سرویس: تولیدی » مصاحبه تفصیلی ۱۰:۱۱ - سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

گفتگو با جانباز 70 در صد:

افتخار فرزندانم به جانبازی من، بهترین هدیه روز پدر است

حاج علی امینی جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس از همراهی همسر فداکارش سخن گفت و افتخار دو فرزند ش بر جانبازی پدر را بزرگترین هدیه ی روز پدر خواند.

به گزارش اصفهان شرق: چند ماهی بود که یکی از دوستان خاطرات مردی را برایم باز گو کرد که افتخار ورزش بود و هیچ مانعی سد راه او در کسب مقام قهرمانی نمی شد.

مردی که سال 61 برایش خاطره جا گذاشتن 3 عضو در زمینی به رنگ آسمان بود و هنوز بازگو کردن لحظه های با همرزم بودن در نگاهش به خوبی مشخص می شد.

چند روز پیش وقتی از کنار مغازه ی لباس فروشی رد می شدم بنر تبریک روز پدر توجهم را به خود جلب کرد.

Vater-Mark8685686868

پدر

انگار با مشاهده ی این واژه جرقه ی مصاحبه با پدر نمونه در من زنده شد. اگر از در صفا و احساس وارد می شدم، پدرم را نمونه ای برای طول عمرم می خواندم ولی می بایست قدم از باب دیگری به نام شجاعت، ایثار، امید و پشتکار بر می داشتم تا صفای وجود اصفهان شرق را از زمین به آسمان پرواز دهد.

طی تماس تلفنی قرار گفتگو با حاج علی امینی را گذاشتیم، او شهید زنده بود و محل سکونتش بوی عملیات محرم سال 61 می داد.
اسم جانباز 70 در صد قوت به قدم هایم می داد و طول خیابان فجر برایم کم تر و کم تر می شد. حاج علی با ما به خانه اش رسید، برایم عجیب بود پله های منزلش را با پای خودش طی کرد.

در نگاه اول فکرم این بود که شاید آدرس منزل جانباز 70 درصد را به اشتباه آمده ام ولی نه، نگاه آن مرد و صفای وجودش همان صفایی بود که همرزمش چند ماه پیش برای ما بیان کرده بود. وقتی به داخل منزل رفتیم با استقبال کوثر 17 ساله ی حاج علی و همسر فداکار وی روبه رو شدیم.

از داخل اتاق چرخ های ویلچر ی را دیدم که مردی با تمام احساس به میهن بر روی آن نشسته بود و ویلچر را جایگزین 2 پای مصنوعی کرد.
بله او حاج علی امینی جانباز 70 درصد خوراسگانی بود. کسی که 3 عضو بدنش را در سرزمین نور جا گذاشت، کسی که نفس هایش از بوی باروت به شماره افتاده بود، چشمان خیس هنوز رنگ شهادت همرزم شهیدش را می داد.

Vater-Mark767676

در ابتدا از او خواستم تا خودش را بیشتر معرفی کند، ولی انگار لحظه ای تولدش لحظه ی اولین حضور در خاک جبهه بود.

او گفت: سال 60 بود که در دوره یازده ساله بسیج و سن 15 سالگی از بسیج خوراسگان به پادگان و جبهه اعزام شدم 7/12/60 اولین اعزام من بود.
او بدون حاشیه سخن می گفت و از اولین اعزام به بیت المقدس رسید.

در عملیات بیت المقدس 2 روز قبل از فتح خرمشهر از ناحیه دست راست زخمی گشتم و به تبریز منتقل شدم 3 روزبعد از بهبودی به جبهه رفتم و آغاز حضور دوباره ی من در بین دوستان بود.

از حاج علی لحظه ی 70 در صد جانباز شدنش را پرسیدم و او با لبخند جواب من را به گونه ای داد که انگار از او بهترین لحظه ای زندگی اش را سوال کردم .

امینی با همان تبسم همیشگی افزود: 24/8 /61 در عملیات محرم بر اثر بر خورد 2 خمپاره مستقیم 60، از ناحیه ی 2 پا و دست چپ قطع عضو شدم و در اعزام های بعدی به جبهه بر اثر استشمام شیمیایی نفسم به خس و خس افتاد.

Vater-Mark6565655

حاج علی جانباز 16 ساله ی خیابان فجر بود.

از ادواج ماندگار رزمنده 8 سال رفاع مقدس پرسیدم، هنوز سخنم تمام نشده بود که از فداکاری همسرش سخن گفت: موقع خواستگاری در پنج برگه ی A4 نقص هایم را نوشتم و به همسر فعلی ام دادم . او خود از خواهران شهدا بود و به یکی از فامیل هایش گفته بود که دوست دارد با جانباز ازدواج کند.

همان شب خواستگاری به خانم گفتم که ممکن است من دوباره که نه، قطعا به جبهه بروم و شاید قطع نخاع شوم و … ولی او که سرشار از روحیه ایثار و فداکاری بود با تمام وجود پذیرفت. کاری که همسران جانبازان انجام می دهند از هر فداکاری بالاتر می باشد و من تربیت فرزند و زندگی سرشار از محبت را از همسرم دارم.

