سرویس: دین و اندیشه » روحانیت ۱۶:۲۴ - شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳

همراه با روحانیت:

بفرما خیمه عاشوراییان اصفهان شرق(7)

این خیمه در هر روز از دهه اول محرم فرازی از سخنان روحانیت شرق اصفهان را پیرامون محرم، جوان، حجاب و ….در قالب متن جهت استفاده ی شما بیننده ی گرامی ارائه می کند.

به گزارش اصفهان شرق:

امام خامنه ای:اسلام سیاسی وعشق به امام حسین علیه السلام

روز هفتم:

امربه معروف و نهی از منکر

امام جمعه

یکی از مهمترین عواملی که نهضت حسینی را ایجاد کرده و خون های بهترین انسان ها را به پای خود ریخت, عامل امر به معروف و نهی از منکر است, در واقع با ارزش ترین محرک انقلاب سالار شهیدان که به تعبیر شهید مطهری( رضوان الله تعالی ) بیشترین ارزش را به این قیام بخشید همین عنصر مقدس است چنانکه حضرتش فرموده » ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیرسیره جدی » 

بنابراین اگر بخواهیم این نهضت جهانی را بیشتر بشناسیم باید ابتدا به بررسی این عامل مهم و تطبیق آن با زمان حضرت ابی عبدالله (ع) بپردازیم.

می دانیم عزادار واقعی آن کسی است که کنار اقامه ماتم و عزا, ریختن اشک و سینه زدن بداند که چرا بعد از گذشت 14 قرن هنوز بر ماتم حسین و آل و یارانش می گریند و این شعله نه تنها کم نشده بلکه امروزه سرتاسرجهان را در حرارت خود می سوزاند.

بعبارت دیگر باید انسان معرفت به این نکته پیدا کند که قیام حسینی برای چه تمام زندگی خود را در برهه ای از تاریخ فدا کرد و خون های بسیاری را عطا نمود؟ نه اینکه ما صرفا در مجالس عزا اظهار غم و اندوه کنیم بر مصائب حضرت زینب (س) اما ندانیم که آرمان, انگیزه و هدف حضرت از تحمل این همه, مصائب چه بوده و وقتی علم به این نکته نداشتیم طبیعتا در مسیر آن نمی توانیم گام برداریم.
آنچه مسلم است هنگامی که حضرت قیام کردند از اسلام جز پوسته ای باقی نمانده بود. وقتی مسلمانان به خلافت، این جایگاه نبوی و جانشینی یک جوان شرابخوار رضایت می دهند, وقتی احکام الهی به کلی فراموش می شوند و وقتی کار به جایی می رسد که در مقابل ظلم به خداندان پیامبر همه مسلمین ساکت اند قطعا این جامعه پوسته ای بیش نیست .

 

اما سوال این است چه چیزی می تواند مسلمین را زنده کند؟ چه عنصری می تواند به جامعه مرده حیات بخشد و آنرا از ظلمات بی دینی نجات دهد؟ پس مشخص است که همان جامعه به فراموشی احکام اسلامی است و سوال اساسی از احیاء چنین جامعه ای است.
جواب این سوال را از انقلاب حسین بن علی (ع) می گیریم که خودشان فرمودند: برای امر به معروف و نهی از منکر در فضایی که منکر معروف و معروف منکر شده قیام می کنم . یعنی در واقع آگاهانه و مصلحانه قیام می کنم پس فهمیده می شود حیات اسلام که همان امر به معروف و نهی از منکر است آنقدر ارزش دارد که حسین را به قتلگاه , بهترین سرها را به نیزه و دختر امیرالمومنین (ع) را به اسارت ببرد. البته حضرتشان این اصل اساسی را نه تنها اجرا کرده اند بلکه به آن ارزش بخشیدند یعنی نه این است که فقط این قیام , ارزش خود را از آن آرمان گرفته , بلکه این عنصر نیز از این همه فداکاری ارزش پیدا کرد .

