سرویس: اجتماعی ۱۵:۰۰ - دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲

عرفان عرفه؛

انتم الفقراء و هوالغنی الحمید

فرهنگ و نهضت عاشورا با عرفان و شناخت آغاز می شود و با بندگی خدا تا پای خون ختم می شود. عرفه یعنی شناخت و دعای عرفه یک دوره کامل خداشناسی و انسان شناسی است…

دعای عرفه

.صاحب نیوز- حجت الاسلام مهران آدرویش

«یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» (سوره فاطر آیه ۱۵)

مقدمه: در زیارت نامه امام حسین (علیه السلام) می خوانیم: «و بذل مهجته لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله» یعنی حسین ابن علی(علیه السلام) مهجه (خون که از بدن خارج می شود مقداری از آن در بدن باقی می ماند به آن باقی مانده، مهجه گویند) و آخرین قطره خونش را در راه نجات بندگان خدا از جهل و ضلالت (سرپیچیی از اوامر الهی) نثار نمود.

»»» آری ارکان فرهنگ عاشورا از دو مؤلفه مهم تشکیل شده است: ۱- معرفت ۲- بندگی خدا.

 لذا است که فرهنگ و نهضت عاشورا با عرفان و شناخت آغاز می شود و با بندگی خدا تا پای خون ختم می شود. عرفه یعنی شناخت و دعای عرفه یک دوره کامل خداشناسی و انسان شناسی است. این دعا در واقع شرح و تفصیل آیه فوق است.

همان آیه ای که فخر فخر کائنات است؛ چه این که رسول اکرم (صل الله علیه و آله) فرمود: الفقر فخری. آری بالاترین معرفت و خداشناسی و خودشناسی به این است که آدمی بفهمد غنی مطلق و تنها مؤثر در عالم خداست و مابقی موجودات نه که فقیر بلکه عین فقر و احتیاج هستند. لا مؤثر فی الوجود الا الله.

اهمیت روز عرفه: امام سجاد (علیه السلام) در روز عرفه فقیری را مشغول به گدائی دید. امام (علیه السلام) به آن درویش فرمود: در همچون روزی از غیر خدا طلب می کنی؟! و حال این که امید است نوزادان در شکم مادرشان مورد رحمت قرار گیرند و آمرزیده شوند. و باز روایت است که اگر کسی در ماه مبارک رمضان بخشیده نشود دیگر امیدی به بخشوده  شدنش نیست  مگر این که عرفه را درک کند.

دعای عرفه از چهار فصل تشکیل شده است:

 فصل اول: معرفی خداوند

فصل دوم: ذکر نعم الهی

فصل سوم: درخواست ها و خواهش ها

فصل چهارم: مناجات با خدا

اکنون به خلاصه ای از مضامین دعای عرفه در هر فصل اشاره ای می نمائیم:

 دعای عرفه

الف) فصل اول؛ معرفی خداوند:

امام حسین (علیه السلام) در عرفات خداوند را اینگونه معرفی می کند:

سرسلسله قدرت خداست

خداوند قدرتمندی جواد است (نه بخیل)

اشیا عالم مظهر و محل تجلی حکمت او هستند

خداوند از ظاهر و پنهان آگاه است

همه چیز نزد او ثبت و ضبط است

هر کس به اندازه ای که تلاش می کند نتیجه و ثمره کارش را خواهد دید

روزی رسان افراد قانع

مهربان بر افراد پشیمان

سرمنشأ منافع

گوینده سخنان جامع

گوش شنوا دارد و رافع مشکلات است

رفعت دهنده خوبان و خوار کننده ظالمان است

یگانه، عالم و توانا و سزاوار عشق ورزیدن و معشوق بودن است

بی نیاز

منزه از تمام نواقص

متصف به همه کمالات

آغاز و انجام جهان، خالق همگان و گرداننده نظام هستی است

ب) فصل دوم؛ ذکر نعم الهی:

در این فصل امام (علیه السلام) برخی از نعمت های الهی در حق خود را اینگونه بر می شمارد:

