سرویس: اجتماعی ۰۱:۳۷ - یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲

گفتگو با رزمنده ی دفاع مقدس محمود براتی

سال ۶۳ گروه۱+۵ جبهه بودیم

نمی توان فراموش کرد همرزمی را که سر بر زانویت می گذاشت و کلمات آخرش سلامی بود که به امامش می رساند و در آخر روی زانوی تو به ابدیت پرواز میکرد.

SAM_1240

به گزارش اصفهان شرق:در آستانه ی هفته ی دفاع مقدس یاد رزمندگان این مرزو بوم ما را به دنیایی می برد که سر آغازش کلام رهبر و رنگش خون سرخ شهیدان است. پیدا کردن دلاوری های آنها سخت نیست زیرا آرامش درزندگی را با رشادت رزمندگانی به یاد می آوریم که در مرحله آخر پرواز به ابدیت درخواست رساندن سلام مخصوص به امامشان را داشتند. یاد کردن ازآنهایی که زخم جراحت برایشان لبخندی از جانب حق بود وظیفه ای سنگین بر دوش نسل سومی های انقلاب است که گفته های پرازاحساس آنها را به نگارش درمی آورند.

در این میان قرار مصاحبه را با رزمنده ای گذاشتیم که سادگی درکلام وبی ریایی دررفتارش جای خالی برگه ی خاطرات دفاع دفتر ما را رنگ عشق و ایثار می بخشید.

حضور در دفتر کارش راحت ترین مکان در باب مصاحبه با وی بود، زیرا او هنوز مرد رزم بودو بیشترزمان خود را به کار درراه خدا اختصاص می داد.

محمودبراتی در ابتدای گفتگوضمن تبریک دفاع مقدس به درخواست خبرنگار اصفهان شرق بیوگرافی مختصری از خود گفت: محمود براتی متولد ۱۳۴۵هستم . بعد از پایان تحصیلات سوم راهنمایی در سن۱۶ سالگی درتیر ماه ۱۳۶۱ به جبهه اعزام شدم وآغاز حضور من در جبهه با شرکت در عملیات رمضان بود، عملیاتی که آغاز گر خاطرات دفاع مقدس بودو خداوند توفیق آن را داد تا در دانشگاهی که حضرت امام فرمودند، رزمنده باشیم. پایان حضورم درجبهه با پایان جنگ همراه بود.

اصفهان شرق-برخورد خانواده در اعزام شمابه جبهه چه بود؟
من در خانواده ای بزرگ شدم که واژه ی دفاع و رشادت برایشان تازگی نداشت. با آغاز جنگ سه برادر بزرگتر از من عازم جبهه شدند و من هم که ۱۴ سال بیشتر نداشتم در انتظار اعزام تا ۱۶ سالگی در مدرسه به  درس خواندن مشغول بودم.

سال ۱۳۶۳ مردان خانواده ی براتی در جبهه بودند، من و۴ برادرو پدرم .

ما اصرار زیادی به عدم حضور پدر در جبهه داشتیم ولی او در جواب ما یک جمله می گفت: شما برای خودتان و من هم برای خودم

اصفهان شرق- طبق شنیده ها شما از جانبازان دفاع مقدس هستید اگر می شود برایمان از دوران مجروحیت خود بگویید؟

محمود براتی مکث کرد، انگار برای او که فداکاری و مخلص بودن دوران جنگ را چشیده بود کمی مشکل به نظر می رسید از قرارش با خدا بگوید وآن را از سنگینی درجوابش به خوبی می شد فهمید.

وی گفت: ۹ بارمجروح شدم و هر بار که برای مداوا بستری می شدم برایم دوری از جبهه سخت و طاقت فرسا بود.اولین جراحتم سال ۶۱ در عملیات محرم بود، پایم را کچ گرفتند و بعد از باز کردن گچ پایم طاقت ماندن نداشتم و منتظر طی کردن جلسات فزیو تراپی هم ننشستم .

با پوتین نمی توانستم راه روم ، یادم می آید کفش کتانی گرفتم و به سختی روانه میدان دفاع شدم .

دفعات  بعدی از ناحیه دست ،سر و شکم مجروح شدم و هنوزعوض کردن پانسمان زخمم در هر روزیادآور آن روزها ی رشادت همرزمانم است.

اصفهان شرق- از احساس خود در آستانه ورود به این هفته بگویید؟

-احساس گفتنی نیست و فقط خود می دانم که با آغاز این هفته چه خاطراتی برایم تداعی حضور است. کسانی که حضور فعال درآن زمان داشته اند این هفته را به سختی طی می کنند و در یک کلام با اشک و آه.

چطور می شود فراموش کرد همرزمی را که سر بر زانویت می گذاشت و کلمات آخرش سلامی بود که به امامش می رساند، شهیدی را که در حال حملش به بیمارستان صحرایی خون بدنش به لباست می آمد و از لباست به زمین می چکید و درراه ، ذکر شهادت را درآغوشت می خواندو به آسمان پر می کشید. این خاطرات احساس ما را در این هفته می سازدو با آن زندگی می کنیم.