 

نتیجه:
از این بحث اینطور باید نتیجه گرفت که فلسفه عزاداری های ما علاوه بر اینکه ابراز عواطف نسبت به خاندان پیامبر است یادآوری آرمان های ایشان و عمل به آنها در جامعه می باشد که مهمترین آن امر به معروف و نهی از منکر است که اگر بخواهیم جامعه مرده امروز را از این چاه های عمیق گرماهی نجات دهیم و حیات ببخشیم باید این عامل اجتماعی و عمل به آن را هر ساله در این مجالس زنده کنیم تا در طول سال از آن بهره ببریم که این حیات دوباره اسلام و جوشش خون در رگهای خشکیده مسلمین است و عزادار واقعی کسی است که امر به معروف و ناهی از منکر باشد و البته پوشیده نیست که این عمل مصلحانه باید مسبوق به اصلاح نفس باشد یعنی مصلح باید صالح باشد تا به « کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم » عمل کرده باشد پس عزاداری صحیح آنی است که موجب اصلاح نفس و بعد از آن جامعه اسلامی باشد . در این مجال صرفا یک جنبه از اهمیت این اصل در نهضت عاشورائی پراخته شده, اما پیرامون روش ها, شرایط و جایگاههای این مهم, مطالبی نیز مطرح است که مجال پرداختن به آن نیست.
والسلام علیکم و رحمه الله. حجت السلام و المسلمین نیکوکلام- امام جمعه موقت هرند

 

 روز پنجم محرم:

IMAGE634767451905378298_179196

آیت‌الله مظاهری:

عزاداری‌ها نباید بهانه دست دشمنان تشیع دهد

آیت‌الله حسین مظاهری در مطلبی شرکت در جلسات عزاداری‌ که سوژه و بهانه به دست بدخواهان تشیع بدهد را جایز نداست.

وی در پاسخ به این سؤال که برخی از ذاکرین و مداحان اهل‌بیت (ع) تعبیراتی مانند «مست مستم من، هرچه بادا باد، علی پَرستم من، همچو زهرا مادرت از همه خوشگل‌تری، حسین اللّهی‌ام، سگ حسینم و…» را به کار می‌برند که به نظر می‌رسد با شأن اهل‌ بیت (ع) و حتی عقاید شیعه، منافات دارد. به کاربردن این الفاظ چه صورت دارد و حکم شرکت در این مجالس چیست؟ گفت: این گونه کلمات نه‌تنها جایز نیست، بلکه اشبه به کلمات شیطانی است، در حالی که در مراسم توسل و عزاداری که از افضل قربات است، باید با کلمات رحمانی سخن گفت.

وی ادامه داد: از برخی از این تعابیر، برداشت شرک‌آلود می‌شود و گفتن کلمات نامناسب که مربوط به افراد خاص است، در حق ائمه طاهرین (ع)، حرام و مورد غضب حضرت ولی‌عصر (عج) است.

سایر استفتائات آیت‌الله مظاهری درباره عزاداری‌ها با عنوان آسیب‌شناسی عزاداری به شرح زیر منتشر شده است:

سؤال: خرافات موجود در عزاداری‌های مذهبی، در حال حاضر کدام است؟

پاسخ: تشریفات، گریه‌های افراطی، مداحی‌های دروغ، نی زدن، به کاربردن آلات موسیقی و مانند اینها، خرافات است.

سؤال: خواندن شعر و موسیقی با سبک غربی یا با ترانه، با مضمون‌های اخلاقی یا با مضمون شهادت و عاشورا و انقلاب و نظایر آن، چه حکمی دارد؟ آیا می‌توان به آنها گوش داد؟

پاسخ: خواندن و گوش دادن حرام است.

