سرویس: اجتماعی ۲۱:۵۲ - جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۹۶

اختلالات هیجانی_رفتاری و پیامدهای آن؛

وقتی آتنا و بنیتا، قربانی اختلالات رفتاری بزهکاران جامعه شدند

اگر به سرگذشت بزهکارانی که دست به چنین اقداماتی می زنند نگاهی ژرف بیندازیم خواهیم دید سر منشا اکثر این مشکلات از دوران کودکی و در فضای کوچک خانواده آغاز و به مرور زمان به فضاهای بزرگتری که نهایتا جامعه باشد انتقال یافته است.

اصفهان شرق_شقایق تمیزی فر، با پیشرفت های تکنولوژی در سطح جوامع و تغییر در سبک زندگی، استفاده از غذاهای صنعتی، حوادث غیر قابل پیش بینی در دوران پیش از بارداری، بارداری و پس از آن، گسترش محیط های آلوده در سطح جامعه، ایجاد فاصله و گسست نسلی و فکری بین فرزندان و والدین و شیوه های فرزند پروری منفی و بی توجهی به کودکان و نیازهای آنها و عدم فضای امن محیطی و خانوادگی؛ اختلالات و مشکلات رفتاری را در کودکان ایجاد و کم کم این اختلالات به نوجوانی و جوانی انتقال یافته و باعث بروز حوادث تلخی در سطح جامعه خواهد شد.

یکی از این نمونه ها را می توان حوادث اخیر جامعه (بنیتا ۸ ماهه و آتنا، ستایش و کیمیا و ..) را نام برد. اگر به سرگذشت بزهکارانی که دست به چنین اقداماتی می زنند نگاهی ژرف بیندازیم خواهیم دید سر منشا اکثر این مشکلات از دوران کودکی و در فضای کوچک خانواده آغاز و به مرور زمان به فضاهای بزرگتری که نهایتا جامعه باشد انتقال یافته است. تقریبا همه ی کودکان در برهه ای از زمان رفتار نامناسب سن خود را نشان می دهند اما بدیهی است که برخی رفتارها مثل: حمله فیزیکی، گریه دائم یا غم و بیش فعالی شدید در هر زمینه ای غیرقابل قبول هستند. در این یادداشت به مقوله اختلال سلوک که یکی از این گونه اختلالات رفتاری و هیجانی است خواهیم پرداخت.

اختلال سلوک (CD):

بسیاری از کودکان رفتاری نشان می دهند که عمدا بدخواهانه، پرخاشگرانه، بدجنسانه و خشن به نظر می رسد واجدالشرایط بودن برای این اختلال مستلزم این است که فرد حداقل سه معیار از طبقه بندی های زیر را در ۱۲ماه گذشته دارا باشد همچنین این خصوصیات منعکس کننده ی روند معمولی عملکرد فرد در زمینه های میان فردی و هیجانی در دوره ی حداقل ۱۲ماهه است نه اینکه رویدادهایی را نشان دهند که صرفا به صورت جسته و گریخته در بعضی محیط ها روی داده اند. بنابراین برای سنجش این معیارها لازم است علاوه بر گزارش خود فرد؛ از اطرافیان و آشنایان فرد که مدت طولانی است اورا می شناسند اطلاعات جمع آوری شود( والدین- معلمان- همسالان- همکاران و….)

در چنین شرایطی احتمال دارد که فرد به اختلال سلوک مبتلا شده باشد.رفتار های معرف اختلال سلوک عبارتند از:

پرخاشگری به مردم و حیوانات

  • فرد معمولا به دیگران زورمی گوید و قلدری می کند، آنهارا تهدید می کند تا کاری را که می خواهد انجام دهد.
  • معمولا اولین نفری است که دعوا ودرگیری فیزیکی را شروع می کند.
  • برای آسیب رساندن به دیگران از یک وسیله خطرناک استفاده می کند(چاقو،اسلحه،بطری شکسته،آجر، چوب)
  • نسبت به مردم و حیوانات بی رحمی فیزیکی کرده است.
  • کارهایی مثل زورگیری،کیف قاپی، سرقت مسلحانه برای رسیدن به اهداف خود را انجام می دهد.
  • کسی را به زور مجبور به برقراری رابطه جنسی کرده است.

تخریب اموال و نقص جدی قوانین

  • عمدا و به قصد وارد کردن صدمات جدی، جایی یا چیزی را آتش زده است.
  • معمولا از مدرسه غیبت غیرموجه می کند و این کار قبل از ۱۳ سالگی شروع شده است.
  • به رغم ممنوعیت از سوی والدین، قبل از ۱۳ سالگی؛ شب ها تا دیروقت به خانه نمی آید یا اصلا نمی آید.
  • حداقل دو بار شبانه فرار کرده است یا حداقل یک بار فرار کرده است و برای مدتی طولانی به خانه برنگشته است.

شیادی یا دزدی 

  • برای به دست آوردن اشیا یا برای فرار از زیربار مسئولیت معمولا دروغ می گوید. (سر دیگران کلاه می گذارد.)
  • کالاهای گران قیمت یا نسبتا گران قیمت دزدیده است. (دزدی از مغازه ها یا فروشگاه ها، استفاده از تقلب؛ مثلا جعل اسکناس یا اسناد)
  • بی رحمی فیزیکی، دزدی به همراه درگیری با قربانی (زورگیری) و استفاده از سلاح سرد یا گرم

اختلال سلوک براساس سن شروع دو نوع فرعی دارد:

اختلال سلوک با شروع در کودکی: حداقل یکی ازمعیارهای اختلال سلوک تا قبل از ۱۰سالگی شروع می شود.