حاج علی امینی مدال سرباز افتخار کره را گرفته بود . او 400 مدال کشور داشت و 7 مدال جهانی و پرسیدن از ورزش و افتخاراتش چند روزی طول می کشید ولی از وی خواستم در رابطه با فعالیت ورزشی اش برایمان صحبت کند.

وی تصریح نمود: با این که از شنا می ترسیدم الان قهرمان شنا می باشم. سال 81 در مسابقات تیراندازی کره با حضور 400 ورزشکار 2 مدال از آن من شد، آنها وقتی مشاهده کردند من سرباز جنگ هستم به من مدال سرباز شجاع کره را دادند.

بستکبال با ویلچرف عضویت در تیر اندازی تیم ملی، شناگر سال 82 چین تایپه، تنیس روی میز و دو میدانی از رشته های ورزشی مورد علاقه و حرفه ای من می باشد، ولی کلاس دارت با حضور 15 جانباز 70 در صد خوراسگان از زیباترین کلاس های من در طول چند ساله ی عمرم است.

 

زیبا خواندن کلاس دارت با حضور همرزمانش جای علامت سوالی در گفتگوی من بود.

از حاجی زیبایی کلاسش را پرسیدم و با پلک هایی خیس از آرامش با جانبازان صحبت کرد و گفت: برخی جانبازان، بچه های اعصاب و روان بودند و با پا گذاشتن به این کلاس ها روحیه شادی را دریافت کردند و من از شادی جانباز دوران جنگ ، شاد و از ناراحتی آنان غمگین می شوم.

حاج علی از قطع شدن کلاس دارت صحبت کرد: کلاس دارت را چند وقتی می شد که در سالن ورزشگاه ایثار برگزار می کردیم ولی یک هفته ای است که اجازه برگزاری کلاس را به ما نمی دهند ولی برای من شادی بچه های جانباز مهم است و اگر مشکل رفع نشد، مهمان خانه منزل خودم را برای این کلاس اختصاص می دهم.

کمی دلگیر شدیم و در اینجا بود که امتیاز توجه مسئولین به جانبازان را در دارت اجتماع انسانها کمی پایین فرض کردم .

از وی در رابطه با توجه مسئولین پرسیدم ولی او برای خدا رفته بود و غیر از حضرت حق در انتظار توجه هیچ مسئولی نبود .

 

با اصرار ما از عدم پذیرش برخی عزیزان جانباز توسط مردم سخن گفت و این زمان بود که لرزش خاصی را در صدای قهرمان سال 61 عملیات محرم یافتم.

حاج علی کوچه ی فجر گفت: می بایست فرهنگ سازی را در بین مردم انجام دهیم تا با دیدن جانبازی ویلچری لبخندی گوشه ی لبشان نقش نبندد که اشکی را در چشم جانباز ایجاد کند.

من در منزل شخصی روضه خوانی برگزار می کردم و به جهت جا افتادن فرهنگ حضور جانباز در یکی از مناطق شهرمان اصفهان، مراسم را از خانه به مسجد بردم ولی تاثیری بر برخورد بد افراد آن منطقه بر نگاه به جانبازان نداشت و به این جهت برخی از جانبازان عزیزمان رنگ گوشه گیری را به زندگی خود آوردند.

جانباز 70 درصد گفتگوی ما انتظاری برای خودش از مسئولین نداشت ولی برای همرزمان جانبازش از مسئولین خواستار توجه جدی به آنها را شد که از گوشه گیری در بیایند.

صحبت های حاج علی نکته هایی در درونش نهفته بود و این رنگ بی رنگی را بر بی توجهی به عزیزان جانباز از سوی برخی مسئولین خبر می داد.
ای کاش فرهنگ برخی مردم عوض می شد، آنوقت قهرمان ورزش را بر روی دستانشان بالا می بردند و گرامی می داشتند، همچنان که در آلمان و کره و چین او را گرامی و بزرگ معرفی کردند و مدال سرباز شجاع را به او دادند.

Vater-Mark757575

بلی او حاج علی امینی خوراسگانی بچه ی خوراسگان همین نزدیکی هاست.

در پایان نگاه پر مهر کوثر، دختر 17 ساله ی حاج علی ما را کنجکاو سخن دختر در وصف پدر کرد.

کوثر گفت: پدرم دلسوز و مهربان است و من به داشتن پدری نمونه که برای آزاد بودن و امنیت من بر روی ویلچر است افتخار می کنم.

افتخار کوثر برای ما، افتخار نسل چهارم بر رشادت نسل قبل از انقلاب بود و ارزش کلام را در نگاه پدر کلام به خوبی مشاهده کردم.

گفتگوی ما هر چند حاوی انرژی مثبت جانبازی فداکار در شهر بود ولی نکته ای دال دلگیر بودن برخی عزیزان جانباز بر عدم فرهنگ سازی در شناسایی این عزیزان در برخی مناطق همجوار را می رساند.

آنها شهدایی زنده به پهنای وسعت کشورمان ایران هستند، قدرشان را بدانیم

خدا قوت حاج علی امینی خوراسگانی

Vater-Mark545457  Vater-Mark1

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.