سؤال: در برخی مجالس عزاداری، مداحان با الفاظ نامناسب به ائمه (ع) خطاب می‌کنند یا عزاداران، به عنوان عزاداری به صورت خود چنگ انداخته یا زنجیر خاردار می‌زنند و بر بدن و لباس آنها خون جاری شده و لباس و بدن و منزل دیگران را نجس می‌کنند؛ از آنجایی که این‌گونه روش‌ها در حال ترویج بوده و مجالس را از وزانت و معنویت تهی ساخته، چه بسا موجب وهن مقدسات می‌شود، تکلیف ما را در این رابطه روشن فرمایید؟

پاسخ: این‌گونه حرف‌ها و روش‌ها نباید باشد و به طور کلی باید متروک شود و شأن عزاداری‌ها که از بهترین عبادات است، محفوظ بماند.

سؤال: قمه‌زنی برای اباعبدالله الحسین (ع) یا سایر ائمه (ع) چه حکمی دارد؟

پاسخ: حرام است؛ علاوه بر این، در این زمان وهن برای تشیع است و همچنین هرچه نظیر قمه‌زنی است، مانند زنجیر تیغدار. ضمن آنکه مراعات قوانین هر مملکتی، مخصوصاً قوانین جمهوری اسلامی ایران، واجب است.

سؤال: آیا قمه زدن به طور مخفی حلال است یا اینکه فتوای شریف حضرتعالی عمومیت دارد؟

پاسخ: جایز نیست.

سؤال: برهنه شدن مردان در هنگام عزاداری چه حکمی دارد؟ اگر زنان نامحرم حضور داشته باشند، چه حکمی دارد؟

پاسخ: اگر در حضور نامحرم باشد و یا به طور کلی احتمال مفسده وجود داشته باشد، جایز نیست و چنانکه گفته شد عزاداری‌ها باید به صورت متعارف برگزار شود.

سؤال: آیا آنچه متداول شده که به عنوان عزاداری برای امام حسین (ع) گوشت بدن خود را سوراخ کرده، قفل و سنگ به آن آویزان می‌کنند، جایز است؟

پاسخ: جایز نیست و این‌گونه امور باید متروک شود.

سؤال: بالا و پایین پریدن در هنگام عزاداری و سینه‌زنی که به هروله معروف شده، چه حکمی دارد؟

پاسخ: عزاداری‌ها باید به شکل متعارف باشد و انجام اعمال و حرکات غیرمتعارف، موجب وهن و نیز سبب بدآموزی است.

سؤال: بسیار دیده شده مردم برای گرفتن یک ظرف غذا، در محل عزاداری امام حسین (ع) صف‌های طولانی می‌بندند، آیا غذا، چای و سایر خوردنی‌ها که در جلسات عزاداری توزیع می‌شود، خاصیت ویژه‌ای دارد و آیا این کار صحیح است؟

پاسخ: بنابر آنچه ذکر شده، به دلیل آنکه مربوط به حضرت سیّدالشّهدا (ع) است، خاصیت ویژه دارد. لیکن این کار خوب نیست، زیرا موجب بدآموزی است و نباید عزاداران و شیعیان کاری کنند که انگشت‌نما شوند و بهانه به دست بدخواهان بدهند و اگر موجب ضربه خوردن به شخصیت آنها باشد، جایز نیست.

سؤال: از ساختمان حسینیه صدای قرائت قرآن و مجالس عزاداری پخش می‌شود، به طوری که صدای بلند آن بیرون از حسینیه هم شنیده می‌شود و این امر موجب سلب آسایش همسایگان شده و مسئولان و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حکمی دارد؟

پاسخ: باید صدای عزاداری و قرائت قرآن موجب مزاحمت نباشد، مخصوصاً در ساعات دیر وقت.

 

روز چهارم محرم:

امام جمعه نصرآباد

اصفهان شرق- حجت الاسلام علیرضا فرهنگ

بي شك يكي از دغدغه هاي جوامع مخصوصا جوامع مدرن كه در فضاي زندگي انها وسايل ارتباط جمعي به انواع مختلف نفوذ كرده و زندگي ها را تحت الشعاع قرار داده نا آرامي و از دست دادن ارامش دروني مي باشد در واقع استفاده نکردن صحیح از این ابزار سوغاتش تزلزل و به هم ریختن آرامش جامعه و متاسفانه بیشترین آسیب را هم نسل جوان دارد می بیند.