تولد در زمانه ای که حکومت اسلامی بر سر کار بود؛ چه این که در حکومت اسلامی راه هدایت باز است

صورتگری در رحم مادر،

 شیر مادر،

 مهربان کردن والدین نسبت به کودکان،

 حفظ کردن از آزار و اذیت جنیان،

 قدرت بر تکلم،

 الهام معرفت خویش بر فطرت آدمی

 دائر نمودن نمایشگاهی از آیات (آسمان و زمین و…) که بسوی او رهنمون می کنند

 اجازه عبادت و راز و نیاز با خودش

 ارسال رسل

شعور و ادراک

اعطاء رزق و مایحتاج زندگی

 عنایاتی که حتی نادانی ما مانع از ادامه آن نشد

تک تک اعضای بدن

و در پایان این فصل می فرماید: اگر در تمام عمرم بخواهم حتی شکر یکی از این نعمت ها را بجا آورم قادر نخواهم بود زیرا هر شکری، شکری دارد

ج) فصل سوم؛ خواهش ها و درخواست ها:

الهی:

مرا به گونه ای تربیت کن که گویا تو را می بینم

با توفیق تقوا به من، مرا خوشبخت کن

با دوری از گناه مرا از بدبختی نگاه دار

عیوب مرا بپوشان و از خطاهای من درگذر

درجات دنیوی و اخروی مرا ارتقاء بده

خیر و برکت و راضی بودن از قضا و قدر الهی

عزت نفس

یقین

اخلاص

علم و بصیرت

تن سالم

یاور

برطرف شدن گرفتاری ها

دوری از شیطان

توانائی  در اداء دیِن

نجات از مشکلات دنیا و گرفتاری های آخرت

حفظ دین از ظالمین

در نظر خود خوار باشم و در نظر مردم محترم

مرا به باطن رسوا مکن و به علمم گرفتار نکن

مرا به دیگران وا مگذار

اعطا بهترین ها از زیبائی ها

ما را آنگونه تربیت کن که مهربانی های تو را فراموش نکنیم

بر محمد و آل محمد درود فرست

د) فصل چهارم؛ مناجات، عشق بازی، ستایش و راز و نیاز با خدا:

در این مناجات از خوبی ها و امتیازات رفاقت با خدا و شاهد مثال هائی از این رفاقت و قدر نشناسی بندگان سخن به میان آورده است:

 الهی؛

رفیق نیمه راه نیستی

با تو شکست نیست و بی تو زندگی ضیق و سخت است

تو از غیب ها با خبری و هیچکس تو را آنچنان که هستی نمی شناسد

بهترین اسما از آن توست

ای که احسانت قطع نشود

تو بودی که یوسف را از چاه نجات بخشیدی

روشنای چشم یعقوب از توست

آتش را تو بر ابراهیم سرد نمودی

و موسی و قومش را تو از دریا عبور دادی

الهی؛

اندکت شکر کردم و محرومم نکردی

خطاهایم بسیار شد و رسوایم نکردی

ای که روزیم دادی در بزرگسالی

ای که برخوردارم کند از احسان خویش و بر خوردارش کنم از بدی و نافرمانی

تو بودی که

درمانم کردی

سیرم کردی

 پوشانیدی مرا

… ای که همه کمالاتم از توست

منم خطاکار

نادان

غافل

فراموش کار

منم که وعده می دهم و خلف وعده می کنم

منم پیمان شکن گنهکار…

ای مولای من!

با چه روئی برابرت آیم؛ با گوشم یا چشمم یا زبانم یا…؟

آیا همه این ها نعمت تو نیست و با همه این ها نافرمانیت نکردم؟

حق با توست و مسئولیت بر من است

ای آقای من!

اگر مردم از آنچه تو می دانی آگاه بودند مهلتم نمی دادند

مولای من!

نه دلیلی دارم که بیاورم و نه توانم گفت که بد نکردم. همه اعضایم بر من گواهند.

عدل تو مرا نابود می کند. چشمم به کرم توست.

الهی!

