سرویس: دسته‌بندی نشده ۱۲:۴۲ - پنج شنبه ۰۹ آبان ۱۳۹۲

حسن تو دائم بدین قرار نماند...

تأملی در «موقعیت های اجتماعی»؛ به بهانه یک کامنت و یک مصاحبه جنجالی

زمانی که یکی از خبرنگاران مشهور جملات بالا را در صفحه شخصی فیس بوکش نوشت شاید کسی فکرش را نمی کرد که این اقدام تنها به فاصله چند ساعت موج بزرگ اعتراضی شکل دهد که به موجب آن نعیمه اشراقی به سرعت و بالاجبار صفحه فیس بوکش را مسدود کند…

صاحب نیوز- ستار میراحمدی

۱- «سرکار خانم نعیمه اشراقی!! این جمله ای که در مورد همسران شهدای جنگ نوشته اید سخیف است. جمله ای تهوع آور است. این اسمش طنز نیست، جُک نیست!!»
زمانی که یکی از خبرنگاران مشهور ایرانی خارج از کشور جملات بالا را در صفحه شخصی فیس بوکش نوشت شاید کسی فکرش را نمی کرد که این اقدام او تنها به فاصله چند ساعت موج بزرگ اعتراضی شکل دهد که به موجب آن نعیمه اشراقی به سرعت و بالاجبار صفحه فیس بوکش را مسدود کند. موجی که سراسر اعتراض بود به آنچه که نعیمه اشراقی به پدر بزرگش نسبت داده بود. از خبرنگار خارج نشین گرفته تا فرزند شهید همت و حتی کمال خرازی وزیر امور خارجه ی دولت اصلاحات که بزرگترین غول های خبری نیز نمی توانست پای او را به رسانه ها بازکند، همگی در شکل گیری این موج اعتراض سهیم بودند..

نعیمه اشراقی
تنها چند روز قبل از این عملِ نعیمه اشراقی، خواهرش زهرا در مصاحبه با یک رسانه خارجی از نوع حجاب در ایران انتقاد کرده و از این می گوید که قصد برپا کردن «انقلاب رنگ ها» را دارد و اینکه به برخی خواننده های لس آنجلسی علاقمند است. اظهاراتی که حتی واکنش رئیس مجلس را نیز برانگیخت. این اظهارات زهرا اشراقی در حالی مطرح شد که چند هفته پیش از آن نعیمه اشراقی به کمک (نعمت) فوتوشاپ حجاب را برای فرزندش به ارمغان آورده بود!!

۲- اشتباه نکنید!! قصد بررسی صحت و سقم اخبار فوق را نداریم. به تأییدیه ها و تکذیبیه هایی که از سوی افراد مختلف شنیده می شد نیز کاری نداریم. به اینکه آیا اساساً خانم نعیمه اشراقی واقعا آن جملات را به امام خمینی نسبت داده اند یا با هجمه ی هکرها مواجه شده اند نیز کاری نداریم. قصد محکوم  کردن و قضاوت کردن و بیانیه صادر کردن نیز نداریم. چرا که دیگران به اندازه کافی به این موضوعات پرداخته اند. مسأله ی ما صورت و شکل چنین رویدادی است چرا که حکما گفته اند: «شیئیّه الشیی بصورته لابمادته». خوب است کمی دقیق تر و از زاویه ای جدید به این موضوع نگاه کنیم.

۳- هر انسانی موقعیت اجتماعی خاص خود را دارد که او را از دیگر افراد جامعه متمایز می کند. این تفاوت گاهی در اثر تلاش و کوشش فراوان و بهره جویی مناسب و به هنگام از نبوغ و استعداد به دست می آید اما همیشه اینگونه نیست. گاهی این موقعیت های اجتماعی نه بر اساس تلاش و استعداد فرد که بر مبنای تلاش و استعداد و موقعیت اجتماعی دیگران بنا می شود. این به معنای نوعی موهبت الهی- اجتماعی است که فرد صاحب موهبت باید خود را در برابر آن مسئول بداند. مسئولیتی شرعی و از آن مهمتر اخلاقی!!
فرد صاحب موهبت همواره باید متوجه این نکته باشد که موقعیت اجتماعی و احتمالاً شهرت ناشی از آن نه یک جایگاه و هویت شخصی که متعلق به یک جامعه است که باید پاسدار حقوق آن جامعه باشد حقوقی در قالب حفظ حرمت آن موقعیت اجتماعی متبلور می شود.

