سرویس: تولیدی ۱۳:۲۷ - یکشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۵

تغییر یا تداوم؛

آیا دوران ترامپ دوران مشکلات بیشتر برای دولت اعتدال است؟

بهترین کار در شرایط فعلی آن است که دولت به دنبال فرصت های جدید باشد شاید تاکید روی برجام دیگر با آمدن ترامپ چندان مطلوب نیست هر چند قبلا نیز نا کارآیی اش اثبات شده بود.

اصفهان شرق _ محسن منصوری/ ترامپ با «مدیریت افکار عمومی» و تاکید بر «مشکلات داخلی آمریکا» از یک طرف  و  با «نقد وضع موجود» پیروز انتخابات شد.  او شعار «تغییر و تحول» را سر داد آن هم از نوع ترامپی اش اما مواضعش سرشاز از تناقض بود تا جایی که گاهی از مواضع یک جمهوری خواه فاصله می گرفت و گاهی نیز سرسختانه از مواضع هم حزبی هایش دفاع می کرد.

بنظر می رسد ترامپ تا مدت های کم پایبند شعارهایش بماند اما نمی تواند آن را تداوم ببخشد. از این روی در ابتدا گرایشش به سیاست حفرسونی مونروئه ای و اتخاذ نوع جدید انزوا گرایی خواهد بود و در ادامه به سمت سیاست خارجی تهاجمی حرکت خواهد کرد. در مورد ایران سخنانش از تهدید بالاتر نمی رود و سعی می کند با فشار اقتصادی ایران را در منطقه تحت فشار قرار دهد.

رییس جمهور و ساختار حاکم آمریکا

از آنجایی که در آمریکا روسای جمهور تابع ساختارها هستند، ترامپ نمی تواند چندان همه شعارهایش را عملی سازد. به عبارتی پایبند به آن باشد و این را می شود از فردای رای گیری مشاهده کرد. مثال برای آن وقتی است که در مناظره هایش ژاپن و کره جنوبی را به باد انتقاد می گیرد ولی با پیروزی در انتخابات مواضعش را  به آرامی تعدیل می کند.

ترامپ با یک چهره به ظاهر صادق و واقعی و با یک نگرش پوپولیستی( تاکید بر آرای عمومی و نه نخبگان ) اما در عین حال «مکار و فرصت طلب» در مبارزه انتخاباتی حاضر شد و توانست آرای ایالت های مهمی همچون تگزاس، اوهایو، کارولینای شمالی و پنسیلوانیا را به دست آورد هر چند در کسب آرای الکترال ایالت بزرگی همچون کالفرنیا موفق نمی شود.

حال که او منتخب مردم است و باید قدری جدی تر درباره اش سخن گفت. ترامپ در کارزار انتخاباتی شعار بسیار داده اما تداوم برخی از  آن ها در دراز مدت تقریبا مشکل است. او تنها از فضای پر نوسان داخلی و پر تنش خارجی و کارنامه نه چندان موفق هیلاری در دوران اوباما، برای خود چتری ساخت که در لوای آن بسیار بهره جست. رقیبش نیز تاحدودی با چهره بزک کرده اش به یاری اش شتافت. ترامپ همان شعار تغییر را داد اما نه از جنس اوباما که از جنس تغییرات ترامپی.

این عدم تداوم سیاست اعلام شده جایی قابل اثبات است که بدانیم ترامپ حتی در مناظره هایش گاه و بیگاه متناقض می شد جایی راه اسلاف و رقبایش را نقد و گاهی از سیاست های آنان دفاع می کرد و این می شود یک دوگانگی ترامپی که حتی تحلیلگران از وصفش ناتوان می شوند.

ترامپ

تاکید رییس جمهور منتخب بر سیاست داخلی و توجه به اوضاع جامعه آمریکایی، بیشتر به یک «طنز سیاسی» شبیه است تا یک واقعیت خارجی. ادعای «برتری طلبی و هژمونی گرایی و رهبری نظام بین الملل» سیاستی نیست که رییس جموری بتواند براحتی آن را کنار بگذارد و همین است که دموکرات و جمهوری خواه در آمریکا فرقی نمی کند همه مامور به انجامش هستند. بهانه توجه به داخل برای کسب آرای توده مردم شاید در مقاطع ابتدایی دوران ریاست جمهوری تا مدت ها ادامه داشته باشد اما از آنجایی که نقش لابی و جایگاه کارتل ها و سرمایه داران غول پیکر جامعه سرمایه داری آمریکا را نمی توان در خط مشی ها و تصمیم گیری ها نادیده گرفت پس ترامپ نیز باید آن را در نظر داشته باشد.