اختلال سلوک با شروع در نوجوانی: ملاک های اختلال سلوک صرفا بعد از ۱۰سالگی ظاهر می شوند.این افراد، درمقایسه با کسانی که درکودکی به اختلال سلوک مبتلا شده اند، پرخاشگری فیزیکی کمتری دارند و روابط آنها با همسالان معمولا بهتر است.

 ویژگی های برجسته:

عدم ندامت یا عذاب وجدان: فرد درباره پیامدهای منفی اعمال خود اصلا نگران نیست. مثلا فرد بعد از آسیب رساندن یا ناراحت کردن دیگران دچار پشیمانی نمی شود و پیامدهای قانون شکنی برایش مهم نیست.

بی عاطفگی یا عاطفه سطحی: فرد نسبت به دیگران هیچگونه احساسات یا هیجانی نشان نمی دهد و اگر هم اینکار را بکند به صورت سطحی،بدون صداقت و دروغین است. فرد معمولا با صفت cold (سرد) و uncaring (بی عاطفه) توصیف می شود.

عدم دغدغه درباره کیفیت عملکرد: فرد درباره کیفیت ضعیف عملکرد تحصیلی یا عملکرد مشکل زای خود در مدرسه ،سرکار یا در دیگر فعالیت های مهم دغدغه خاطر ندارد؛ اغلب دیگران را مسئول کم کاری ها و عملکرد ضعیف خود می داند و تقصیر را به گردن دیگران می اندازد.

اختلال سلوک باعث آغاز زودتر از موقع انواع رفتارها می شود، ازجمله آغاز زود هنگام فعالیت جنسی، نوشیدن الکل، سیگار کشیدن، سومصرف مواد و رفتارهای خطرناک (رانندگی دیوانه وار). این اختلال بیشتر در پسران دیده می شود و نسبت پسران به دختران چهار به یک است.

درباره اختلال سلوک باید ۳ مسئله را خاطر نشان کنیم:

  • افرادی که مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده می شوند معمولا زیر ۱۸ سال دارند و کسانی که بعد از ۱۸ سالگی مبتلا به این اختلال اعلام می شوند بزرگسالانی هستند که مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند نه اختلال سلوک.
  • روانشناسان بالینی باید شرایط محیطی و اجتماعی ظهور رفتارهای اختلال سلوک را به حساب آورند. مثلا در بعضی از مناطق فقیر نشین رفتارهایی که ظاهرا ویژگی های این اختلال را دارند ؛رفتارهای حمایتگرانه و محافظتی به حساب می آیند؛ یعنی این رفتارها احتمالا معرف هنجار های آن جامعه و به منظور کنار آمدن با فقر و رفتارهای خطرناک و تهدیدآمیز به عنوان نوعی عملکرد سازگارانه انجام می گیرند.
  • مهاجرانی که از کشورهای جنگ زده به دیگر کشورها می آیند به داشتن اینگونه رفتارها شهرت دارند زیرا این رفتارها برای بقا و زنده ماندن در آن کشورها لازم است.

بنابراین تشخیص این اختلال  و اعلام ابتلای فرد به آن صرفا زمانی باید انجام گیرد که رفتار های مورد مشاهده؛ رفتارهای بیمارگونه باشند نه واکنش طبیعی در مقابل شرایط محیطی خاص.

چند راهکار:

در حال حاضر درمان قطعی برای این اختلال موجود نیست اما برخی از عوامل کاهش شدت و یا جلوگیری از ابتلا به این بیماری را حکایت می کند:

 

  • بهترین روش برای کاهش شدت اختلال سلوک، دارو درمانی و روان درمانی به صورت ترکیبی است. با مراجعه به روان شناس و ارجاع آنها به روان پزشک اغلب دارو هایی نظیر: ریتالین برای کاهش بیش فعالی و جنب و جوش آنها و داروهایی مانند هالوپریدول برای کاهش پرخاشگری برای این افراد با دوزهای گوناگون تجویز می شود.
  • بهترین استراتژی آموزش والدین (خانواده درمانی) و شیوه فرزند پروری مثبت مخصوصا  از همان سنین کودکی  با ارائه ی تشویق ها و انواع تقویت های به جا و موثر به فرزندان برای کاهش رفتار مخرب و آزاردهنده انهاست.
  • دولت نیز باید شناسایی این افراد را از همان زمان کودکی به عهده بگیرد به خصوص شناسایی کودکان بیش فعال و تکانشگر را قبل از ورود به بزرگسالی و تبدیل آنها به شخصیت های ضد اجتماعی را آغاز کند و روان درمانی های گروهی را در الویت قراردهد.

امید است مسئولان امر از جمله دولتی ها، مراکز بازپروری با مهم دانستن این مسئله که متاسفانه روز به روز شاهد حوادث تلخی توسط این افراد و بیماران روانی در سطح جامعه هستیم به مهار کردن و برخورد جدی با این معضلات اجتماعی پرداخته و از تکرار چنین وقایعی در کشور عزیزمان جلوگیری به عمل آورند.

انتهای پیام/ اصفهان شرق

 

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.