سرویس: اجتماعی ۱۵:۳۳ - سه شنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۷

حتما بخوانید؛

جرم شناسی سرقت و راهکارهای پیشگیری از آن

سرقت یک نوع کج‌رفتاری است که گاهی به صورت پنهان ، گاهی آشکار و گاه خشن صورت می گیرد و می توان گفت که از مهم‌ترین دغدغه‌های مردم در هر جامعه‌ای به شمار می‌رود و بایستی این موضوع به دقت مورد تحقیق وبررسی قرارگیرد.

به گزارش اصفهان شرق، رفتارهای انحرافی نتیجه فشارهای جامعه است که بعضی مردم را وادار به کج‌روی می‌کند،بزهکاری هنگامی رخ می‌دهد که افراد نمی‌توانند آنچه را که می‌خواهند از طریق مجاری مشروع به دست آورند و خواسته‌های برآورده نشده، فشاری بر فرد جهت بزهکاری وارد می‌کند. علاوه بر این افراد گاهی اوقات خود را به خاطر عدم دستیابی به خواسته‌ها ملامت می‌کنند و آن را ناشی از عدم توانایی‌های خود می‌داند. بنابراین شکاف و گسستگی بین آرزوها و انتظارات در برخی موقعیت‌های خاص منشأ فشار است.

نظریه پنجره‌های شکسته

بر اساس این نظریه جرم نتیجه یک نابسامانی است. به‌طور مثال اگر پنجره‌ای شکسته باشد و مرمت نشود، آن فردی که تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی دارد، با مشاهده بی‌تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری می‌زند و دیری نمی‌گذرد که شیشه‌های بیشتری می‌شکند.

بر اساس این نظریه چنانچه شهروندان و ضابطان یک جامعه نسبت به جرائم خفیف چشم‌پوشی کنند، این امر در درازمدت باعث بی‌نظمی و حرج و مرج در کل شهر و درنهایت جرائم بزرگ و شدید می‌شود.

بنابراین، جرم ، ناشی از تداوم بی‌نظمی است و برخورد قوی و قاطع و بدون چشم‌پوشی با جرائم ساده می‌تواند از بروز جرائم بزرگ‌تر جلوگیری کند.

نظریه کنترل اجتماعی

این نظریه بر فرآیند اجتماعی کردن، بیشتر از مجازات کردن در برقراری نظم جامعه تأکید داشته و برای تبیین برخی جرائم مانند سرقت کاربرد دارد. این نظریه این‌طور فرض می‌کند که اگر انسان‌ها به حال خود رها شوند، به‌طور طبیعی مرتکب جرم و کج روی خواهند شد.

طرفداران این نظریه معتقدند آن چیزی که مردم را به سمت هم‌نوایی با هنجارها و چشم‌داشت‌های اجتماعی می‌کشاند، کنترلی است که جامعه بر روی مردم اعمال می‌کند. پس مردم فقط به این دلیل هم‌نوایی می‌کنند که جامعه قادر به کنترل اعمال آنان است و اگر کنترل نبود، میزان هم‌نوایی مردم با هنجارها بسیار کم‌تر از آن چیزی بود که اکنون هست.

پیش‌فرض این نظریه این است که برای کاستن از بزهکاری و جرم باید همه افراد کنترل شوند.

نظریه محرومیت نسبی

بر اساس این تئوری مردم از طریق مقایسه خود و امکانات طبقه بالاتر احساس محرومیت نسبی کرده و مرتکب اعمال غیرقانونی برای رسیدن به سطوح بالاتر می‌شوند.

یافته‌های پژوهشی نشان داده که اکثر سارقان، پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایینی در جامعه داشته‌اند و طبعاً وسایل لازم برای رسیدن به اهداف مشروع را نداشتند. این بدان معنی است که عواملی چون محرومیت نسبی در زندگی و دست نیافتن به پایگاه اجتماعی مورد انتظار آنان را به‌سوی جرم سوق داده است. بنابراین اگر بناست با سرقت مبارزه شود، به‌جای مبارزه با سارق که خود محصول و برونداد سیستم است، باید به اصلاح ساختاری پرداخت که سارق را پدید می‌آورد.

ویژگی‌های جرم سرقت

۱-همراهی سرقت و اعتیاد: پژوهش‌های متعدد در خیلی از نقاط دنیا به‌صراحت رابطه میان اعتیاد به مواد مخدر و ارتکاب جرم را نشان می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر افرادی که ماده مخدر مصرف می‌کنند بیش از بقیه مرتکب جرم و جنایت می‌شوند. تحقیقات پلیس نشان می‌دهد که ۷۰ درصد جرم سرقت خرد به‌صورت مستقیم با اعتیاد همراه است.

