سرویس: خواندنی ۰۹:۰۵ - سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵

جایگاه رزق در آیات و روایات؛

چگونه رزق و روزی خود را افزایش دهیم؟!

اعمال خود را با نگاهی ظریف و حساب شده تر انجام دهیم و باتوجه به آثار هریک در خود، خانواده و جامعه، مسئولیت بیشتری احساس کنیم. چرب زبانی و یا دروغ در معرفی کالا و برخورد با خریدار، گرچه در ظاهر ممکن است جلوه ای دلربا داشته باشد، ولی تلاشی پوچ و ناپایدار در جلب روزی خواهد بود

به گزارش اصفهان شرق، مریم بهزادپور (مدرسه علمیه خدیجه کبری)

در مقاله حاضر با مراجعه به آیات قرآنی، معانی رزق و روزی را تشریح کرده ایم. رزق به معنای خوراک روزانه، آنچه روز به روز به کسی داده می‌شود و نیز ضروریات زندگی به کار رفته است. در فرهنگ لغت[۱] به معنای: «روزی؛ هر آنچه از آن نفع برند»، آمده است. در تعریف دیگری به «ما یُنفَعُ» یعنی «آنچه انسان به واسطه ی آن، از چیزی بهره می برد» اشاره شده است. این تعریف، رزق مادی و معنوی را در بر می گیرد. [۲]

اگر از وجود، که خود کامل ترین و بنیادی ترین رزق و روزی است، بگذریم، انسان ها همواره نیازمند دریافت انواع و اقسام روزی هستند تا بتوانند نیازهای بی شمار خویش را در حوزه های مختلف جسمی و روحی برآورده سازند.

هرچند که در نظام حکیمانه و احسن اسباب و علل، رزق و روزی هرکسی و هر چیزی مشخص و معین است، ولی علل و عواملی موجب می شود تا روزی هرکسی دچار تغییرات جزیی و کلی شود. به عنوان نمونه، برخی از کارها موجب می شود تا شخص درحالی که می بایست به سادگی و آسانی به رزقی دست یابد ولی به سبب آن کار، نتواند جز به سختی به آن برسد. چنان که برخی از کارها موجب می شود تا از روزی و رزق بی حساب بهره مند شود و یا از جایی که امید ندارد به روزی دست یابد.

در کتاب‌های مختلف راه‌های زیادی برای توسعه‌ی رزق و روزی نوشته شده است که شامل اعمال عبادی (نمازها، سوره‌ها و آیات و ادعیه و اذکار)، غیر عبادی و سایر اعمال دیگر می‌شود. براین اساس علل و عوامل مختلفی در هستی وجود دارد که موجب تغییراتی در رزق و روزی شخص می شود. شناسایی و شناخت این علل و عوامل به ویژه براساس کتاب الهی که خود آفریدگار و پروردگار بشر است، می تواند در شیوه رفتار و کردار ما تاثیرگذار باشد. از این رو به بازخوانی، این علل و عوامل از دیدگاه قرآن پرداخته می شود.

رزاقمقدمه: عنایت الهی

بشر از آغاز خلقت تا به امروز به دنبال رزق و روزی است. در اندیشه اسلامی، انسان حتی در وجود خویش نیازمند توجه و التفات آفریدگارش در نقش ربوبی است و اگر برای یک لحظه، توجه الهی از وی بازگرفته شود، نیست و نابود می شود. به سخن دیگر، انسان در کلی ترین و جزیی ترین امور خویش همیشه نیازمند توجه ربوبی است. از آن جایی که هر چیزی که از مقام ربوبی به انسان می رسد، به عنوان رزق و روزی در فرهنگ قرآنی و اسلامی تلقی می شود، می توان گفت که انسان همواره چشم به روزی و رزق دوخته تا به او برسد.

انسانها علاقمندند تا بدانند چه عواملی باعث تفاوت مالی میان آنان می شود و برای توسعه در روزی چه باید کرد؛ این رزق و روزی چه مادی و چه معنوی و به تعبیر قرآنی چه از «فوقکم» و چه از «تحت ارجلکم» و چه آسمانی و یا زمینی، می بایست از خداوند به انسان و هر موجود دیگری برسد. از این رو پیوسته باید چشم انتظار آسمان و عنایت الهی باشد.

