سرویس: اجتماعی ۲۳:۰۰ - دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۲

محمد ایرانی

تفاوت معنادار رفسنجانی با رفسنجانی!

هاشمی با نظرات غیرمسئولانه در برخی موارد که خلاف منافع ملی است هر از گاهی مورد توجه رسانه های بیگانه قرار می گیرد. افراط برای مردم ما همیشه مایه ی دردسر بوده است و به دشمن تراشی علیه ملت کمک کرده است…

مجسمه یکی از نمادهایی است که برای آیندگان باقی می ماند. هرچند ساختن مجسمه کامل انسان در شرع خالی از اشکال نیست اما علاقه به جاودانگی معمولا افراد را به ساخت آن ترغیب می کند. مجسمه در فرهنگ های گوناگون به عنوان ابزاری برای قدرت نمایی یا پرستش به کار می رود. معمولا مجسمه ها در موزه های تاریخی یا مردم شناسی نگه داری می شوند تا عبرتی باشند برای آیندگان.

***

رییس مجمع تشخیص مصلحت چندی پیش افراد را به پرهیز از “بیان مواضع غیررسمی و افراطی” درباره سوریه دعوت کرد. اما هنوز خیلی از خبرگزاری ها این تیتر را از صفحه اول خود برنداشته بودند که هاشمی رفسنجانی با نظرات غیرکارشناسی خود درباره سوریه، وضعیت را آنطور که دلخواه امریکایی هاست به تصویر کشید. ایشان پرتاب موشک های شیمیایی از طرف دولت بشار اسد را تایید کرد. این سخنرانی افراطی توسط کسی انجام شد که تئوریسین اعتدال نام گرفته است!

حکومت سوریه در طول هشت سال دفاع مقدس از حامیان جدی ملت ایران به شمار می رفت. اسدِ پدر (حافظ اسد) زمانی که تمام دنیا علیه ایرانی ها صف آرایی کرده بودند، در برابر جهان ایستاد و از جبهه ی مقاومت دفاع کرد. امروز نیز اتحادیه ی عرب و جهان غرب با هم متحد شده اند و مقابل سوریه و جریان مقاومت می جنگند. هاشمی علیه کشوری موضع گرفته که سال هاست در جبهه ی مقاومت مبارزه کرده و یکی از محبوب ترین حکومت های منطقه نزد ملتش است. صحبت های رفسنجانی در تضاد آشکار با مواضع رسمی مسئولان نیز می باشد. شاید رابطه ی نزدیک ایشان با خاندان آل سعود باعث شده که این مواضع از وی شنیده شود.

حجت الاسلام والمسلمین رفسنجانی جلوتر از کنگره امریکا و قبل از پایان یافتن تحقیقات سازمان ملل، حکم به محکومیت دولت سوریه داد. هرچند قبلا نیز دولت بشار اسد را پایان یافته قلمداد کرده بود و در صحبتی که در سایت شخصی خودشان نیز انعکاس داشته است “شانس بقای بسیار کمی” برای بشار اسد پیش بینی نمود. هاشمی رفسنجانی که پس از فتنه سال ۸۸ با سخنرانی های افراطی جایی میان فتنه گران برای خود باز کرد هنوز در ساز مخالفت می دمد و تنها راه رستگاری را ارتجاع و عقب گرد از مقاومت می داند. این تفکرات سال هاست به موزه های تاریخ رفته و جز مجسمه چیزی از آن باقی نمانده است.

***

اما داستان از کجا اوج می گیرد؟ نامه ی بدون سلام، نقطه ی آغازین این تقابل بود. تقابلی که مشخص کرد جز مردم هیچکس استوانه ی نظام نیست. مردم به روشنی دریافتند اشخاص مهم نیستند و تفکرات افراد قابل ستایش و مذمت است. آخرین خطبه ی نماز جمعه رفسنجانی که در حمایت از اخلال گران ایراد شد به زاویه گرفتن وی کمک کرد. نمازگزارانی که پشت سرش نماز خواندند نه حرمت ماه رمضان را نگه داشتند و نه حرمت روز قدس را. بطری آب در دست گرفتند و سیگار گوشه ی لب گذاشتند و زنان جلوتر از مردان به نماز ایستادند؛ حتی عده ای خم نشدند تا کفش هایشان را از پا درآورند.

هاشمی با نظرات غیرمسئولانه در برخی موارد که خلاف منافع ملی است هر از گاهی مورد توجه رسانه های بیگانه قرار می گیرد. افراط برای مردم ما همیشه مایه ی دردسر بوده است و به دشمن تراشی علیه ملت کمک کرده است. امروز که تمام دنیا در برابر دست درازی های صهیونیست جهانی و امریکا ایستاده اند عده ای در داخل همگام با این جریان های محکوم به شکست، ادعاهای خلافی را مطرح می سازند. صحبت هایی که بار دیگر صحت این مدعا را اثبات می کند که “تندروها نباشند، آسیاب دشمن نمی چرخد!”

شاید از امروز به بعد باید میان مواضع رسمی رییس مجمع تشخیص مصلحت و صحبت های هاشمی تفاوت قائل شویم. امروز افراطیون در برابر هاشمی قد علم نکرده اند بلکه هاشمی مقابل خودش موضع گیری می کند. صحبت های ضدونقیضی که چندسال است از ایشان و منسوبین به وی در جامعه شنیده می شود بسیار نگران کننده است. دوست داشتنی نیست که هاشمی واقعی را در موزه دیدار کنیم! اما چرخش لحظه به لحظه ی ایشان را تنها در صورتی می توانیم درک کنیم که میان هاشمی در کسوت مسئولیت و تفکرات هاشمی، تفاوت قائل شویم. امروز هاشمی مصداق هر دوسوی این شعر حامیان خود شده است که: میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است

همچنین بخوانید:

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.