اصفهان شرق

به جهنم که زاینده رود…

کدخبر: 28704
۱۳۹۳/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۷:۱۹

به یاد داریم زمانی که اصفهان بود و زاینده رود پر آبش و در آن زمان ذره ای به فکرمان خطور نمی کرد که امروز به پای برخی بی تدبیری ها زاینده رود خشک و قلب کشاورزان از خشکی محصولشان به درد آید.

امروز به فکر تغییر شغل افتاده ایم تا مشاغل آبی را در اوضاع اسف بار خشکسالی دریابیم ولی اگر فکری به حال اصفهان و زاینده رودش نکنیم زمانی چشم باز می کنیم که آبی حتی برای شرب کودکانمان نخواهیم داشت.

این شعر در راستای قلمی به نگارش درآمده است که قلبش برای خشکی اصفهان تپید و دستانش به عشق مردم شرق و غرب اصفهان به حرکت درآمد.

اصفهان شرق- میلاد حبیبی

سینه خواهم شرحه شرحه از عطش
تا بگویم آنچه را باید
اما
گاهی فقط سکوت زبان مشترک اهالی صبر است
این بار
ما سکوت میکنیم

 

****************
بشنو از رود چون حکایت میکند
و البته شکایت میکند
از اینکه هرکس به طریقی کمر خواجو را میشکند
دلش پر است
اما نه از دولت
از دولت ها
و بیشتر از همه
از عدالتی های بهاری
که ناعادلانه
شاهرگ اصفهان را بریدند
تا دیگر خونی در رگش جاری نباشد

 

************

147832_580
و امروز
اصفهان نفس های آخرش را میکشد
در شرایطی
سردر نهاد ریاست جمهوری نوشته اند:
ورود نمایندگان اکیدا ممنوع
حتی شما دوست عزیز
و جناب وزیر
نیروی مقابله با چند پلاکارد را هم ندارد
و همینطور بیخیال
به افق تاریک زاینده رود خیره شده است
به جهنم که زاینده رود خشک است
و اصفهان
تا چند سال دیگر
میماند تنهای تنها
میان سیل غمها
خالی از سکنه

 

***********
آی نمایندگانی که در نهاد ریاست جمهوری راهتان ندادند
مامورین نهاد حق داشتند
نهاد که جای نمایندگان ملت نیست
نهاد که جای صحبت از درد رعیت ها نیست
جای تعریف و تمجید از هوش و ادب اوباماست

برای مشاهده این مصرع به این لینک بروید

 

**********

برای نماز خواندن ، پشت درب نهاد مناسب تر است
چون همه جای ایران سرای ماست
آی نمایندگان
قدقامت الصلاه
بجا بیاورید
دو رکعت نماز باران را
به نیابت از هزاران کشاورز پا برهنه
برای رضای خدا
قربه الی الله
آری نماز باران بخوانید
قبل از اینکه مجبور شویم نمازهایمان را با تیمم بخوانیم

 

**********
کاش در این روزگار
از این جهنم رها میشدیم
و با زور شلاق
باز میگشتیم به بهشت مان
به اصفهانی که زاینده رودی زنده داشت
اما
ظاهرا باید همچنان حسرت خورد

 

***********

بگذار مهریه زهرا(س)
ارث پدری بعضی ها باشد
بگذار چشم های همیشه باز شیر سنگی
همچنان در انتظار بماند تا ببیند
کی تصمیم میگرند فکری کنند
یه حال این شهر شهدایی
مثل تمام غصه ها این هم غمی نیست
خدای ما هم بزرگ است
میلاد حبیبی