اقسام رزق

اولیای الهی به ملاحظه ی تاکید دین بر بحث رزق، عنایت خاصی به آن داشته اند و رزق را فقط به حلال و حرام تقسیم نمی کردند، بلکه معتقد بودند رزق علاوه بر اینکه گاهی حلال و گاهی حرام است، قسم سومی هم دارد و آن رزق شبهه ناک است، برای همین سعی می کردند که از شبهات هم فاصله بگیرند تا از حرام های احتمالی اجتناب کرده باشند. با توجه به اهمیت این بحث به اقسام مختلف رزق می پردازیم:

رزق را دارای چهار نوع بر شمرده اند: رزق مضمون، رزق مقسوم، رزق مملوک و رزق موعود.

۱- رزق مضمون:

خوردنی و نوشیدنی است که به اندازه مورد نیاز انسان از طرف خداوند ضمانت شده است.

۲- رزق مقسوم:

رزقی است که در ازل تقسیم شده و در لوح محفوظ نوشته شده است.

۳- رزق مملوک:

رزقی است که در مالکیت شخص در آمده است.

۴- رزق موعود:

رزق خاصی است که خداوند صالحان و عابدان را به آن وعده داده است. [۳]

در تقسیم بندی دیگری، می توان رزق را به چند نوع تقسیم کرد:

۵- رزق مادی و معنوی

رزق مادی به عطایی می گویند که محسوس است، چشم انسان آن را می بیند، دست می تواند آن را لمس کند، و طول و عرض و عمق دارد و به تعبیر بعضی از اهل لغت، جایگاه آن شکم موجودات است. چنین غذایی را رزق مادی می گویند. رزق مادی برای جسم انسان و دیگر موجودات عالم مفید است و اثر آن هم رشد و حیات جسمانی است. اما رزق معنوی نیاز روح انسان است و روح را به کمال و رشد می رساند و باعث تعالی و تقرب انسان به پروردگار می شود.[۴]۶- روزی حلال و حرام

آنچه بر خلاف فرمان الهی باشد و خداوند آن را ممنوع کرده باشد، «حرام» نامیده می شود. بنابراین، هر مالی که بر خلاف دستور الهی به دست آید، مال حرام است و دست یافتن و خوردن مال مسلمان و یا کافری که خداوند مال او را بر دیگران حلال نکرده، بدون اجازه آنان و بی آنکه یقین به رضایت آنان داشته باشیم، حرام است. رزقی که از طریق شرعی و قانونی به دست آید، رزق حلال نامیده می شود [۵]

۷- رزق شبهه ناک

حلال روشن است و حرام روشن است و میان آنها چیزهاى شبهه‏ ناک‏ هست که بسیارى از مردم آن را ندانند. هر که از چیزهاى شبهه‏ ناک‏ دورى کند، دین و آبروى خود را از ارتکاب محرمات بر کنار داشته و هر که در چیزهاى شبهه‏ ناک افتد در حرام افتد. بدانید که در تن پاره گوشتى است که اگر به صلاح آمد همه تن به صلاح آید و اگر به فساد آمد همه تن به فساد آید بدانید که او همین قلب است.[۶]

رزق در قرآن

توجه آیات الهی به رزق و روزی انسان و موجودات دیگر نشانه اهمیت آن است. به عنوان نمونه به چند آیه اشاره می‌کنیم:

۱- «أنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتین»[۷] همانا خداوند روزی دهنده و صاحب قدرت محکم است.

این آیه یک اصل مسلم از اصول آفرینش را مطرح می‌کند، که همه‌ی جانداران عالم وجود دارای روزی هستند و در دیوان محاسبات این عالم از قلم نیفتاده‌اند.

۲- «وَ لَما تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إلی مَا مَتَّعْنا بِه أزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیوهِ الدُّنیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرُ وَ اَبْقی»[۸] هرگز چشم خود را به نعمت‌های مادی که به گروه‌هایی از آنان دادیم، میفکن که این‌ها شکوفه‌های زندگی دنیا است و برای این است که آنان را بیازماییم و روزیِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است.

