سرویس: غیر تولیدی » نقلی ۱۲:۵۷ - چهارشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۲

دكتر يعقوب توكلي

دلیل سقوط شاه از دید دربار

سقوط شاه در كتاب‌هاي خاطرات و تاريخ‌نگاري معاصر از ديدگاه‌هاي مختلفي مورد برسي قرار گرفته هر كس از ديد خودش و يا از ديد طبقه اجتماعي خود اين حادثه بزرگ را توجيه كرده در اين ميان توجيهات درباريان جالب توجه است دكتر يعقوب توكلي در كتاب سبک شناسی تاریخ نگاری معاصر به قسمتي از اين توجيحات تحت عنوان دليل سقوط شاه از ديد درباريان پرداخته كه خواندن آن خالي از لطف نيست

به گزارش واحد رصد فضای مجازی اصفهان شرق: سقوط شاه در کتاب‌های خاطرات و تاریخ‌نگاری معاصر از دیدگاه‌های مختلفی مورد برسی قرار گرفته هر کس از دید خودش و یا از دید طبقه اجتماعی خود این حادثه بزرگ را توجیه کرده در این میان توجیهات درباریان جالب توجه است دکتر یعقوب توکلی در کتاب سبک شناسی تاریخ نگاری معاصر به قسمتی از این توجیهات تحت عنوان دلیل سقوط شاه از دید درباریان پرداخته که خواندن آن خالی از لطف نیست البته یک بار دیگر تاکید می‌کنیم که این توجیهات از کتب خاطرات این افراد استخراج شده است:

شاه

عبدالمجید مجیدی در کتاب ‌خاطراتش فساد مالی و گسترده‌، بی‌برنامگی و در عین حال ظلم و ستم ساواک را مسبب ایجاد انقلاب در ایران می‌داند.

فریدون هویدا فساد شخص شاه را دلیل سقوط پهلوی می‌داند و این‌گونه می‌آورد که برای سقوط پهلوی هیچ دلیلی آشکار‌تر از وجود خو شاه نیست‌.

 اما جهانگیر تفضلی در خاطرات خود فساد اطرافیان شاه را عامل این قضیه می‌داند‌؛ نگاهی تمجیدی نسبت به شاه دارد و در کتاب خود بسیار به تحصیل شاه در دانشگاه‌های سوئیس اشاره دارد در صورتی که شاه بعد از پنجم ابتدایی به سوئیس رفت و در آن‌جا حدود پنج سال درس خواند و‌ بعد‌ها فردوست توضیح می‌دهد که شاه به چه صورت در دانشگاه درس می‌خوانده است.

شاه

علی امینی در کتاب‌های خاطراتش به مقوله عدم همکاری جبهه ملی اشاره می‌کند و معتقد است:

 اگر این گروه در آن سال‌ها همکاری می‌کردند‌، ما می‌توانستیم سلطنت را کنترل کنیم واجازه نمی‌دادیم سلطنت به انحراف برود و خودخواهی شاه کنترل می‌شد.

شاپوربختیار در خاطرات خودش بیشتر خود بزرگ بینی‌های شاه را دلیل سقوط حکومت می داند و معتقد است:

 قصور بیش از اندازه شاه باعث شد که اراده و احاطه خودش را بر اموراز دست بدهد و نهایتا منتهی به سقوط شد.

علی امینی بغض شدیدی نسبت به امام داشت و البته اوایل با احترام بیشتری از امام یاد می‌کند وی می‌گوید:

 من به قم رفتم و روحانیون گفتند شخصیتی به نام آیت الله خمینی وجود دارد. ما خدمت ایشان رسیدیم‌. ایشان در مورد بعضی از امور به بنده ایراد گرفت، مثل بحث قوانین ازدواج و اصلاحات ارضی‌، اما هنگامی که از محضر ایشان مرخص شدیم امام بنده را تا دم در بدرقه نکرد و من هم به شاه گفتم در میان این روحانیون که درقم هستند‌، این روحانی را بیشتر مراقبت کنید و آدم قابل توجهی است.

سبک شناسی تاریخ نگاری معاصر –یعقوب توکلی  ص۱۱۲

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.