شعارهای ترامپ در عرصه اقتصادی نیز قابل نقد است. برخی موضوعات در آمریکا اصولی است که نخبگان آمریکایی روی آن اجماع نظر دارند مثلا در عرصه اقتصادی، سرمایه داری و در عرصه فرهنگی لیبرالیسم و در نتیجه حرکت کردن در خارج این مدار یعنی مقابله با اصول و خط قرمزها. از این روی این تفکر حاکم را نیز ترامپ می بایست رعایت کند پس شعارش درباره مقابله با سرمایه داری نیز نمی تواند رنگ واقعیت به خود بگیرد.

راه پیش روی ترامپ

گروهی از تحلیلگران دوران ترامپ را دوران انزوا گرایی می دانند. اما اتخاذ رویکرد «جفرسونی – مونروئه ای» که می توان آن را تعبیر به انزوا گرایی کرد تقریبا از محالات است. اتخاذ چنین رویکردی با توجه به تفاوت های زمانی، فشار جهانی، مسائل پیش روی بویژه در منطقه غرب آسیا، رسالت به خود تلقین شده مدیریت جهانی، کدخدا منشی و سرمداری نظم نوین جهانی و ناممکن است. آمریکا دیگر نمی تواند آمریکا( قاره آمریکا ) را مال خود و اروپا را صرفا مال اروپا بداند و یا حیات خلوتی برای خود ترسیم و از ورود دیگران به آن جلوگیری کند.

اما بنظر می رسد، ترامپ در ادامه و بعد از ناتوانی در مدیریت مشکلات داخلی، دست به اتخاذ نوعی «سیاست خارجی تهاجمی» بزند علت آن نیز فرار از مشکلات داخلی و توجیه آن در عرصه خارجی خواهد بود. این سیاست اما نه از جنس بوش یا ریگان بلکه از راهی خواهد بود که ترامپ در آن تجربه کافی را دارد اگر او سیاستمداری کهنه کار نیست ولی بلا شک تاجری زبر دست و کار بلد است. از این روی بهترین راه، ابزار و حربه اقتصادی است. او شاید تلاش کند با  تقویت و دخالت در سازمان های اقتصادی بین المللی مانند صندوق بین المللی پول یا بانک جهانی و یا دخالت در نهادهایی مانند اوپک با وجود عربستان فشار بیشتری به دشمنان آمریکا بیاورد.

ترامپ و ایران

رای آوردن ترامپ برای دولت فعلی ایران چندان خوشایند نیست و روحانی که برجام تنها برگ برنده او در انتخابات پیش روی ایران است، بنظر می رسد حتی اگر فرض بگیریم ترامپ روی مواضعش در دوران انتخابات بماند مسلما باید برجام را پاره کند چه این کار را بکند چه نکند دولت روحانی راه دشواری پیش رو دارد:

– اگر پاره کند که همه داشت های روحانی در برجام از بین می رود بویژه آن که آن ها ادعا می کنند برجام یک توافقنامه بین المللی نیست که رییس جمهور بعدی ملزم به اجرایش باشد( فراموش نکنیم اکثریت کنگره در دست جمهوری خواهان است )

– اگر هم را اجرا کند مطمنا به این شکل( مورد نظر دولت روحانی ) اجرا نخواهد کرد و مشکلاتی در اجرای آن ایجاد خواهد کرد. او به شدت منتقد سیاست های اوباما در منطقه غرب آسیا بوده و تا مدت ها آن را اجرا نخواهد کرد.

بهترین کار در شرایط فعلی آن است که دولت روحانی به دنبال فرصت های جدید باشد شاید تاکید روی برجام دیگر با آمدن ترامپ چندان مطلوب نیست هر چند قبلا نیز نا کارآیی اش اثبات شده بود.

انتهای پیام/ محسن منصوری کارشناس ارشد روابط بین الملل

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.