۳- «وَلَوْ بَسَطَ اللهُ الْرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی‌الارضِ وَ لکن یُنَزِّلُ به قدرٍ مّا یَشاءُ إنَّهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیر»[۹] سرمایه و ثروت،‌ گاهی زمینه‌ساز فساد و گناه می‌شود، زیرا وقتی انسان‌ها خود را بی‌نیاز از خداوند می‌بینند طغیان می‌کنند.

«إنَّ الانسانَ لَیَطْغی أن رّزاءاهُ اسْتَغْنی»[۱۰] و همانا انسان طغیان می‌کند، زیرا خود را بی‌نیاز می‌بیند.

توصیفات قرآنی رزق

واژه رزق در قرآن کریم با اوصاف و ویژگی های گوناگونی توصیف شده است. اوصافی که در کلام الهی درباره رزق بیان شده، عبارتند از:

۱- رزق حسن:

«قَالَ یَاقَوْمِ أَ رَءَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلىَ‏ بَیِّنَهٍ مِّن رَّبِّى وَ رَزَقَنىِ مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا»[۱۱] گفت: ای قوم من، بیاندیشید، اگر از جانب پروردگار دلیل روشنی داشته باشم و او از سوی خود روزی نیکویی به من داده باشد، {آیا باز هم از پرستش او دست بردارم؟}….

نیکو بودن رزق معنوی که واضح و روشن است، رزق مادی نیز از آن جهت که رزقی است حلال، پس نیکو است و حسن، چرا که با استفاده از آن، انسان آمادگی و قدرت بیش تری جهت اطاعت و بندگی باری تعالی پیدا می کند. [۱۲]

۲- رزق کریم

«لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ‏ کَرِیمٌ‏ »[۱۳]: طبرسى در این آیه رزق‏ کریم‏ را عظیم و واسع و آنچه ناگوارى در آن نیست و در ذیل آیه چهارم از همین سوره، بزرگ و پر قیمت معنى کرده است. در اقرب الموارد آمده: «رِزْقٌ‏ کَرِیمٌ‏ اىْ کَثیرٌ» اینها همه مصداق شرافت و نفاست ‏اند.[۱۴] می توان گفت با توجه به معنای لغوی هر جا که سخن از رزق کریم به میان آمده است، نشان از نعمت ها و مواهب بسیار ارزشمند و بزرگ خواهد بود.

۳- رزق بغیر حساب

«وَ تَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَیرِحِسَابٍ»[۱۵] توصیف رزق به صفت «بی حسابی» از این باب است که رزق از ناحیه خدای تعالی بر طبق حال مرزوق صورت می گیرد؛ نه عوضی در آن هست و نه مرزوق طلبی از خدا دارد و نه استحقاق نسبت به رزق؛ آنچه مرزوقین دارند حاجت ذاتی و یا زبانی ایشان است، که هم ذاتشان ملک خدا است، و هم حاجت ذاتشان، و هم احتیاجاتی که به زبان در خواست می کنند. پس داده خدا در مقابل چیزی از بندگان قرار نمی گیرد، و به همین جهت حسابی در رزق او نیست.[۱۶]

البته توصیفات دیگری هم، کلمه رزق دارد که در قرآن بیان شده اما به دلیل مختصر بودن مقاله باید از بسیاری از آنها چشم پوشی کرد.

رزق در روایات

روایات زیادی در مورد رزق و روزی به میان آمده که ما به تعدادی از این روایات می‌پردازیم:

۱- قناعت به روزی کم:

الامام الصادق (علیه السلام): «مَن رَضِیَ مِنَ الله بالیَسیرِ مِنَ المَعاشِ، رَضی اللهُ مِنهُ بالیَسیر مِنَ العَمل»[۱۷]ا

هر که به اندک روزی خدا رضایت دهد،‌ خداوند نیز به اندک عمل او رضایت می‌دهد.

۲- غم روزی فردا خوردن:

الامام الصادق (علیه‌السلام): «مَنِ اهتَمَّ لِرِزقِهِ کُتِبَ عَلیه خَطیئه»[۱۸]ا

هر که غم روزی خود را بخورد، برایش یک گناه محسوب می‌شود.