۲-همراهی سرقت با خشونت: برداشتن یا تلاش برای برداشتن هر چیز ارزشمندی از یک شخص به‌زور یا تهدید که به‌صورت غیرمنتظره، ناگهانی و گاهی اوقات همراه با ترسانیدن که مجرم با فرد قربانی مواجه می‌شود. در این رابطه باید گفت که بیش از ۸۰درصد سرقت‌های به عنف توسط افراد شرور و خشن رخ می‌دهد.

۳- رابطه سرقت و بیکاری: هرقدر جوانان بیکارتر باشند و نظارت کمتری بر آنان اعمال شود، تمایلشان به ارتکاب جرم به‌خصوص سرقت بیشتر می‌شود.

۴-ارتباط سرقت و حاشیه‌نشینی: حاشیه‌نشینی از دو جهت باعث بروز جرم به‌خصوص سرقت و خشونت می‌گردد: ۱-وجود فرصت‌های اضافی و خالی بودن اوقات فراغت۲-نداشتن درآمد.

۵- ارتباط سن با سرقت: یافته‌ها حاکی از آن است که سرقت در سنین اوج قدرت بدنی، آمادگی جسمانی و چابکی که فرد درحرکت است ارتباط بیشتری دارد. در این زمینه تحقیقات پلیس نشان می دهد نزدیک به ۴۰ درصد سارقان در رده سنی ۱۵ تا ۲۴ سال و ۵۰ درصد در رده سنی ۲۵ تا ۳۹ سال قرار دارند.

۶- رابطه دوستان ناباب و سرقت: رفتار مجرمانه مانند هر رفتار دیگری آموختنی است. ازاین‌رو داشتن دوستان ناباب و حضور در باندهای تبهکاری درکشیده شدن فرد به‌سوی سرقت نقش اساسی دارد.

۷-ارتباط سرقت و محل سکونت: محیط تأثیر بسیار زیادی در بروز جرائم مختلف دارد. سرقت در مناطق مرفه‌تر و بویژه شهرهای بزرگ بیشتر رخ می‌دهد.

۸-ارتباط شغل با سرقت: هنگامی‌که توزیع ثروت و کار به‌صورت عادلانه صورت نگیرد و اشتغال‌زایی به‌خوبی انجام نشود و فرصت‌های شغلی در اختیار یک عده خاص باشد زمینه روی‌آوری به سرقت بیشتر می‌شود. آمارها نشان می‌دهد که ۷۰ درصد سارقان دستگیرشده بیکار و تنها ۳۰ درصد آن‌ها شاغل  بوده اند.

۹- خانوادگی بودن سرقت: یکی از عوامل بروز سرقت‌های خانوادگی ، شیوه‌های تربیتی خشونت‌آمیز والدین و یا همانندسازی کودک با پدر مجرم و بزهکارش است.

چگونگی مشارکت دستگاه‌ها در پیشگیری از جرم سرقت

– همه دستگاه‌ها باید در تربیت افراد حضور مؤثر داشته باشند. آموزش و خدمات لازم را ارائه دهند.

– به‌منظور کشف جرم سریع و علمی باید پلیس مجهز به وسایل مدرن روز بوده و جهت اقدامات سریع و مؤثر آموزش لازم را ببیند.

– با توجه به سابقه سارق باید احکام قاطع صادر گردیده تا هزینه جرم افزایش یابد. بدین منظور باید تعامل لازم بین دستگاه‌ها برقرار گردد.

– ایجاد شرایط لازم جهت بازگشت به جامعه و کار جهت سارقانی که حبس قانونی را طی واز رفتار خود نیز توبه نموده‌اند.

– توجه به بهداشت روانی قربانیان و حادثه دیدگان سرقت

– به‌منظور بازگشت بهینه پس از محکومیت با نظارت دستگاه‌های ذی‌ربط نسبت به فراهم کردن کار و آموزش فرد اقدام شود.

– ایجاد اردوگاه‌های کار جهت سارقان زندانی جهت  آمادگی بازگشت به جامعه

– تا حد امکان خودداری از اعطاء مرخصی و آزادی مشروط به زندانیان سابقه‌دار به‌خصوص در ایام تعطیل

-کنترل سارقان آزادشده در جامعه جهت جلوگیری از بزهکاری جدید

– بانک‌ها و سایر مراکز پولی و اعتباری موظف‌اند کلیه تجهیزات ایمنی را در شعبات خود نصب و از آماده بکار بودن آن‌ها کاملاً اطمینان حاصل و به‌موقع نیز تصاویر دوربین‌ها را در اختیار پلیس قرار دهند.

– راه‌اندازی بانک، مؤسسه مالی و اعتباری و صندوق‌های قرض‌الحسنه می بایست با هماهنگی پلیس پیشگیری  صورت گیرد.

نویسنده : سرتیپ دوم پاسدار مهدی معصوم بیگی فرمانده انتظامی استان اصفهان

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.