سرویس: اجتماعی ۱۳:۳۲ - چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱

به مناسبت هفته جمعیت؛

فرزند یکی از پایه های اصلی قدرتمندی والدین

یکی از پایه های اصلی قدرتمندی والدین، فرزند است و طبیعی خواهد بود که اگر تعداد فرزندان بیشتر باشد، والدین قدرتمندتر جلوه می کنند.

به گزارش اصفهان شرق_ ملیحه سادات ضیایی/ انسجام خانواده ها بیشتر به روابط میان والدین بستگی دارد، اما تعداد فرزندان روی این موضوع نیز تاثیرگذار است وقتی والدین فرزندان بیشتری داشته باشند، باید برنامه ریزی بیشتر و در ادامه وقت زیادتری را به موضوع خانواده و برطرف ساختن نیازهای خانواده اختصاص دهند که این موضوع باعث میشود پیوند والدین، شراکت و تلاش آنان برای رفع نیازهای فرزندان بیشتر شود. این موضوع حس باهم بودن و یک خانواده بودن را بیشتر میکند و در نهایت به انسجام بیشتر خانواده منجر میشود. تك فرزندي پديدة جديدي نيست و در گذشته نيز خانواده هاي تك فرزند وجود داشته اند و یکی از مسائل آسیب زای دهه های اخیر است که اکثر خانواده های ایرانی بدان گرایش پیدا کرده اند. تک فرزندی موضوعی است که در سه سطح، فرزندان، خانواده های تک فرزند و جامعه، آثار مهمی از خود باقی میگذارد. یکی از پایه های اصلی قدرتمندی والدین، فرزند است. طبیعی است که اگر تعداد فرزندان بیشتر باشتد، والدین قدرتمندتر خواهند بود. از سوی دیگر، ایستادگی جامعه اسلامی در برابر تجاوز استکباری،به گوهر ایمان و عمل جوانان فداکار وابسته است.

عدم حضور فرزند در محیط خانواده، یکی از عوامل ناپایداری در زندگی مشترک است , در حقیقت، نبود فرزند و تک فرزندی در خانواده ها، سبب ایجاد فضای خالی در میان اعضای خانواده و بعضاً باعث بی علاقگی و تضاد در زندگی مشترک میشود.

تک فرزندی از گستردگی خانواده ها میکاهد و روابط فامیلی خواه ناخواه از بین میرود. فرزندانی که تنها بزرگ میشوند، نه خواهر ونه برادری خواهند داشت و نه فرزندان آنان صاحب عمو، عمه، خاله و دایی خواهند بود. زندگی های گسترده به خانواده های کوچک تبدیل خواهد شد. تغییر شکل الگوی خانواده، نهایتا موجب از بین رفتن انسجام خانواده میشود، و در آینده، افرادی منزوی، منفعل و افسرده به جامعه وارد میشوند. در خانواده های تک فرزندی، بیش از حد به خواسته های فرزند توجه میشود. این توجه بیش از حد والدین و قرار دادن فرزند در کانون توجه ات، آثار سوئی بر شخصیت کودک دارد. اینگونه کودکان غالبا حساس، زودرنج، پرتوقع و کم صبر هستتند.

نمی توانند عواقب اشتباهات و مسئولیت کارهای خود را بپذیرند. در بستیاری از اوقتات، این کودکان از آنجا که دنیای واقعی کاملاً مطابق میل و خواستۀ آنان و پاسخگوی توقعاتشان نیست، دچار سرخوردگی و ناسازگاری می شوند. به علاوه، فرزندسالاری مانع شکل گیری شخصیت فعال فرزند میشود.

ازدواج، داشتن فرزند زیاد و تشکیل خانواده های بزرگ، برای رشد والدین و ساخته شدن شخصیت فرزندان مفید است تنها ریشۀ عمومی رشد و پختگی انسان، در پرورش فرزندان قرار دارد. هر چه تعداد فرزندان بیشتر، کودکی کردن، کمتر می باشد. یعنی وقتی شما زندگی خود را صرف خوب شدن و رشد دیگران کنید، آدم دیگری خواهید بود ولی با داشتن بچه های کمتر رشد شما کُند خواهد شد. والدین سعی دارند همۀ آرزوهای دست نیافتۀ خود را در تنها فرزند خود تحقق ببخشند یا میخواهند فرزند آنها به دلیل امکاناتی که در اختیار دارد، همۀ آرزوها و انتظارات آنها رابرآورده کند. از سوی دیگر، چنانچه همۀ امکانات در خدمت تک فرزند قرار داشته باشد، ممکن است بر اثر تربیت نادرست انتظارات تک فرزند به طرز نامناسبی رشد کند و در آینده در مواجهه با واقعیت های اجتماعی زندگی روزمره دچار سرخوردگی شود.

داشتن فامیل و محبت های ناشی از آن، یکی از نیازهای اساسی به شمار می رود. فرزندان علاوه بر محبت والدین به چشیدن محبت های دیگری از جمله محبت فامیل های وابسته نیز نیازمند هستند که این موارد، سیستم ایمنی روانی فرد را تقویت میکند و حمایتهای بزرگی برای افراد در زندگی محسوب میشود و افراد میتوانند با پشتوانۀ قویتری در جامعه حاضر شوند, همین موضوع به افزایش تحمل افراد در برابر استرسها، سختیها و ناملایمات در زندگی منجر میشود. در کنار آسیبهایی که خود کودک تک فرزند با آنها روبه رو میشود، آسیب های متعددی هم خانوادۀ این کودکتان را تهدید میکند این خانواده ها همواره نگران هستند و فکر میکنند که اگر خدای ناکرده مشکلی برای این یک کودک به وجود بیاید، هیچ کاری از آنها ساخته نیست. این والدین همواره زندگی پراسترسی دارند و از به وجود آمدن یک اتفاق، نگران هستند. خانواده هایی هم که توانایی داشتن فرزند بیشتر را نداشته اند، همواره در حسرت این موضوع به سر میبرند که چرا ما نباید فرزندان بیشتری داشته باشیم. با ازدواج تنها فرزند این خانواده ها و یا دور شدن آنها تحت هر اتفاقی، والدین این فرزندان در زندگی خود خلأ بیشتری احساس می کنند درحالی که اگر تعداد فرزندان دو یا بیشتر از آن باشد، وقتی یکی از فرزندان از خانواده دور میشود، فرزندان دیگر برای تسلای خاطر والدین حضور دارند و این خلأ برای والدین کمتر به وجود میآید و این والدین تنهایی خود را با فرزندان دیگر پر میکنند.

در اغلب خانواده های تک فرزند، فرزندان دچار کمالگرایی مفرط، استقلال و… هستند و این موضوع باعث میشود گاه به تنهایی در شهر یا کشور دیگر زندگی کنند. گاهی مدام در پی پیشرفت تحصیلی یا شغلی هستند و گاه به دلیل انزوا، با والدین ارتباط عاطفی برقرار نمیکنند. از این رو، والدین نمیتواننتد در سنین کم توانی از حمایتهای فرزندان برخوردار شوند و بسیاری از نیازهای جسمی، مالی، عاطفی و… آنان برطرف نمیشود درحالی که در خانواده های پرجمعیت، امکان برطرف سازی نیازهای والدین بسیار بیشتر از خانواده های تک فرزند است.

انتهای پیام/

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.