۳- در ادعیه و زیارت

«اَللّهُمَّ ارزّقنی قَلبَاً تَقِیَّاً نَقیَّاً»[۱۹]

۴- قال الصادق علیه السلام:« ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ رُزِقَهَا کَانَ کَامِلًا الْعَقْلُ‏ وَ الْجَمَالُ‏ وَ الْفَصَاحَه»

سه خصلت است که هر کس از آن بهره مند باشد رزقش کامل است: خرد، زیبایی و فصاحت.»[۲۰]

فلسفه فراخی و تنگی رزق بندگان

آنچه در جامعه واقعیت دارد و انسان ها با آن روبه رو هستند، این است که عده ای از نظر رزق و روزی در رفاه و آسایش نسبی و معمولی هستند به نحوی که مردم در مورد آنها این چنین قضاوت می کنند: زندگی اش می گذرد و به کسی محتاج نیست.»

در ابتدا این سوال پیش می آید که چرا این همه تفاوت؟ راستی سرچشمه این تفاوت ها کجاست؟!

اگر انسان با معارف الهی آشنا نباشد، چه بسا با بررسی این اوضاع، در درون خود شبهه ای را در عدالت الهی مشاهد کرده و با خود بگوید پس عدالت الهی کجاست؟ اینجاست که اگر پاسخ مناسبی برای این سوالات نداشته باشد، ناخودآگاه به آن مبدا خیر و نیکی یعنی خداوند متعال سوءظن پیدا کرده و با خود نجوا می کند که دیگر خداوند از ما خوشش نمی آید، چرا که ما دچار تنگدستی شده ایم، و اگر روزی امکانات به او رو آورد، می گوید خدا ما را دوست دارد، چرا که وضع زندگی ما بهتر شده است. در یک کلام میزان توجه و عدم توجه خدا را در وسعت و تنگی رزق و روزی جست و جو می کند. [۲۱] قرآن کریم از قول بعضی از بندگانش چنین نقل می کند:

«فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَئهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ* وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَئهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّیِ أَهَانَنِ»[۲۲] اما آدمى، چون پروردگارش بیازماید و گرامى‏ اش دارد و نعمتش دهد، مى‏ گوید: پروردگار من مرا گرامى داشت. و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، مى‏ گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت.

این دو آیه مى‏ فهمانند که انسان سعادت در زندگى را عبارت از تنعم در دنیا و داشتن نعمت‏هاى فراوان می داند، و ملاک داشتن کرامت در درگاه الهى را همین داشتن نعمت فراوان مى ‏داند، و بر عکس ملاک نداشتن قدر و منزلت در درگاه خدا را نداشتن پول و ثروت مى‏ پندارد، در حالى که نه اولى ملاک احترام است و نه دومى ملاک نداشتن حرمت است، بلکه ملاک در داشتن قدر و منزلت نزد خدا تقرب به خداى تعالى از راه ایمان و عمل صالح است.[۲۳] با ملاحظه آیات و روایاتی که درباره رزق و روزی وارد شده است، می توان فهمید که خداوند سبحان وسعت و کمی رزق بندگان را به وجود مبارک خود نسبت می دهد.

الف- آیات

«إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ کاَنَ بِعِبَادِهِ خَبِیرَا بَصِیرًا[۲۴]» «که پروردگار تو رزق را براى هر که بخواهد توسعه مى ‏دهد و براى هر که بخواهد تنگ مى‏ گیرد».

«قُلْ إِنَّ رَبِی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ وَ لَکِنَّ أَکْثرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ[۲۵]» «بگو این پروردگار من است، که روزى را براى هر کس بخواهد بسیار، و براى هر کس بخواهد اندک مى‏ سازد، و لیکن بیشتر مردم نمى‏ دانند.»

ب- روایات

«لَا یَمْلِکُ‏ إِمْسَاکَ‏ الْأَرْزَاقِ وَ إِدْرَارَهَا إِلَّا الرَّازِقُ» اختیار کم و زیاد شدن روی ها جز در دست روزی رسان نیست.[۲۶]

در تفسیر نمونه می خوانیم: این نکته نیز روشن است که مراد از جمله “مَنْ یَشاءُ” (هر که را بخواهد) همان مشیت توأم با حکمت است یعنى هرکه را شایسته و مستحق بداند که مشیت خدا بى حساب نیست و هماهنگ با شایستگی ها و استحقاق ها است.[۲۷] با توجه به این مطلب یک جواب کلی به دست می آید که وسعت و تنگی روزی بر اساس حکمت الهی می باشد، در نتیجه هم اعطا و هم منع روزی از ناحیه خداوند سبحان، محمود خواهد بود؛ و اگر چنین شد دیگر نه افزایش روزی دیگران ما را تنگ می کند و نه تنگی روزی خودمان ما را محزون می نماید.