امام خمینی

زهرا و نعیمه اشراقی

۴- موافق باشیم یا مخالف، حوزه نفوذ فکری- سیاسی- اجتماعی امام خمینی در جامعه ی ایران چنان عمیق است که تا نسل ها هرگونه ارتباطی با ایشان از سوی هر شخصی حائز اهمیت بوده و در بسیاری موارد تاریخ ساز نیز هست. درک این نکته این روزها که بازار خاطره گویی داغ تر از پیش است چندان سخت نیست.
در واقع ارتباط با امام خمینی در جامعه ی ما برای هر شخصی موقعیت ساز است. موقعیتی متناسب با میزان و نوع آن ارتباط.
بیشترین ارتباطی که یک فرد می تواند با امام خمینی داشته باشد وجود یک رابطه ی خونی و خاندانی است!! محترم شمرده شدن چنین رابطه ای از دیرباز تا کنون در جامعه ی ما موجب پدید آمدن موقعیت ممتاز اجتماعی در قالب یک موهبت اجتماعی برای خاندان امام خمینی شده است.

۵- با بیان نکات فوق می توانیم به صورت مسأله ای روشن دست یابیم. اینکه: «خانم نعیمه اشراقی که به واسطه ی نسبت نزدیک خانوادگی با امام خمینی صاحب شهرت و موقعیت اجتماعی اند با بیان خاطره ای از امام (واقعی یا غیر واقعی!) در میان جمع کثیری از خانواده های شهدا و مردم ایران تشنج آفرینی کرده و ذهنیت ها را به هم ریخته اند»
این اولین باری نیست که خانواده امام و یا دیگر افراد راجع به امام خمینی و یا دیگر بزرگان چنین گفتار و رفتاری داشته باشند.
مثلاً اگر خانم اشراقی قصد بیان نظرات شخصی خود را در رسانه ها دارند همه باید بدانند که ایشان مثل هر شهروند دیگر حق آزادی فکر و اندیشه دارند و نباید چون نوه امام امام خمینی هستند به ایشان خرده گرفت اما اگر مسأله ای رنگ و بوی سیاسی دارد همه باید بدانند که ایشان نوه ی امام خمینی معمار کبیر انقلاب اسلامی هستند و باید به آنان احترام گذاشت. رفتار دوگانه ای که این احتمال نامبارک را به ذهن متبادر می کند که مبادا خانم اشراقی پاسدار موقعیت و موهبتی که جامعه به ایشان اعطا کرده، نیستند و قصد سوء استفاده از موقعیت خود را دارند.

۶- اگر اکنون این سؤال در ذهن‌تان شکل گرفته که: «آیا خاندان امام خمینی مجبورند مطابق اندیشه و عمل پدربزرگشان فکر کرده و عمل کنند؟» می گویم نه. اصلا این طور نیست. بدون شک اجبار در تفکر محال است! اما لازمه ی پاسداری از موقعیت اجتماعی شان آن است که برای خود هویت شخصی بسازند. کاری که سال ها پیش از انقلاب سید مجتبی طالقانی فرزند مرحوم طالقانی انجام داد. او زمانی که احساس کرد راه فکری اش از پدرش فاصله گرفته طی نامه ای به پدر ضمن احترام کامل، به بیان اختلافاتش با پدر و همچنین نقد تفکرات او پرداخت و با این اقدام به جامعه فهماند که راهش را از پدرش جداکرده است. حال آن که می توانست با نام پدر به کام خود عمل کند.
۷- بحث درباب جزئیات بیشتر را به مجالی دیگر وا می گذارم. نکته آخر اینکه هر انسانی می تواند آزاد بیندیشد اما رسم آزادگی آن است که حقوق جامعه را گردن نهد. خانم اشراقی و خواهرشان و یا هر فرد وابسته به بزرگان ملت برای ابراز نظر شخصی آزادند اما کمی از نام و موقعیتی که به ارث برده اند کنار رفته و برای خود هویتی کاملاً واقعی بسازند تا مشخص شود چه تعداد از مردم ایشان را برای خودشان و افکار شخصی شان می خواهند و آیا باز هم چنین شهرتی خواند داشت؟

مسأله ای که به آن پرداختیم از معضلات فکری و فرهنگی  جامعه ی ماست و زوایای ناپیدای زیادی دارد. رگه های این معضل را می توان در آشفتگی های سیاسی جامعه جستجو و به خوبی حس کرد. جایی که نسبت های خانوادگی چون مرکبی نامطمئن ره صد ساله را برای سوارانشان یک شبه می پیمایند و یا برای سقوط عرش را به فرش می دوزند!

همچنین بخوانید:

یک نظر در مورد “تأملی در «موقعیت های اجتماعی»؛ به بهانه یک کامنت و یک مصاحبه جنجالی”

  1. مهدی گفت:

    ای بابا خدا کنه هیچ بهانه ای دست شما رسانه ها نیفته.
    مقاله، یادداشت، خبر، تحلیل، بابا بسه دیگه..

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.