 

ارامش گمشده اي است كه انسانها براي بدست آوردن آن از مال و مقام و حتي گاهي از حيات خود گذشته به طوري كه راحتي خودشان را در مرگ و خود كشي مي دانند ولي غافل از اين كه ارامش نعمتي الهي كه خداي متعال با خلقت انسانها زمينه رسيدن به آن را فراهم و رسيدن به آن را در پرتو حركت در مسير كمال و شناخت حقيقت هستي مي داند.

 

از انجائي كه متاسفانه غالبا ما انسانها تحت تا ثير عوامل مختلفي از جمله محيط دوست و… قرار گرفته و از منبع آرامش غافل شده و بالتبع ارامش را در جائي به غير آن منبع اصلي آن جستجو كرده و در درنتيجه زندگي دنيا و اخرتمان تحت تاثير قرار مي گيرد لذا در این سطور مخاطب ما جوانان هستند:

namazezan-7106
جوان و راههای کسب آرامش
ای عزیز بدان خدای رحمان و مهربان در بین همه مخلوقاتش به عنوان بهترینها تو را برگزید و شدی گل سرسبد موجودات عالم و از بهترین لحظات عمرت جوانی را برگزید و خود تو را در جوانی در مقابل فرشتگان و همه موجوداتش ستود آری جوانی بهترین فرصت و بهار عمر انسان برای کسب فضائل و رسیدن به درجات والای انسانیت است پس ارزشت را بدان که ارزشت را دانسته اند.
جوانی و خدائی 
اگر به منبع عظیم الهی که تو را بر همه مخلوقات ترجیح داد متصل شدی و چشمه وجودت را به این دریای عظیم الهی وصل کردی یعنی خدائی شدی بدان از وجودت چشمه های معرفت و فضیلت جاری می شود و استعدادهای نهفته ای که دنبال ابی گوارا می باشد که از زمین دلت سر بیرون بیاورد به ناگاه فضای وجودت را معطر بلکه محیط و اطراف ودیگران را نشاطی الهی می بخشد ان زمان آرامش حقیقی که گمشده بشریت است بردل نورانی تو حاکم می شود.
جوانی و جدائی
ولی اگر از منبع خودت که خالق و افرینده توست جدا شدی مانند رودی که ارتباط خودش را با دریا قطع کرده آرام آرام ان نشاط وخروشی که در پرتو دریای خروشان خالقت داشتی از دست می دهی و اگر دیر به فکر بیفتی تبدیل به گردابی که که آب درونش نامطبوع شده تبدیل می شوی جدائی به جای خدائی چیزی نیست که برایت آرامش بیاوردچرا که کسی که از دریا قطع شد در معرض نابودی بلکه محتاج به وصل شدن و باقی ماندن دارد و اگر فکر کند به چیزی دیگری می تواند وصل شود تصوری بیش نیست چرا که همه به دریای الهی محتاجند وکسی که خود محتاج است چطور می تواند احتیاج ما را براورده کند و اینجاست که اگر از او جدا شویم مثل گمشده ای سر در گم و در بیابان دنبال چراغی هستیم تا روزنه امید و آرامشی در تاریکی وجود پیدا کنیم.

از بین راههای مختلفی که برای آرامش و رفع اضطراب وجود دارد به پنج راه اشاره می کنم به امید ظهور آرامش دهنده عالم هستی حجه ابن الحسن العسگری امام زمان روحی فداه.