تفاوت مومن و کافر در استفاده از دنیا

اعمال انسان ها زاییده فکر و اعتقاد آنهاست و برای همین، عمل یک مومن به خاطر اعتقاداتی که دارد با اعمال کافر متفاوت است. مومن به ماوراء ماده هم اعتقاد دارد و خداوند را خالق عالم می داند اما کافر فقط دید مادی دارد و نگاهش به اسباب و عوامل ظاهری است. از جمله تفاوت هایی که بین مومن و کافر وجود دارد، تفاوت در کسب روزی و برآوردن نیاز جسمی است که می توان به دو مهم اشاره کرد.[۲۸]

۱- تفاوت در کسب روزی (کیفیت)

انسان کافر توجهی به حلال و حرام ندارد و بین این دو فرق نمی گذارد. اما مومن فقط به دنبال کسب روزی حلال است.[۲۹]

۲- تفاوت در مصرف (کمیت)

شخص کافر اهمیتی برای اسراف و تبذیر قائل نیست و در مصرف کردن به راحتی به اسراف یا تبذیر رو می آورد. اما انسان مومن اهل اسراف و تبذیر نیست و در مصرف کردن نیز بسیار دقیق است تا به اندازه مصرف کند.[۳۰]

توسعه رزق؛ خیر یا شر؟

یکی از بحث های مهم این است که آیا توسعه در رزق که در ظاهر امر مطلوب و خوبی به نظر می رسد، در واقع نیز به مصلحت انسان است یا نه؟ در پاسخ این سوال باید دانست که گاهی فقر انسان به مصلحت او است، یعنی فشارهایی که بر انسان وارد می شود، مثل کوره های ذوب آهن، ناخالصی ها را جدا می کند. به عنوان نمونه گاهی شخص اخلاق های زشتی دارد که به هیچ وجه حاضر نیست از آن دست بردارد، اما در اثر فشار هایی که بر او وارد می شود، کم کم مجبور به اصلاح خود می گردد. این گونه اشخاص گرچه شاید در ابتدا با لجبازی به مقاومت بپردازند ولی آهسته آهسته وقتی لذت و خوبی کاری را احساس کنند، با اشتیاق و اختیار آن را می پذیرند و به آن ملتزم می شوند. [۳۱]

img13372190

عوامل افزایش رزق و روزی

در سخن پیشوایان دین، عوامل و اسباب فراوانی برای ثروت و روزی شمرده شده است، انجام و رعایت این عوامل، علاوه بر معنویت و توجه به خدا باعث گشایش روزی می شود و زمینه ثروتمندی افراد و بی نیازی آنان را فراهم می سازد. در قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) راه های مختلفی برای گشایش روزی بیان شده که بر اساس دسته بندی ما عبارتند از:

۱- عمل های روزی افزا

۱-۱- درستکاری

گناه، روزی حلال را کم می کند و درستکاری و تقوا، روزی حلال را نصیب انسان می کند. [۳۲] جوانی نیازمند، خدمت امام صادق (ع) رسید و از تنگدستی خود شکاید کرد؛ امام (ع) به او فرمود: «طِبْ‏ نَفْساً فَإِنَّ اللَّهَ یُسَهِّلُ الْأَمْر» درستکار باش! خداوند روزی تورا می رساند و زندگی را بر تو آسان می کند.

