سرویس: اجتماعی ۱۱:۳۵ - سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲

گفتگو با روشندل هنرمند از شرق اصفهان

نابینایی نگاه عُمقی من به زندگیست

عباسعلی اکبری روشن دلی از شرق اصفهان نابینایی را نه تنها محدودیت نمی بیند بلکه با نگرشی عمقی تر، زندگی را از روشنایی دل معنا می کند.

SAM_1714

به گزارش اصفهان شرق به نقل از صاحب: همزمان با ۲۳ مهر، روز عصای سفید، فرد، خانواده و جامعه به دیدار روشن دلی رفتیم که از ابتدا در کالبد خانواده ای رشد پیدا کرد که خوب فهمیده بودند راه مقابله با مشکل فرزندشان وارد کردن او به اجتماع است. نگرشی که راه اصلی را نشان نابینا می دهد و قوت عصای سفیدش است می بایست ابتدا در فضای گرم خانواده تحقق پیدا کند. خانواده ی عباسعلی اکبری روشن دل شرق اصفهان راه را برای رساندن فرزندشان به آینده ی روشن هموار کردند و این را از صدای زیبای او در بین گروه هیاهوی سکوت به خوبی احساس کردیم.

برای مصاحبه با عباسعلی به محل کارش رفتیم، در ابتدای ورودمان از همکاران موسسه نشانی اتاقش را گرفتم ولی از نگاهها معلوم بود که این روز را به خاطر نداشتند و یا مشکلات کاری تبریک این روز را به آخر وقت می کشاند.

جای خوشحالی برای من داشت که اولین کسی هستم که به جوان شرق اصفهان از زبان گویای اصفهان شرق  تبریک گفتم.

SAM_1717

عباسعلی از خود گفت:

در آستانه ی سی و یکمین بهار زندگی هستم.  نابینایی مشکلی برای زندگی من نبوده و نخواهد بود زیرا از ابتدایی که پا به این جهان گذاشتم چشمانم بینای دیدن  دنیای افراد عادی را نداشت. در این راه نگرش مثبت خانواده راه رسیدن من به مدارج خوب هنری بود و تا آنجایی که در حد توانم باشد در جهت تشکر از آنها دریغ نخواهم کرد.

روشن دل گفتگوی ما از کارش برایمان توضیح داد:

در کانون حسنات کار می کنم در بخش تلفن خانه وخدا را شاکر که توانایی کار کردن دارم ولی در کل بعضی مواقع از کم توجهی مسئولین به معقوله اشتغال ناراحت می شوم. تعداد بچه های روشن دل زیاد است و از ازاستعداد آنها در حد مناسب استفاده نمی شود، مثلا گاهی فوق لیسانس حقوق تلفنچی می شود در صورتی که به بهترین شکل می تواند به بچه هایی که مثل خود طعم نابینایی را چشیده اندد  درس دهد. البته باید حق را کنار نگزاریم و بگویم  این چند ساله اخیر دید مردم و مسئولین به ما بهتر شده و کم تر رفتارهای نامعقول و منوط به دلسوزی را از افراد می بینیم.

البته زمان من به این کار خلاصه نمی شود و عضو گروه هیاهوی سکوت و گروه نابینایان مرکز حضرت فاطمه زهرا وابسته به بهزیستی اصفهان هستم.

SAM_1719

اصفهان شرق: صدای شما را بار ها شنیده ایم و برای ما خاطرههای زیادی از شام غریبان امام حسین در گلزار شهدای پیله وران تا جشن کوثر حضرت زهرا  برجای گذاشته، صدایی که از دل روشن شما  قوت رسا شدن می گرفت .

در همین جهت از عباسعلی بهترین خاطره ی زندگیش را جویا شدیم و او این گونه پاسخ داد:

درسال ۱۳۸۴ در حضور استاد فرشچیان در مرکز ناشنوایان حضرت زینب  برنامه ای را اجرا کردیم و یکی از آرزوهای من این بود که در کنار هنرمند پر تلاش کشور باشم، حتی قطعه ای که آن روز اجرا کردم بهترین قطعه عمرم شد و این حضور در کنار استاد خاطره ای را در ذهنم ثبت کرد که حتی واژه ی خاطره تداعی بخش سال ۸۴ من می شود.

ولی در مقابل برخی رفتارها از جانب مردم  خاطرات ناخوشی برایمان ایجاد کرده و آن زمانی است که وقتی راننده ی آژانس به جهت نابینایی ما پول بیشتر از کرایه را برمی دارد و فکر می کند که ما نمی فهمیم و این اتفاق ۲ هفته ی پیش برای من تکرار شد.

عباسعلی اکبری آرزوی بینا شدن نداشت ودر جواب پرسش ما که آیا دوست دارید بینا  شوید گفت:

من نابینایی را مشکل نمی بینم که دعا کنم بینا شوم  ولی دوست دارم مردم بینا ما را بهتر درک کنند که نابینایی محدودیت نیست که با دلسوزی در جهت کمک به فرد برآییم بلکه با نگاه منطقی به معقوله ی روشن دلان و نگاههای مساوی جایگاه خالی برای ما در اشتغال باز کنند.

روشندل گفتگوی ما از آرزویش گفت: دوست دارم روزی برسد که بتوانم فعالیت هنری را به طور پیشرفته ادامه دهم تا نیازی  به اشتغال در کارهای غیر هنری  در جهت تامین بودجه نباشد.

سخن آخر:

از زحمات پدر و مادر و مربیان تشکر ویژه دارم و آرزو می کنم تا روزی برسد که نگاه همه به معقوله ی نابینایی مثبت شود و روز عصای سفید از مشکلات و بی توجهی ها خبری نباشد.

SAM_1718

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.