1:گذری واقع بینانه از ظاهر وقدمی آگاهانه به باطن هستی
آری دنیا و اخرت دو واژه ای است که هنوز حتی بدترین آدمها نتوانسته اند از صفحه هستی پاک کنند همانطور که جسم را به سبب روحی که در کالبد است می شناسند ونتوانستها ند انکار کنند ولی بدان دنیا مثل جسم ما ظاهر است اصل ومهم وهدف از جسم ودنیا کسب لذتهای روح واخرت است گاهی انقدر ظاهر را برای ما زیبا جلوه می دهند که از باطن اشیاء بلکه باطن هستی غافل می شویم اما غافل از اینکه ظاهر روز به روز رنگ عوض می کند در نتیجه درون ما هم که دل به ظاهر اشیاء بسته خودبخود رنگ عوض کرده در نتیجه نا ارامی وجود ما را گرفته وبا خود می گوییم چرا ارام وقرار ندارم در حالی که غافل از این هستم که آرامش در پرتو دیدن ظاهرولی محو نشدن دراوست چه خوب فرموده خالق هستی ان خدائی که زیبایی اش نیازبه چشمی درونی دارد می فرماید که به ظاهر دنیایی رنگین خیره مشو چرا که تو را نارام می کند لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ‏ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنينَ (88)حجر و به آنچه ما دسته‏هايى از آنان را بدان برخوردار ساخته‏ايم چشم مدوز، و بر ايشان اندوه مخور، و بال خويش براى مؤمنان فرو گستر.
جوان حسینی
جوان ما را از ان طرف مرزها مورد هجمه تبلیغات کالاهای پوشالی وظاهر فریبنده خود کرده به طوری که تلاش می کنند یک جوان آرامش خود را در مد لباس ومو وحتی نوع حرکت ورفتار انها جستجو کند ولی نمی دانند که همین جوانی که سالها تحت تاثیردنیای فریبنده انها رفتارهایش تنظیم شده به یکباره با امدن محرم خود را در خیمه حسین می بیند وتمام نقشهای رنگا رنگ انان را در یک حضور اگاهانه در جلسات امام حسین علیه السلام بر هم می زند ومی شود جوان حسینی نه غربی
2:بهره برداری از فرصت طلائی عمر مایه آرامش (مدیریت زمان)

 

2time-management
سوال ؟ چه کسی عمر مارا مدیریت می کند؟
جواب:مدیریت زمان یعنی هدفمند کردن فعالیتهای روزمره وقرار دادن آن در مسیرصحیح برای رسیدن به نتیجه نهائی حالا باید این را بدانیم که عمر مثل ابر بهاری در حال حرکت می باشد ومنتظرما نمی شود این ما هستیم که باید او را در مسیر خودش به حرکت در اوریم والا به جایی که دیگران می خواهند می رود نه جایی که ما می خواهیم.
مدیریت شیطانی
اگر مدیریت زمان وعمر عزیزرا به دست کسانی که در زندگی هدف الهی وسازنده ای را طی نکرده اند بدهیم طبیعتا همان اشتباهات در زندگی ما هم رخ می دهد یعنی بدانیم اگر جوانی خود را در مسیر ارضای خواسته های نفسانی قرار دادیم شهوت رانان وسود جویان از این فرصت استفاده وما را به سوی خواهشهای نفسانی وشیطانی می کشانند وجوانی که باید استعدادهای الهی اش صرف بندگی خدا وساختن جامعه ای آرمانی بشود صرف شهوت رانی وگناه شده ووقتی متوجه می شود که سرمایه عمر به باد رفته چه جوانانی که بعد از ان مرحله پشیمان شده وارزوی برگشت عمر می کنند و وقتی انسان اسیر نفس خود شد آرامش که بهترین نعمت خداست از درون او رخت بر می بندد ودائما نگران اینده خود می باشد.
مدیریت الهی
ولی اگر عمرمان را در مسیر اطاعت وبندگی وتوجه به فعالیتهایی مختلف برای خدمت به جامعه اسلامی وبشریت صرف بکنیم واز این فرصتها به خوبی استفاده کنیم اینده روشنی مثل احمدی روشن ها که هر چند از دست ما رفتند ولی یاد ونامشان وتلاش الهی انان هنوز که تا ایران هست در اذهان ما باقی است .استفاده صحیح از عمر یعنی ان چه امام کاظم علیه السلام فرمود: تلاش كنيد كه وقت شما چهار ساعت باشد: ساعتى‏ براى‏ مناجات با خدا، ساعتى‏ براى‏ كار زندگى، ساعتى‏ براى‏ معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد كه شما را از عيب‏هايتان آگاه نمايند و از دل با شما خالص و يك رو باشند و ساعتى كه در آن براى لذت‏هاى غير حرام خويش خلوت كنيد و با اين ساعت، براى سه ساعت ديگر نيرو مى‏يابيد. به خود تلقين تنگدستى و عمر دراز ننماييد؛ چرا كه هر كس تنگدستى را به خود تلقين كند بخيل گردد و هر كس به خود عمر دراز را تلقين كند زياده خواه شود. براى خويشتن سهمى از دنيا قرار دهيد، به آن مقدار به خويشتن بدهيد كه حلال خواهد و جوانمردى را از بين نبرد و زياده‏روى در آن نباشد و با اين سهم از دنيا، براى كارهاى دينى يارى جوييد؛ زيرا روايت شده است كه «از ما نيست هر كه دنيايش را براى دينش رها سازد يا دينش را براى دنيايش رها نمايد». تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: 745