جوان بیرون آمد؛ در میان راه کیسه ای پیدا کرد. هفت صد دینار در آن بود، با خود گفت، باید به سفارش امام (ع) عمل کنم. شروع کرد به اعلام نمودن که هر کس کیسه ای گم کرده بیاید و نشانه اش را بگوید و آن را بگیرد. مردی آمد و نشانه های کیسه را گفت: کیسه اش را گرفت و هفتاد دینار به رضایت خود به آن جوان داد. جوان به خدمت امام بازگشت و ماجرای خویش را تعریف کرد؛ امام تبسم کردند و فرمودند: این هفتاد دینار حلال، بهتر است از هفتصد دینار حرام و این را خدا برای تو فرستاده است. آن جوان با آن پول تجارت کرد و توانمند شد.[۳۳]

۱-۲- استغفار

آیات الهی و سخنان پیشوایان دین، پیوندی روشن میان مسائل معنوی و مادی برقرار می سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوی خدا را مایه آبادانی، طراوت و سرسبزی و وسعت روزی بر می شمارد. از جمله، پیامبر بزرگ اسلام به فرمان خدا به امت خویش می گوید: [۳۴] «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا* یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکمُ مِّدْرَارًا* وَ یُمْدِدْکمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یجَعَل لَّکُمْ جَنَّاتٍ وَ یجْعَل لَّکمْ أَنهْارًا» [۳۵] به آنان گفتم از گناهان خویش در پیشگاه الهی استغفار کنید که او آمرزنده است، تا باران آسمان پشت سر هم بر شما فرو ریزد و شما را با اموال و فرزندان کمک کند و باغ ها و نهر ها برای شما قرار دهد.

۱-۳- تقوا و پرهیزگاری

«ومن یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب؛[۳۶] هر کس از خدا پروا کند، [پروردگار] برای او راه بیرون شدن [از سختی ها] را قرار می دهد و از جایی که حسابش را نمی کند، به او روزی می رساند.»

«ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض»؛[۳۷] هر گاه مردم روی زمین، ایمان آورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را به روی آنان می گشاییم.»

رزق بی گمان و یا لطفی که بدون تدبیر برای انسان فراهم می شود، نعمتی است که امام صادق -علیه السلام- آن را مخصوص بندگان با ایمان خداوند دانسته است و ضمن تفسیر آن به «مبارک و خیر بودن»، حکمت این رحمت را ارتباط بیشتر مؤمنان با خداوند از راه دعا به درگاه او می داند، تا بیشتر از همیشه روزی ای بدون پیش بینی نصیب خود سازد.[۳۸]

امام زین العابدین علیه السلام در دعای خود به ما آموزش می دهد از خداوند این گونه حاجت بخواهیم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد واکفنی مؤونه الاکتساب وارزقنی من غیر احتساب»؛[۳۹]

۲- اعمال عبادی

۲-۱- نماز‌ها

پیاپی خواندن نماز‌ها

یعنی انسان نماز ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء را در یک زمان بخواند، البته خواندن تعقیب فاصله محسوب نمی‌شود.[۴۰]

تعقیب خواندن بعد از نماز صبح[۴۱]

نماز شب [۴۲]

۲-۲- سوره‌ها و آیات

قرائت قرآن در منزل [۴۳]

سوره یس [۴۴]

سوره ذاریات [۴۵]

۳- اعمال غیر‌عبادی

۳-۱- صله‌ی رحم [۴۶]

۳-۲- باز‌گو کردن اذان [۴۷]

۳-۳- شکر و سپاسگزاری از صاحب نعمت:

«لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاَزیدَنَّکُم»[۴۸] «شُکْرَالنعَمِ یُضاعفها و یَزیدُها»[۴۹]
۳-۴- ازدواج [۵۰]

۴- سایر اعمال

۱- تقوا [۵۱]
۲- زیارت امام حسین (علیه السلام)[۵۲]
۳- مداومت بر وضو[۵۳]

عوامل کاستی و نقصان رزق

بسیاری از کارهای حرام و مکروه باعث فقر و تنگدستی می‌شوند. کسی که خواستار گشایش در روزی است،‌ ابتدا باید از این رفتارها دوری کند، سپس با تلاش و کوشش و با امید و توکل به خداوند، به دنبال رزق خویش برود. اکنون موجبات فقر و تنگدستی را به ترتیب اهمیت یادآوری می‌کنیم:
۱- ربا [۵۴]
۲- اسراف [۵۵]

۳- تظاهر به فقر [۵۶]

۴- گناه [۵۷]
۵- تحقیر نعمت‌ها [۵۸]

۶- ترک نهی از منکر [۵۹]
۷- نفرین پدر و مادر [۶۰]

۸- گوش کردن موسیقی [۶۱]

۹- خوردن و آشامیدن در حال جنابت [۶۲]

۱۰- تلاوت نکردن قرآن [۶۳]

۱۱- ولخرجی [۶۴]

منابع و ماخذ

* قرآن کریم

* نهج البلاغه

* صحیفه سجادیه

* مفاتیح الجنان

۱- ابی جعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق، کلینی، الکافی، ج ۳، قم، انتشارات دارالکتب اسلامیه، ۱۳۶۷هـ ق.