احساس فرمانده را به راحتی می شد ازکلامش فهمید.

اصفهان شرق- مسلما خاطرات زیادی برای شما در این دوران بوده ولی شیرن ترین و تلخ ترین خاطره ای که برای همیشه در ذهن شماست را بازگو کنید؟

-شیرین ترین خاطره پیروزی درعملیات وشادشدن قلب امام خمینی(ره)  بود، وقتی می شنیدیم که امام خمینی از موفقیت درعملیات و پیروزی رزمندگان خوشحال شده اند برایمان شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین خاطرات است.

و اگراز تلخ ترین بگویم، زمانی بود که امام امت کاسه ی زهررا سر کشید و قطعنامه را امضا کرد، درآن روزاشک و زجه بچه ها کم ترین عکس العمل آنها به ناراحتی درونی شان بود.البته شکسته شدن قلب رهبرمان برایمان غیر قابل تحمل بود.

از دست دادن همرزمان،  آنهایی که شب های دفاع و حماسه را در کنارشان بودیم و دوشا ودوش هم حرکت می کردیم برایمان سخت بود ولی فکر به جایگاه رفیع آنها و نتایج حاصل از عملیات  به دست آنها ما را در برابر نبودشان به مدارا وا می داشت.

اصفهان شرق- همانطور که مستحضر هستید بخش اول شعار سال یعنی حماسه ی سیاسی با حضور با شکوه مردم تحقق پیدا کرد، نظر شما در رابطه با تحقق نیمه ی دوم شعار سال یعنی حماسه ی اقتصادی چیست؟

-در این زمینه آنچه مهم است حضور منسجم و بسیجی گونه مردم در صحنه است، صحنه ای که در ۲۴ خرداد۹۲ با حضور حماسی مردم رقم خورد.

در مرحله ی دوم که تکمیل کننده ی شعار سال است ۲ عامل مهم نقش اساسی را ایفا می کند:

۱٫فرهنگ سازی از طریق نفوذ در بدنه خانواده ها و روی آوردن به سبک زندگی اسلامی از طریق صرفه جویی و اشتغال زایی و اشتغال های خانگی که خوشبختانه در منطقه شرق اصفهان با ایجاد حوضچه های ماهی، پرورش شتر مرغ و بوقلمون وهمچنین ایجاد سالن قارچ صورت گرفت و همه ی اینها درجهت کمک به دولت در جهت کم کردن فشار به اقتصاد و عملی کردن واژه ی حماسه ی اقتصادی است.

 

۲٫درمیدان و فضایی بیاییم تا با پشتیبانی دولت، عرصه های عملیاتی را در مسیر حل مشکلات اقتصادی راه اندازی کنیم.

اصفهان شرق- با توجه به فعالیت های بسیج در کنارائمه جمعه به عنوان تاثیر گذارترین فعالیت های فرهنگی شناخته شده بفرمایید مهم ترین فعالیت بسیج شامل چه برنامه هایی می باشد؟

-بسیج نهادی است که در تمامی ارگانهای کشوراعم از دولتی و خصوصی وجود دارد و در برابر تهاجمات فرهنگی دشمن و جنگ نرم آماده ی مبارزه با این فضا ی تهاجمی است. درعرصه ی فرهنگی بسیج با حضور اقشار مختلف در خود نقش مهمی را ایفا می کند.

اصفهان شرق- سخن شما با نسل سوم انقلاب چیست؟

-این عصر، عصر ارتباطات وتکنولوژی و پیشرفت است و من به عنوان دوست درکنار جوانان توصیه ای به آنها دارم: به امورات و وقایع با دید بصیرانه بنگرند تا راه را پیدا کنند واین خلاف جهت  دشمنانی است که می گویند به طرف مقابل و صحبت هایشان توجه نکنید، و لی من به جوانان می گویم حرف همه را به دقت گوش دهید و با فطرت خداجوی خود راه حق را انتخاب کنید.

سخن آخر:
فرصت های پیش رو را غنیمت بشماریم و پای درس رزمندگان بنشینیم و ازگنجینه های معنوی درون سینه ی آنها مطلع و ره توشه کارمان قرار دهیم و اگر کاهلی کنید خود متضررمی شوید.

در پایان امیدوارم تا بتوانم رسالت بر دوش خود راعملیاتی کنم و طوری رفتار کنم تا شفاعت شهدا شامل حالمان شود.

 

همچنین بخوانید:

2 Responses to “سال ۶۳ گروه۱+۵ جبهه بودیم”

  1. فاطمه گفت:

    سلام
    خداقوت، از شما تشکر دارم که من را با فرمانده ای آشنا کردید که نام آن را فقط میشنیدم و الان می دانم که صحبت از چه کسی است.

  2. همشهری گفت:

    دوستتان دارم اصفهان شرق و التماس دعا فرمانده ی سالهای جنگ و رشادت
    در نمازتان مارا هم دعا کنید

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.