وهر کدام را در جای خود به خوبی مصرف کنیم اگر این طور شد دیگر فرصتی برای اسیر شدن جوان ارزشمند ما به دیدن ماهواره ها ودامهایی رنگارنگ ان ندارد پس وقت را به بطالت یا گناه گذراندن پشیمانی وناارامی می اورد ووجدان بیمار ما بعد از گذشت زمان ما را محاکمه ودر نتیجه خدای متعال از استفاده نکردن از عمر سوال می کند مخصوصا از جوانی که گل عمر ماست واستفاده از فرصتها مایه ارامش است.
3: انچه داری قدر بدان وانچه نداری یا از دست داده ای با تلاش بدست او
یکی از عوامل مهم نا ارامی نرسیدن به ارزوها ویا از دست رفتن فرصتهایی که می توانستیم بهتر بهره برداری کنیم . ایام عمر را به گذشته حال واینده تقسیم کرده اند تا بدانیم گذشته هر چه بود گذشت واینده در مابل ما است مهم ان فرصتی است که در دست ماست ومهم استفاده از حال برای اینده است شیطان با ورود به افکار ما وسوسه می کند که گذشته ات تباه وبعد از اینکه گذشته را در ذهن ما سیاه نشان داد اینده ای سیاهی را برای ما ترسیم می کند تا ما لحظه ای که در ان هستیم از دست بدهیم اما بدانیم انچه مایه آرامش در این لحظات می شود این است که گذشته هر چه بوده گذشت باید از گذشته عبرت گرفت وبرای اینده از موقعیت فعلی استفاده کرد واین نمی شود مگر همان راه دوم که برنا مه ریزی ودیدن نقاط روشن زندگی ونعمتهایی که خدای متعال به ما داده است و توکل وتوجه به خدایی که یکی از صفاتش جباریت است یعنی خدا می تواند اگر ما بخواهیم گذشته مارا با تلاش خودمان جبران کند چه انسانهایی که بیدارشدند وراه را پیدا کردند وچه انسانهایی که مغرور شدند وجا ماندند بدانیم به جای تاسف وغصه خوردن برای اینده که نا ارامی دردرون ما ایجاد می کند امید به وعده های الهی که چراغ روشنی برای اینده ما است را در درون خود روشن کنیم چرا که فرمودند … بر آنچه از كف داده‏ايد و براى آنچه به شما رسيده است اندوهگين نشويد، و خداوند از آنچه مى‏كنيد آگاه است.لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (153)ال عمران
پس جبران کنیم ونگران نباشیم که فرمود اگر خطائی هم سر بزند وحزون مباشید اگر دنبال اصلح برویديا بَني‏ آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي‏ فَمَنِ اتَّقى‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (35)اعراف اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خودتان براى شما بيايند و آيات مرا بر شما بخوانند، پس هر كس به پرهيزگارى و صلاح گرايد، نه بيمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگين مى‏شوند.پس به وعده های الهی امیداور شده واز ناامیدی ویاس دست بر داریم.
4:کنترل چشم عامل مهم آرامش درونی