۲- ابی جعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق،کلینی، اصول کافی، ترجمه جواد مصطفوی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل‌البیت، بی‌تا.

۳- ابوالقاسم، پاینده، نهج الفصاحه، چاپ چهارم‏، تهران‏، دنیاى دانش‏، ۱۳۸۲ ش‏

۴- سید محمد باقر، موسوى همدانى، تفسیر المیزان، ج ۳، چاپ پنجم، قم، انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ هـ ش.

۵- سید محمد باقر، موسوى همدانى، تفسیر المیزان، ج ۲۰، چاپ پنجم، قم، انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ هـ ش.

۶- حسن بن فضل، طبرسی، مکارم الاخلاق، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۶۸هـ ش.

۷- حسن بن على ابن، شعبه حرانى، ‏تحف العقول،(غفارى، على اکبر)، چاپ دوم، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳ش.

۸- رضا، توحیدی، وسعت رزق، قم، انتشارات صالحان، ۱۳۸۹هـ ش.

۹- سید ابوالحسن، مهدوی، رزق، چاپ دوم، اصفهان، انتشارات نسیم رحمت، ۱۳۹۱ش.

۱۰- سید علی اکبر قریشی، قاموس قرآن، ج ۶، چاپ ششم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۲ق.

۱۱- شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، محمدبن علی بن بابویه قمی، ج ۱ ، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۰۱هـ ق.

۱۲- فضل بن حسن، طبرسی، مجمع‌البیان، ج ۹ ، بی چا، تهران، فرهانی، بی تا.

۱۳- علی، متین، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث، چاپ اول، قم، انتشارات بین الملل،۱۳۸۵ هـ ش.

۱۴- علی بن محمد، لیثی، عیون الحکم و المواعظ، مصحح حسین‏ حسنى بیرجندى، چاپ اول، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ش.

۱۵- عبدالواحد، تمیمی آمدی، غررالحکم، قم، انتشارات مؤسسه دارالکتاب، بی‌تا.

۱۶- محمد علی، قاسمی، گشایش روزی، چاپ یازدهم، قم، نور الزهراء(س)، ۱۳۹۲ش.

۱۷- محمد علی قاسمی، روزی حلال، چاپ چهاردهم، قم، نور الزهراء(س)، ۱۳۹۲ش.

۱۸- محمد، محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، ج ۵، بی چا، قم، انتشارات دارالحدیث،۱۴۱۶هـ ق،۱۳۸۴ هـ ش.

۱۹- محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۷،بیروت، انتشارات مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳هـ‌ ق.

۲۰- محمدحسن، الحر عاملی، وسائل الشیعه، قم، انتشارات مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۱۴هـ ق.

۲۱- ناصر، مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۱۶، چاپ اول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

۲۲- محمد بن حسن، طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، بیروت، چاپ دارالصعب، دارالتعارف، ۱۴۰۱هـ ق.

۲۳- میرزا حسین، نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۳، بیروت، انتشارات مؤسسه آل‌بیت، ۱۴۰۸هـ ق.

۲۴- محمد، کلباسی، السعه و الرزق، مرتضی نجفی،قم ، انتشارات افق فردا، ۱۳۸۴هـ ‌ش.

پی نوشت

[۱] حسن، عمید، فرهنگ لغت عمید

[۲] سید ابوالحسن، مهدوی، رزق، ص۳۱

[۳] محمد علی، قاسمی، گشایش روزی، ص ۲۰

[۴] سید ابوالحسن، مهدوی، همان کتاب، ص ۳۷

[۵] محمد علی قاسمی، روزی حلال، ص ۲۷

[۶] ابوالقاسم، پاینده، نهج الفصاحه، ص ۴۵۱

[۷] سوره ذاریات، آیه ۵۸

[۸] سوره طه، آیه۳۱

[۹] سوره شوری، آیه ۲۷

[۱۰] ‌سوره علق،آیه ۶ و ۷

[۱۱] سوره هود، آیه ۸۸٫

[۱۲] علی، متین، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص ۲۳٫

[۱۳] سوره انفال، آیه ۴٫ ۷۴٫

[۱۴] سید علی اکبر قریشی، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۱۰۴٫

[۱۵] سوره آل عمران(۳)، آیه ۲۷٫

[۱۶] تفسیر المیزان ، ج۳ ، ص ۲۲۱- ۲۲۰٫

[۱۷] محمدی محمدی ری‌شهری میزان الحکمه ج ۵ ص ۲۰۵۴- حدیث ۷۱۸۱٫

[۱۸] همان ص ۲۰۵۲ حدیث ۷۱۷۱

[۱۹] سید قمی، مفاتیح الجنان، ۲۸۰٫

[۲۰] تحف العقول؛ ص ۳۲۰٫

[۲۱] علی متین، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص ۲۲۶٫

[۲۲] سوره فجر، آیه ۱۵ و ۱۶٫

[۲۳] تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۴۷۴٫

[۲۴] سوره اسراء، آیه ۳۰

[۲۵] سوره سبا، آیه ۳۶

[۲۶] علی بن محمد لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ص ۵۴۲

[۲۷] تفسیر نمونه، ج ۱۶،ص ۲۳۹٫

[۲۸] سید ابوالحسن مهدوی، همان کتاب، ص۱۱۷

[۲۹] همان، ص۱۱۷

[۳۰] همان ص ۱۱۷٫

[۳۱] سید ابوالحسن مهدوی، همان کتاب، ص ، ۱۰۵

[۳۲] محمد علی قاسمی، روزی حلال، ص ۲۴۵

[۳۳] بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۱۱۷

[۳۴] محمد علی قاسمی، گشایش روزی، ص ۶۲

[۳۵] سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲

[۳۶] سوره طلاق، آیه ۲ و ۳٫

[۳۷] سوره اعراف،آیه ۹۶

[۳۸] بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۹ و ج ۷۷، ص ۱۶۴ و ج۱۰۳، ص ۳۶؛

[۳۹] صحیفه ی سجادیه، دعای ۲۰٫

[۴۰] رضا توحیدی وسعت رزق ص ۱۴۶

[۴۱] محمد من یعقوب کلینی الکافی ج ۳ ص ۲۸۷

[۴۲] محمدبن حن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۵٫

[۴۳] محمد‌بن یعقوب کلینی الکافی، ج ۲،ص ۴۹۸

[۴۴] رضا توحیدی وسعت رزق، ص ۱۸۱

[۴۵] طبرسی مجمع‌البیان، ج ۹ ،ص ۲۷۹

[۴۶] علامه محمدباقر مجلسی بحارالانوار، ج ۷۴ ،ص ۹۲

[۴۷] توحیدی، رضا، وسعت رزق ،ص ۱۵۱

[۴۸] سوره ابراهیم، آیه ۷

[۴۹] غرر الحکم فصل ۴۰ ص ۴۴۱ـ روایت ۱۱

[۵۰] حسن بن فضل طبرسی مکارم الاخلاق، ص ۱۹۶

[۵۱] سوره طلاق، آیه ۲ و ۳

[۵۲] محمد بن حسن طوسی تهذیب، ج ۶ ،ص ۴۲

[۵۳] میرزا حسین نوری مستدرک الوسائل، ج ۱۳،ص ۴۱

[۵۴] محمدبن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۱۵٫

[۵۵] عبدالواحد تمیمی آمدی، غررالحکم، ص ۳۵۹٫

[۵۶] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۲۹۲٫

[۵۷] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۰۱٫

[۵۸] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷، ص ۳۴۷٫

[۵۹] محمد کلباسی، مرتضی نجفی، السعه و الرزق، ص ۳۸٫

[۶۰] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۴۷٫

[۶۱] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۴۷٫

[۶۲] شیخ صدوق، محمدبن علی بن بابویه قمی، من لا یحضر الفقیه، ج ۱، ص ۸۳٫

[۶۳] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۰۰٫

[۶۴] محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۲۲٫

[۶۵] سوره ابراهیم، آیه ۷٫

انتهای پیام/ ندای اصفهان

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.