منطقه شوند تا از رقابت با ایران هسته ای عقب نمانند.
( به نقل از دیپلماسی ایرانی دوشنبه 3 آذر 93)

 
انرژی(نفت ):

تفکیک این دو موضوع یعنی امنیت و انرژی در تحلیل سیاست خارجی عربستان کار بسیار مشکلی است چرا که این دو عامل دو روی یک سکه هستند. نفت ابزار فشار عربستان برای تبدیل شدن به هژمونی نفتی و در نهایت تبدیل شدن به هژمونی منطقه و رهبری جهان اسلام است . به نظر می رسد رفتار عربستان در اجلاس اخیر اوپک دو پیام را داشت 1- عربستان بار دیگر به کشورهای اوپک یک هشدار داد و آن این که قدرت تاثیر گذاری این کشور از سایر کشورها بسیار بالاتر است بویژه ان که کشورهای عضو اکثرا رانتیر هستند و هر گونه تغییر در افزایش یا کاهش در قیمت و عرضه نفت بر اقتصاد این کشورها بسیار تاثیر گذار است(رانت را می توان نوعی سود مازاد یا غیر تولیدی نامید و دولت رانتیر دولتی است که مقادیر قابل توجهی از رانت های خارجی را به شکل مستقیم دریافت می کند در این کشورها همواره درآمدهای حاصل از فروش نفت بالاتر از هزینه های استخراج است) 2- اعتماد و تضمین به غرب در مورد تامین انرژی مورد نیاز و در برابر آن حدکثر امنیت . همانگونه که در قسمت بالا اشاره کرد عربستان با این اقدام خویش جامعه بین المللی را به این سو متمایل کرد که تنها کشور برتر منطقه عربستان است.

 
جمع بندی:

 
از جمعبندی این دو مقوله می توان به این نتیجه رسید که عربستان با داشتن منابع عظیم نفتی و داشتن جایگاه مهم در میان کشورهای نفتی به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت تلاش می کند تامین انرژی را به غرب تضمین و در برابر آن در سایه حمایت های آمریکا تبدیل به یک قدرت منطقه ای شود و از قضا از آن جا که در بسیاری از اهداف از جمله در مورد ایران نقاط مشترکی با یکدیگر دارند عربستان آن را تبدیل به فرصتی برای بازیابی نقش خود در منطقه می بیند تا رهبری خود بر دنیای اسلام را تضمین نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.