12045831273459137220246474136994619399
در کلام وحی به سه ابزار مهم ونعمت الهی که نقش اساسی در تربیت وآرامش انسان دارد به نام گوش وچشم وقلب اشاره شده است وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ‏ بِهِ‏ عِلْمٌ‏ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.(36)اسراء
چرا بصر در کنار فواد که قلب است قرار گرفت ساده بگوییم انچه دیده بیند دل کند یاد یعنی دل دریچه ورودی ان چشم است از این روزنه کوچک قلب انسان مسخر می شود حالا باید دید چشم چه چیزی وچه بذری را در دل جوان می کارد قلب الحدث چرا که مولای متقیان فمود قلب جوان مثل زمین خالی است که اماده دریافت بذر ی است که در ان می اندازد.
چشم شیطان
اگر چشم به سوی صحنه های محرک وگناه مثل فیلم یا عکس یا هر تصویری که تحریک کننده شهوت باشد متمایل ودوخته شد طبیعتا بذری ناپاک در درون انسان کاشته می شود ودیدن همانا ودل انسان مشغول به ان صحنه شدن همانا ایا این جوان در تنهایی خود یا فکر خود ارامش دار ؟ ایا در خلوتهای خود دیگر خدائی می بیند؟ یا ان تصویر لحظه ای او را ارام می گذارد ؟ ایا وقتی این صحنه ها را دید می تواند چشم خود را بر روی ناموس مردم ببندد؟خیر امام صادق عليه السلام مى‏فرمود: پيوسته حضرت مسيح عليه السلام به يارانش مى‏فرمود: بپرهيزيد از نگاه كردن چرا كه نگاه در دل نگاه كننده [بذر شهوت‏] مى‏كارد .باز در کاامی نورانی مام صادق عليه السّلام فرمود: نگاه‏، تيرى‏ از تيرهاى زهر آلود ابليس است، و چه بسا يك نگاه (كوتاه)، حسرت و اندوه طولانى را به همراه داشته باشد. ترجمه ثواب الأعمال، ص: 673

چشم خدا
ولی اگر چشم را به عنوان نعمت الهی که مورد سوال واقع می شود تصور کردیم وبه ااثاربد چشم چرانی فکر کردیم به خود اجازه نمی دهیم نامحرمان وارد حریم دل شونددیگر این چشم را خدا مدیریت میکند تحت اراده قوی عبد. ایا اگر کسی چشم خود را از نامحرمان حفظ کرد دلش آرام نیست ؟ایا نمی دانیم آرامش در پرتو پر کردن دل خود از محبت خداست که لازمه اش ندیدن غیر خداست ؟ آری چشمی که از نگاه حرام محفوظ ماند زمینه ورود محبت خدا در دل انسان را ایجاد می کند چرا که محبتهای غیر خدائی از طریق چشم وارد دل می شود پس دلت را به حفظ نگاهت مهر وموم کن تا محبت الهی از ان بیرون نرود
5: آرامش در سایه ایمان و عمل صالح

7d5300c5-f10a-4fc1-b003-ada7603cd0d3
ریشه تمام نا ارامی ها نداشتن ایمان یا ضعف آن است ایمان به معنای باور به واقعیاتی که در عالم هستی ودر راس باورها باور به خدای عالم هستی است ایمان که ریشه آن امنیت وارامش است خود شاهدی بر این معناست که امروزه گمشده بشریت را بایددر شناخت خدا وپیروی از دستوراتش جستجو کنیم إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ‏ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (277)بقره كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و نماز بر پا داشته و زكات داده‏اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى‏شوند.
جوانی که زندگی خود را در عبادت وبندگی خدا سپری کند مایه مباهات خدای متعال در مقابل موجودات دیگر می شود به طوری که ارزش او از فرشتگان الهی بالاتر می رود چرا که جوان با وجود تمام قوای شهوانی خود ونفس اماراه خود به همه اینها پشت پا زده وخود را به ساحل امن ایمان وعمل صالح رسانده ویقینا این جوان به قدری ارامش دارد که از هیچ چیزی خوف وترس نا ارامی ندارد مثل جوانانی که در هشت سال دفاع مقدس در مقابل دنیای نا ارام دنیاگرایان در ارامش کامل جان خود را در طبق اخلاص قرارداده وتقدیم اسلام کردند ولی بدانیم که الگوی انان جوانان کربلا بودند که نامشان در ذهنها ودلها همچنان باقی است.
تهیه وتنظیم سوم محرم الحرام 1436مطابق با سه شنبه 6.8.93 ساعت 7شب علیرضا فرهنگ

******************************************************************

روز اول محرم:

امام جمعه

حجت الاسلام شاکری امام جمعه شهر کوهپایه:

بسم الله الرحمن الرحیم
مهمترین هدف قیام خونین حضرت سید الشهداء علیه السلام احیای دین است همانگونه که به حضرت نسبت داده اند که فرمود:ان کان دین محمد صلی الله علیه وآله لم یستقم إلا بقتلی فیا سیوف خذینی
اگر دین جدم محمد(ص) قوام ندارد مگر با کشته شدن من ای شمشیرها مرا بگیرید.
این هدف والا در مراحل گوناگون از فرمایشات و رفتار آن حضرت به وضوح قابل استفاده است.
در جایی فرموده است:أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَايُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لَايُتَنَاهَي‌ عَنْهُ
آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود
در کنار قبر جدش به خدای متعال عرض میکند:اَلّلهُمَّ اِنِّی اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ و اَکْرَهُ (اُنْکِرُ) الْمُنْکَرَ
خدایا من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم
در وصیت نامه خطاب به برادرش محمد حنفیه فرموده است:
ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنکر
هدفم از این قیام این است که امربه معروف و نهی از منکر نمایم
وقتی با دقت در این فرمایشات نظر کنیم میبینیم که حضرت به صراحت فرموده است:
مقصود من امربه معروف و نهی از منکر است و مطابق روایات اهل بیت عیلهم السلام این دو فریضه از بالاترین و با شرافت ترین فرایض دینی است،تا اینجا در بعد گفتاری امام حسین علیه السلام،اما در بعد عمل و رفتار آن حضرت:
وقتی مثل امروز یعنی دوم محرم با حر ولشکر او برخورد می کنند و حر امام علیه السلام و یاران را از ادامه مسیر باز می دارد،

آنگاه که وقت نماز می رسد،به حر می فرماید:
من با لشکر خود نماز را اقامه می کنم،تو هم با لشکرت نماز را اقامه کن،حر رعایت ادب را نگه می دارد و در نماز به حضرت اقامه می کند
در شب عاشورا وقتی اعلام شروع جنگ می شود،حضرت از لشکر دشمن تاخیر یک شبه جنگ را طلب میکند و می فرماید،خدا می داند حسین نماز را و تلاوت قرآن و مناجات با خدا را دوست دارد،برای اقامه نماز و تلاوت قرآن و مناجات با خدا امشب را به ما مهلت دهید.
ظهر روز عاشورا هم در میدان نبرد و قتلگاه با نیمی از باقیمانده لشکر خود نماز خوف را اقامه می کند.
جا دارد عاشقان آن حضرت ضمن برگزاری هر چه باشکوهتر عزای آن عزیز خدا با تَمَسُّک‌ به اهداف آن حضرت و انجام فرایض دینی جای جای زندگی خود را حسینی نماییم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.