تو یکتا و پاکی

 و من

 تکبیر گوی تو، مشتاق تو و گدای در خانه توام

ترسیده ام  ولی  امیدوارم

خدایا!

تو آغاز کردی به نیکی پس به پایان ببر به نیکی و سعادتمند کن ما را به طاعت خویش. ای روزی ده کودکان

ای منتهای آرزو!

ما را نا امید مگردان که دست های خود را که داغ اعتراف ذلیلانه بر آن است به سویت داز کرده ایم

ما را پاک کن و آرزوهایمان را برآورده و عاقبتمان را ختم بخیر بگردان. ای بهترین کسی که از او در خواست شده

ای که پوشیده نیست بر او به هم نهادن پلک ها و بر هم زدن چشم ها

ای که از آنچه می گویند برتری

ای که تسبیح گویت، هفت آسمان

به تو پناه می بریم از جن و انس

و درود فرست بر محمد و آل محمد

خدایا!

من در توانگری خود نیازمندم و با دانشم نادان

آیا بر من رحم نمی کنی؟

خوبی ها از توست و بدی ها از من

پس چگونه مرا به خودم واگذاری با این که کفیل من توئی؟

چگونه ذلیل شوم با این که یار من توئی

چگونه نا امید شوم و حال این که تو به من مهربانی

معبودا!

تو به من چقدر نزدیکی و من از تو دورم

و حال این که تو با همه چیز می خواستی خودت را به من بشناسانی

معبودا!

هر آنجا که لالم کند پستی من، به سخن آردم کرم تو

و هر آنگاه نومیدم کند اوصافم، به طمعم اندازد منت های تو

الهی!

کسی که خوبی هایش هم بدی است چگونه بدی های او بد نباشد؟

معبودا!

تفکر در آثار تو مایه دوری از دیدار است. پس مرا به خدمتی بگمار که به تو رساندم

چگونه دلیل آورند بر وجودت، چیزی را که خودش نیازمند توست؟

آیا چیزی پدیدارتر از خود تو هست تا او وسیله ظهور تو گردد؟

کی نهان بوده ای تا نیازمند برهان باشی؟

کی دور بوده ای تا با آثار به تو رسند؟

کور باد چشمی که تو را دیده بان خود نبیند

و زیان مند باد معامله ای که بهره ای از دوستی تو ندارد

معبودا!

فرمان دادی مراجعه به آثارت کنم پس مرا برُبا از تجلی انوار و هدایت دل.

معبودا!

خواری من عیان است بر تو. از خودت می خواهم رسیدن به حضرتت را

و بوسیله تو دلیل آرم بر تو و رهنمایم باش به سوی خود به نور خود.

الهی!

مرا به کوی خویش بنده نگاه دار

عطایم کن دانش مخزون و راه اهل جذبه را

بی نیازم کن از تدبیر خودم به تدبیر خویش

و از خیر جوئیم به خیر جوئیت

خدایا!

چه دارد آن که تو را ندارد؟

و چه ندارد آن که تو را دارد؟

بدبخت آن که غیر تو را پسندد.

و زیانمند است آن که از درگاه تو کوچ کرد

چطور به دیگران امید دارند و تو قطع احسان نمی کنی؟

چطور از دیگران بجویند و تو عطا کنی؟

ای که عطا کنی قبل از مسالت

بجویم به مهرت تا برسم به کویت

امیدم از تو قطع نمی شود اگر چه نافرمانیت کرده ام

همانطور که ترسم نمی ریزد اگرچه اطاعتت کرده ام

علمم به کرمت مرا به آستانت کشانده.

من چطور ناامید شوم و حال این که تو آرزوی منی

و چگونه نیاز نیاورم که تو مرا در نیازمندان قرار دادی.

خود را به هر چیز به من معرفی نمودی

و چیزی نیست که تو را نشناسد

توئی که خود را به هر چیزی به من معرفی نمودی

پس چگونه غایب باشی ای دیده بان حاضر؟

تو بر هر چیز توانائی و حمد از آن توست

 ای تنهای تنها…

همچنین بخوانید:

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

سوال امنیتی: